004-116-099-نساء

« Back to Glossary Index
و الله هرگز شریک قرار دادن برای خودش را نمی آمرزد (منظور از شریک، شریک در خالقیت نیست، زیرا هیچ بت پرستی جز به یک خالق معتقد نیست، بلکه منظور شریک قرار دادن در علاقه و در صاحب اختیاری و اطاعت بنده وار در دستورات دینی و اجتماعی میباشد) غیر از این برای هر کس صلاح بداند، هر گناه دیگری را می آمرزد و کسی که در اطاعت دستورات الله، شریکی برای الله قرار داد به گمراهی بس دوری راه خود را گم کرده (۱۱۶)
إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَيَغفِرُ ما دونَ ذٰلِكَ لِمَن يَشاءُ ۚ وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَد ضَلَّ ضَلالًا بَعيدًا

خداوند هرگز نمی‌بخشد که به او شریک قائل شوند، و هر چیز جز آن را برای هر که بخواهد می‌بخشد؛ و هر که به خدا شریک ورزد، بی‌گمان در گمراهی‌ای دور افتاده است.


جملهٔ اول (عربی): إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ

ترجمهٔ فارسی: به راستی خدا هرگز نمی‌آمرزد که به او شریک قایل شوند.

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تاکید و تثبیت، «به راستی/قطعا».
  • اللَّهَ: «خدا» (مفعولِ نصب در ترکیب با إِنَّ).
  • لا: حرف نفی؛ «نمی‌ـ».
  • يَغفِرُ: فعل مضارع از ریشهٔ «غفر» به معنی «می‌آمرزد/می‌بخشد».
  • أَن: حرف مصدرساز؛ «این‌که».
  • يُشرَكَ: فعل مضارع مجهول از ریشهٔ «شرك» به معنی «شرک ورزیده شود/شریک قرار داده شود».
  • بِهِ: «بـ» حرف جر + ضمیر «هِ» = «به او/برای او» (منظور خدا). ترکیب و معنی کلی: «لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ» = «نمی‌آمرزد این که به او شریک قائل شوند».

جملهٔ دوم (عربی): وَيَغفِرُ ما دونَ ذٰلِكَ لِمَن يَشاءُ

ترجمهٔ فارسی: و هر چه غیر از آن است را برای هر که بخواهد می‌آمرزد.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: «و» عطف.
  • يَغفِرُ: «می‌آمرزد/می‌بخشد» (همان فعل).
  • ما: «آنچه/هر چیز» (موصول یا اسم موصول).
  • دُونَ: «جز/غیر از/پایین‌تر از»؛ «ما دونَ ذٰلِكَ» = «آنچه جز آن (شرک) است».
  • ذٰلِكَ: «آن» (اشاره به مطلب پیشین — شرک).
  • لِمَن: «برای هر که/برای کسی که» («لـِ» + «مَن»).
  • يَشاءُ: «می‌خواهد/اراده می‌کند»؛ فعل از «شاء». ترکیب و معنی کلی: «و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء» = «و هر چه غیر از آن است را هر که بخواهد می‌آمرزد».

جملهٔ سوم (عربی): وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَد ضَلَّ ضَلالًا بَعيدًا

ترجمهٔ فارسی: و هر که به خدا شریک ورزد، همانا در گمراهی‌ای بسیار دور افتاده است.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: «و» عطف.
  • مَن: «هر که/هر کس که» (نکره/موصول).
  • يُشرِك: فعل مضارع از «شرك» به صورت فاعلی؛ «شرک می‌ورزد/شریک می‌گذارد».
  • بِاللَّهِ: «بـ» حرف جر + «اللَّهِ» = «به خدا/با خدا».
  • فَقَد: «فـ» (حرف عطف یا استناد) + «قد» (برای تاکید وقوع)؛ «فقد» به معنی «همانا/قطعا» با تاکید.
  • ضَلَّ: فعل ماضی از «ضلال» به معنی «گمراه شد/بی‌راه شد».
  • ضَلالًا: مفعول یا حال به معنی «گمراهی»، با شدت تأکید.
  • بَعيدًا: «دور»؛ به‌طور مجازی نشان‌دهندهٔ وضعیتی دور و شدید. ترکیب و معنی کلی: «ومن یشرک بالله فقد ضل ضلالا بعیدا» = «و هر که به خدا شریک ورزد، بی‌گمان در گمراهی‌ای بسیار دور افتاده است».
Nach oben scrollen