004-135-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای کسانی که گرویدید باشید عمل کنندگان به عدالت و برای رضای الله گواهی راست دهید اگر چه برضرر خودتان و پدر و مادر و خویشان نزدیکتان باشد. اگر دو طرفی که شما باید به نفع یکی و بر ضرر دیگری شهادت دهید توانگر یا درویش باشد الله به رفتار با آنان سزاوارتر است، شما نباید از تمایلات خود درباره آنان تبعیت کنید و عدالت نکنید، و اگر زبان خود را به شهادت ناحق بگردانید و یا از شهادت دادن آنچه دیده اید سرباز زنيد الله به آنچه میکنید آگاه است (در پرونده شما حساب خواهد شد و در آخرت مجازات می شوید) (۱۳۵)

يا أيها الذين آمنوا كونوا قوامين بالعدل شهداء لله ولو على أنفسكم أو الوالدين والأقربين إن يكن غنياً أو فقيراً فاللہ أولى بهما فلا تتبعوا الهوى أن تعدلوا وإن تلووا أو تعرضوا فإن الله كان بما تعملون خبيرًا

یا اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، عدالت‌گرايانه قيام كنيد، شاهد باشيد براى خدا، حتى بر خودتان يا پدر و مادر و نزديكان؛ اگر پردرآمد يا ناتوان باشند، پس خدا سزاوارتر به آنهاست؛ پس از هوا و هوس پيروى نكنيد تا عدل كنيد. و اگر كج‌روى كنيد يا روى بگردانيد، همانا خدا بر آنچه مى‌كنيد داناست.


يا أيها الذين آمنوا

  • ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد.
  • توضيح كلمات:
    • يا: حرف نداء؛ براى مخاطب قرار دادن.
    • أيها: صيغه محترمانهٔ ندايى همراه با «يا».
    • الذين: ضمير نسبت‌دهنده؛ «كسانى كه».
    • آمنوا: فعل ماضى از «آمَنَ» در صيغهٔ جمع مخاطب؛ به معناى ايمان آورده‌اند/باور كرده‌اند. در اينجا خطاب به مؤمنان است.

كونوا قَوّامينَ بِالقِسطِ

  • ترجمه: قيام كنيد به عدالت / عدالت‌گرايانه باشيد (يا «قائم به قسط باشيد»).
  • توضیح كلمات:
    • كونوا: فعل امر جمع از «كانَ» با «وا» جمع؛ به معناى «باشيد» يا «باشید».
    • قَوّامينَ: اسم مفعول/صفة فاعليت از «قَوَمَ» به معناى قائم‌اند، محكم و ثابت؛ در تركيب «قَوّام» به معناى «پايه‌گزار، قائم‌کننده» يا «پایدار و برقرار در عمل» آمده است. در سياق اخلاقى به معناى «پایدار در انجام عدالت و برپا داشتن آن» گرفته مى‌شود.
    • بِالقِسطِ: حرف جر «بِ» + «القسط»؛ «القسط» به معناى عدالت، دادورزى. «بـِالقسط» به معناى «با عدالت» يا «در راه عدالت».

شُهَداءَ لِلَّهِ

  • ترجمه: گواهان براى خدا / شاهدان در راه خدا باشيد.
  • توضیح كلمات:
    • شُهَداءَ: جمع «شهيد» در معناى «گواه، شاهد». توجه: در قرآن «شهيد» هم به معناى گواه و هم به معناى كسى كه براى دين شهيد مى‌شود به كار رفته است؛ در اينجا معنای «گواه» مدنظر است.
    • لِلَّهِ: «لـِ» حرف اضافهٔ تعلق يا نسب، + «الله»؛ يعنى «براى خدا» يا «به خاطر خدا». تركيب نشان‌دهندهٔ اين است كه شهادت و عدالت بايد در راه رضاي خدا و به خاطر او باشد.

وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُم

  • ترجمه: و حتی بر خودتان.
  • توضیح كلمات:
    • و: حرف عطف؛ «و».
    • لو: در اينجا «لو» به معناى «حتی اگر» يا «هرچند» است؛ توجه كنيد «لو» در حديث قرآنى فرم شرطى آورده شده به معناى «اگر حتی».
    • على: حرف اضافه «بر».
    • أنفسكم: «نفس» به معناى جان يا خود؛ «أنفسكم» ضمير مضاف اليه «شما» جمع؛ «خودتان».

معنى تركيبی: حتي اگر اين شهادت يا عدالت شامل خودتان شود، بايد بر آن پاى بيمان باشيد.


أَوِ الوالِدَينِ وَالأَقْرَبينَ

  • ترجمه: يا پدر و مادر و نزديكان.
  • توضیح كلمات:
    • أو: يا (عطف انتخابى).
    • الوالدين: جمع والد به معناى پدر و مادر؛ صيغهٔ مثنى در اصل عربى (والدين) معمولاً به معناى «پدر و مادر».
    • و: وِ عطف.
    • الأقربين: جمع/نسبت از «قريب» به معناى خويشاوندان يا نزديكان.

