004-094-099-نساء

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامیکه در راه الله تصمیم گرفتید، دشمنان دین را روی قوانین جنگ از بین ببرید کاملا تحقیقات لازم را انجام دهید و روی گمان اقدامی نکنید و درباره کسی که بسوی شما تسلیم نشان داد، تحقیق نکرده نگوئید تو مؤمن نیستی و مواظب باشید در این موارد هوس های دنیائی را دنبال نکنید و بدانید نزد الله گنج های بسیار میباشد (اگر روی بیغرضی و دقت کامل نسبت به دشمنان دین و اجتماع، رفتار شایسته ای نمائید، خالق عالم قوانینی دارد که روی آن قوانین منفعتهای دنیائی زیادی نصيب جامعه مسلمان بی غرض میشود) و شما مؤمنان فعلی قبل از اینکه به مکتب حساب شده اسلام در آئيد چنان بودید که کارهاتان روی حدس و گمان بود پس الله بر شما منت گذاشت و شما را به مکتب حساب شده اسلام آورد پس در این مکتب هر چه بیشتر کنجکاو برای روشن شدن موضوعات باشید و بدانید که الله به آنچه میکنید آگاه است (۹۴)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا ۖ تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ ۚ كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا


ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که در راه خدا حرکت می‌کنید، بررسی و دقت کنید و به کسی که به شما سلام می‌دهد نگویید «تو مؤمن نیستی»، به طمعِ متاع زندگی دنیا؛ زیرا نزد خدا غنیمت‌های فراوانی است. شما نیز پیش‌تر چنین بودید، سپس خدا بر شما منت نهاد؛ پس دقت و بررسی کنید. همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.


────────────────────────────

جملهٔ اول (عربی)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا

ترجمهٔ فارسی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که در راه خدا حرکت می‌کنید، پس دقت و تحقیق کنید.

توضیح و تحلیل زبانی

يَا: حرف ندا، برای فراخواندن
أَيُّهَا: ابزار ندا برای خطاب رسمی و مهم
الَّذِينَ: اسم موصول، اشاره به گروهی مشخص
آمَنُوا: فعل ماضی جمع، «ایمان آوردند»

  • ریشه: أ م ن• إِذَا: ظرف شرط، به معنای «هنگامی که»

    ضَرَبْتُمْ: فعل ماضی جمع مخاطب

  • ریشه: ض ر ب
  • در اینجا به معنای «حرکت کردن / سفر رفتن»• فِي سَبِيلِ اللَّهِ: جار و مجرور
  • سبیل: راه
  • اضافه به لفظ جلاله• فَتَبَيَّنُوا:
  • فاء نتیجه
  • تبینوا: فعل امر جمع
  • باب تفعّل
  • به معنای «بررسی دقیق و روشن‌سازی حقیقت»

────────────────────────────

جملهٔ دوم (عربی)

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا

ترجمهٔ فارسی

و به کسی که به شما سلام می‌دهد نگویید «تو مؤمن نیستی».

توضیح و تحلیل زبانی

وَ: حرف عطف
لَا تَقُولُوا:

  • لا ناهیه
  • تقولوا: فعل مضارع مجزوم، جمع مخاطب• لِمَنْ: جار و مجرور، «به کسی که»

    أَلْقَىٰ: فعل ماضی مفرد

  • ریشه: ل ق ي
  • به معنای «افکند / اظهار کرد»• إِلَيْكُمُ: جار و مجرور، «به سوی شما»

    السَّلَامَ: مفعول‌به

  • سلام به معنای اظهار صلح یا اسلام• لَسْتَ: فعل ناقص نفی

    مُؤْمِنًا: خبر ليس منصوب

  • اسم فاعل از ریشه أ م ن

────────────────────────────

جملهٔ سوم (عربی)

تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ

ترجمهٔ فارسی

(این کار را) به طمع متاع زندگی دنیا انجام می‌دهید، در حالی که نزد خدا غنیمت‌های فراوانی است.

توضیح و تحلیل زبانی

تَبْتَغُونَ:

  • فعل مضارع جمع
  • ریشه: ب غ ي
  • به معنای «طلب می‌کنید»• عَرَضَ: مفعول‌به
  • به معنای متاع ناپایدار• الْحَيَاةِ الدُّنْيَا: اضافه توضیحی
  • دنیا: نزدیک و زودگذر• فَ: فاء تعلیل و نتیجه

    عِنْدَ اللَّهِ: ظرف مکان

    مَغَانِمُ: مبتدا مؤخر

  • جمع «مغنم»• كَثِيرَةٌ: صفت مؤنث، خبر یا صفت مغانم

────────────────────────────

جملهٔ چهارم (عربی)

كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا

ترجمهٔ فارسی

شما نیز پیش از این چنین بودید، پس خدا بر شما منت نهاد؛ بنابراین باز هم دقت و بررسی کنید.

توضیح و تحلیل زبانی

كَذَٰلِكَ: اشاره به حالت مشابه
كُنْتُمْ: فعل ناقص ماضی جمع
مِنْ قَبْلُ: قید زمان
فَمَنَّ:

  • فاء نتیجه
  • منّ: فعل ماضی
  • به معنای «نعمت بخشید»• اللَّهُ: فاعل

    عَلَيْكُمْ: جار و مجرور

    فَتَبَيَّنُوا: تکرار امر به بررسی و دقت

────────────────────────────

جملهٔ پنجم (عربی)

إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

ترجمهٔ فارسی

همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهید کاملاً آگاه است.

توضیح و تحلیل زبانی

إِنَّ: حرف تأکید
اللَّهَ: اسم إنّ منصوب
كَانَ: فعل ناقص
بِمَا:

  • باء سببیت
  • ما: اسم موصول• تَعْمَلُونَ: فعل مضارع جمع

    خَبِيرًا:

  • خبر کان منصوب
  • به معنای آگاهی دقیق و درونی
Nach oben scrollen