004-169-099-نساء

« Back to Glossary Index
جز راه جهنم را که باید همیشه در آن بمانند و این بر الله آسان است (۱۶۹)

إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا

جز راه جهنم که در آن جاودان می‌مانند؛ و آن بر خدا آسان بود.

  1. إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: مگر راهِ جهنم که در آن تا ابد باقی خواهند ماند.
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِلَّا: حرف استثناء که معمولاً به معنی «جز، مگر» است.
    • طَرِيقَ: اسم مفرد منصوب از «طَرِيق» به معنی «راه، مسیر». در اینجا مفعول یا مورد استثناء بعد از إِلَّا است.
    • جَهَنَّمَ: اسم خاص و بهشتِ مخالف؛ در متون اسلامی به دوزخ یا جای عذاب پس از مرگ گفته می‌شود.
    • خَالِدِينَ: صفت حال یا وصف برای محکومین، از مصدر «خلود» به معنی «ماندن طولانی/ابدی»؛ «خالدین» اسم فاعل جمع مذکر سالم میانه حال منصوب یا موصوف که به معنی «جاودان/پایا/ماندگار» است.
    • فِيهَا: «فِي» حرف جر به معنی «در»، و «هَا» ضمیر غایب مؤنث مفرد به معنی «آن» که به جهنم بازمی‌گردد؛ «در آن».
    • أَبَدًا: قید زمان به معنی «همیشه، تا ابد، برای همیشه».
    • علائم نگارشی (علامت وقف): آیه با وقف کوتاه پایان یافته است.

  1. وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و آن برای خدا آسان بود.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف به معنی «و».
    • كَانَ: فعل ماضی ناقص از «کان» که در معنا کمک‌کننده است برای ساختن جمله‌ی خبری ماضی؛ اینجا به معنی «بود».
    • ذَٰلِكَ: ضمیر اشاره به صورت اسم إشارة به معنی «آن» یا «آن امر/چنین تجربه». برای اشاره به مفهوم جملهٔ پیشین (عذاب ابد در جهنم) به کار رفته است.
    • عَلَى: حرف جر به معنی «بر، بر روی، نسبت به».
    • اللَّهِ: اسم مخصوص «خدا» به حالت جرّ (مضاف‌الیه)؛ معنی «نسبت به خدا/برای خدا».
    • يَسِيرًا: صفت یا خبر کَانَ به صورت «یَسِیرًا» مصدر یا حال نکره منصوب به معنی «سبک، آسان، سهل»؛ در معنی جمله «آسان است/آسان بود».
    • ترکیب «كَانَ … يَسِيرًا»: اگرچه «كان» ماضی است، در آیات قرآنی برای تثبیت و تأکید سخنِ خبری درباره حقیقتی استفاده می‌شود؛ بدین معنا که «آن امر برای خدا کاری آسان است» یا «برای خدا آسان بود».
Nach oben scrollen