تركيب: «يا بر خودتان يا بر پدر و مادر و خويشاوندان»؛ اشاره به اينكه عدالت بايد حتّى اگر نسبت از نزديكان است رعايت شود.


إِن يَكُن غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا

  • ترجمه: اگر (آنها) دارا باشند يا ندار.
  • توضیح كلمات:
    • إن: أداة شرط غير حقيقية/تفصيلية؛ «اگر / هرگاه».
    • يكن: فعل مضارع منفى با «إن» به معناى «باشد»؛ از «كانَ» به صورت «يَكُن».
    • غَنِيًّا: غنى به معناى ثروتمند، دارا؛ صفت خبر حالت.
    • أو: يا.
    • فَقِيرًا: فقير به معناى ناتوان، فقیر، بی‌بضاعت.

معنى: مهم نيست آنان ثروتمند باشند يا فقير؛ عدالت بايد برقرار باشد.


فَاللَّهُ أَولىٰ بِهِمَا

  • ترجمه: پس خدا سزاوارتر به آنهاست / پس حق با خدا نسبت به آنها بيشتر است.
  • توضیح كلمات:
    • فـَ: حرف استنتاج/نتيجه.
    • الله: نام خدا.
    • أَولىٰ: صيغهٔ تفضيل از «اول» به معناى سزاوارتر، مستحق‌تر، اولویت داشتن.
    • بهما: ضمير اشاره به مثنى (دو مورد قبلى «غنيًا أو فقيرًا»)؛ «به آن دو».

معنى: چون حق و عدالت متعلق به خداست، او سزاوارتر است كه دربارهٔ آنها حكم كند و ما نبايد به مصلحت‌پرستىِ نفس يا نسبت‌ها مهر تأييد بزنيم.


فَلا تَتَّبِعُوا الهَوىٰ أَن تَعْدِلوا

  • ترجمه: پس از هوا و هوس پيروى نكنيد تا عدل كنيد.
  • توضیح كلمات:
    • فـَ: پس، در نتيجه.
    • لا: نه (نفى امر).
    • تتبعوا: فعل مضارع جمع «تابَعَ» به معناى پيروى كردن يا دنبال كردن؛ «پيروى نكنيد».
    • الهوىٰ: هوى به معناى هوس، خواهش نفس، ميل شخصى.
    • أن: حرف مصادر/مصدر؛ «كه».
    • تعدلوا: فعل مضارع جمع «عدل» به معناى عدالت ورزيدن/عدل كنيد. تركيب «لا تتبعوا الهوى أن تعدلوا» به معناى «از هوا پيروى نكنيد تا عدل كنيد» — يعنى مبادا هوس شما را از دادوعدالت بازدارد.

تبيين: هشدار به اين كه خواهش‌ها و تعصبات شخصى نبايد مانع انجام عدالت شوند.


وَإِن تَلَوُّوا أَوْ تُعْرِضُوا

  • ترجمه: و اگر كج‌روى كنيد يا روى بگردانيد.
  • توضیح كلمات:
    • و: و.
    • إن: اگر.
    • تلوّوا: از «لوى» به معناى كج شدن، انحراف كردن؛ صيغه مضارع جمع «برگرديد/كج رويد». در اين سياق به معناى عدول از حق يا تعديل نكردن مى‌آيد.
    • أو: يا.
    • تعرضوا: از «عرضَ» در صيغهٔ متعدى به معناى روى بگردانيد، پشت كنيد، چشم پوشى كنيد؛ يعنى از دادن شهادت يا اعمال عدالت خوددارى كنيد.

معنى مجموعى: اگر شما انحراف ورزيد يا روى برتافتيد (از عدل)، نتيجه و عواقبش روشن است.


فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

  • ترجمه: زيرا خدا بر آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.
  • توضیح كلمات:
    • فَ: پس/بنابراين.
    • إنَّ: حرف تأكيد توابع؛ «همانا».
    • الله: خدا.
    • كانَ: فعل ماضى خبرى از «كانَ»؛ همراه با إنّ به صورت تأكيدى — ساختار نحوى براى تأكيد.
    • بِما: «بـِ» حرف اضافه + «ما» موصول/ضمير؛ «به آنچه».
    • تَعْمَلُونَ: فعل مضارع از «عمل» به معناى انجام مى‌دهيد.
    • خَبِيرًا: از «خبير» به معناى آگاه، دانا نسبت به جزئيات.

تفسير مختصر: تأكيد بر علم و آگاهى خدا نسبت به اعمال انسان‌ها؛ بدانيد كه اگر از عدالت سر باز زنيد، خدا مى‌داند.

Nach oben scrollen