| و از کسانی که به خودشان خیانت میکنند، طرفداری مکن و بدان که الله هیچ خیانتکار گناهکار را دوست ندارد (می بینید که چگونه پیغمبر اسلام به وسیله الله معرفی میشود؟ اولا خالق عالم اعلام میفرماید که چیزی از راهنمائی ها و قضاوت های قرآن از فكر محمد نیست، ثانیا پیغمبر اسلام نیز روی نداشتن اطلاعی دقیق از وضع خیانت کاران تمایل داشته که نسبت به مؤمن نمایانِ دورو که به جمعیت خود خیانت میکنند، ارفاق کند و آنان را از میان مسلمانان نراند همانطور که بعضی از مؤمنان حقیقی هم چنین بودند ولی خالق عالم هم پیغمبر اسلام و هم آن مؤمنان را توبیخ میفرماید که نباید چنین باشند و باید از اینکه چنان بودند توبه کنند، تا الله ببخشد) (۱۰۷) |
وَلا تُجادِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ أَنفُسَهُم ۚ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانًا أَثِيمًا و دربارهٔ کسانی که خود را فریب میدهند، مجادله مکن؛ که همانا خدا دوست ندارد کسی را که خیانتکار و گناهکار باشد. جمله 1: وَلا تُجادِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ أَنفُسَهُم ترجمهٔ کلمهبهکلمه و ترکیبها:
نحو و معنا: جمله امری-ناهی است: «وَ لا تُجادِل» = «و مبادا مجادله کنی/نکنید». «عَنِ الَّذينَ يَختانونَ أَنفُسَهُم» عبارتِ جار و مجرور مصرح به مفعولی است که فعل «تُجادِل» را محدود میکند — یعنی موضوعِ مجادله «دربارهٔ کسانی که خود را فریب میدهند/خود را میفروشند/خیانت میکنند» است. ساختار نحوی: لا الناه وجوست فعل مضارع منفی، سپس جار و مجرور با موصول و فعل تابع آن و مفعول ضمیری. بار معنایی: دستور به ترک مجادله و دفاع از کسانی است که خود را فریب دادهاند یا به خود خیانت کردهاند؛ اشاره به بیصداقتی یا فساد درونیِ آنان که موجب میشود شایستهٔ دفاع یا مجادله دربارهٔ آنها نباشند. جمله 2: إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانًا أَثِيمًا ترجمهٔ کلمهبهکلمه و ترکیبها:
نحو و معنا: ترتیب نحوی: إِنَّ اللَّهَ (مبتدا منصوب) لا يُحِبُّ (فعل و فاعل) مَن كانَ خَوّانًا أَثِيمًا (متمم/مفعول معنوی برای «يُحِبُّ»). به زبان ساده: «خدا دوست نمیدارد کسی را که خائن و گناهکار باشد.» «كانَ» در جمله معنا را تقویت میکند — «کسی که بوده/باشد خائن و گناهکار». بار معنایی: تاکید بر ترور اخلاقیِ خیانت و گناه؛ خداوند محبوبیت و محبت خود را از کسانی که خائناند و در گناهِ آگاهانه فرورفتهاند بازمیدارد. |
004-107-099-نساء
« Back to Glossary Index
