024-037-102-نور

« Back to Glossary Index
مردانی تسبیح میکنند که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد آوردنِ الله و از بپا داشتن نماز صحیح و دادن زکات مقرره غافل نمی گرداند (این خانه ها مسجد های حقیقی اند که مرکز تبلیغات دین اسلام حقیقی میباشند و نیز این خانه ها شامل خانه هائی هم میشود که در آن هدایت شدگان حقیقی به اسلام تبلیغ اسلام حقیقی را میکنند و تسبيح الله در اصطلاح قرآن یعنی پاک و دور معرفی کردن الله از صفات و عقایدی که کج مذهبان به الله می چسبانند و او را کسی معرفی میکنند که کارها را به روح مرده گان مقدس واگذار کرده و شفاعت و پارتی بازی آنان را برای مردم می پذیرد، متاسفانه می بینیم بنام اسلام هر آنچه را قرآن مجید توضیح داده، دگرگون به مردم گفته اند و تصور میکنند تسبیح کردن یعنی سبحان الله گفتن، بدون آنکه معنای تسبیح را بدانند و نماز خواندن یعنی عبارتی عربی را خواندن بدون آنکه معنای آنرا در ذهن آورند) و آنان در همه حال از زمانی میترسند که در آن توجه های درون و چشم ها دگرگون میگردد (در زندگی دوباره انسانها در آخرت، بواسطه اینکه جسم های انسانها از آب و خاک دیگری، غیر آب و خاک زمین دنیاست توجه های روح انسان و چشمان آنان به خواهشهای دنیایی نیست که آینده را فدای حال کند، بلکه نگران مجازات اعمال بد دنیائی خود میباشند) (۳۷)
رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

مردانی که هیچ دادوستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات بازنمی‌دارد؛ آنان از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیده‌ها در آن دگرگون و پریشان می‌شود.


رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ

مردانی که هیچ تجارتی و هیچ خرید و فروشی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات بازنمی‌دارد.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • رِجَالٌ: اسم، جمع «رَجُل»، نکره، مرفوع؛ به معنای مردان
  • لَا: حرف نفی
  • تُلْهِيهِمْ: فعل مضارع، مرفوع؛ «تُلهي» از ریشهٔ «لَهْو»، به معنای سرگرم و غافل کردن؛ «هُم» ضمیر مفعولی، آنان را
  • تِجَارَةٌ: اسم، نکره، مرفوع، فاعل؛ داد و ستد، تجارت
  • وَلَا: حرف عطف همراه با نفی
  • بَيْعٌ: اسم، نکره، مرفوع، معطوف بر «تجارة»؛ خرید و فروش
  • عَنْ: حرف جر؛ از، دور از
  • ذِكْرِ: اسم مجرور به «عن»، مضاف؛ یاد
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه، مجرور
  • وَ: حرف عطف
  • إِقَامِ: مصدر، اسم مجرور، مضاف؛ برپا داشتن
  • الصَّلَاةِ: اسم، مضاف‌الیه، مجرور؛ نماز
  • وَ: حرف عطف
  • إِيتَاءِ: مصدر، اسم مجرور، مضاف؛ دادن، پرداخت کردن
  • الزَّكَاةِ: اسم، مضاف‌الیه، مجرور؛ زکات


يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

ترجمهٔ فارسی:
آنان از روزی می‌ترسند که در آن دل‌ها و چشم‌ها دگرگون می‌شود.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • يَخَافُونَ: فعل مضارع، مرفوع، واو جماعت؛ می‌ترسند
  • يَوْمًا: اسم، نکره، منصوب، مفعول‌به؛ روزی
  • تَتَقَلَّبُ: فعل مضارع، مرفوع؛ دگرگون می‌شود، زیر و رو می‌گردد
  • فِيهِ: جار و مجرور؛ در آن
  • الْقُلُوبُ: اسم، جمع «قلب»، معرفه، مرفوع، فاعل؛ دل‌ها
  • وَ: حرف عطف
  • الْأَبْصَارُ: اسم، جمع «بَصَر»، معرفه، مرفوع، معطوف بر «القلوب»؛ دیدگان، چشم‌ها
Nach oben scrollen