004-092-099-نساء

« Back to Glossary Index
و برای هیچ مؤمنی سزاوار نیست مؤمن دیگر را جز ندانسته بکشد و هر مؤمن که مؤمن دیگر را به غیر عمد کشت، باید یک بندۂ مؤمن را آزاد کند و علاوه بر آن به کسان مقتول دیه ای بپردازد، مگر آنکه کسان مقتول آن دیه را ببخشند، پس اگر مؤمن کشته شده از قومی بود که دشمن شما بودند شخص کشنده فقط بنده مؤمنی را آزاد خواهد کرد (یعنی به کسان او که دشمن مسلمانانند، دیه نمیدهند) و اگر مقتول مؤمنی بود که خویشانش از قومی بودند غیر مسلمان، ولی با مسلمانان هم پیمان بودند، باید مؤمن کشنده به کسان مقتول هم دیه دهد و هم بنده مؤمنی را آزاد گرداند، پس قاتلی که نمی توانست دیه و یا آزاد کردن بنده را انجام دهد دو ماه پی در پی روزه باید بگیرد، تا باعث بخششی باشد از جانب الله و الله دانائی است پرحکمت (اگر مؤمنی که به غیر عمد مؤمن دیگری را کشته، نتوانست نه دیه دهد و نه بنده ای آزاد کند و یا یکی از آنها را نتوانست به شرطی که خویشان ارث بری هم نداشته باشد دو ماه روزه میگیرد و اگر نمی توانست روزه بگیرد روی قانون روزه برای هر روزِ روزه یک وعده غذا به فقیر میدهد و اگر آنرا هم نداشت، خالق عالم از او میبخشد و حکومت اسلام از بیت المال مسلمانان باید بجای او دیه را بدهد زیرا دیه برای ترمیم، ضرری است که از کشته شدن یک نفر به کسانش میرسد و بدیهی است که حکومت میتواند دیه را به اقساط از قاتل و کسانش نیز بگیرد و حداکثرِ مقدارِ دیه بر طبق کتاب سنتی که در زمان پیغمبر نوشته شده بوده صد شتر و یا قیمت آنست که به نسبت ضرری که به کسان مقتول وارد آمده و همچنین به نسبت شخصیت مقتول از جهت اینکه کشته شدن او چه تاثیر شدید یا ضعیفی در جامعه دارد، متصدیان حفظ منافع مردم میتوانند شتران کم قیمت و یا پر قیمتی را به حساب آورند) (۹۲)

وَما كانَ لِمُؤمِنٍ أَن يَقتُلَ مُؤمِنًا إِلّا خَطَأً ۚ وَمَن قَتَلَ مُؤمِنًا خَطَأً فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهلِهِ إِلّا أَن يَصَّدَّقوا ۚ فَإِن كانَ مِن قَومٍ عَدُوٍّ لَكُم وَهُوَ مُؤمِنٌ فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ ۖ وَإِن كانَ مِن قَومٍ بَينَكُم وَبَينَهُم ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهلِهِ وَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ ۖ فَمَن لَم يَجِد فَصِيامُ شَهرَينِ مُتَتابِعَينِ تَوبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا

و هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر به خطا. و هر کس مؤمنی را به خطا بکشد، باید برده‌ای مؤمن را آزاد کند و دیه‌ای به خانوادهٔ او بپردازد، مگر آنکه آنان (از حق خود) درگذرند. پس اگر (مقتول) از قومی باشد که با شما دشمن‌اند و خود مؤمن باشد، تنها آزاد کردن برده‌ای مؤمن (واجب است). و اگر از قومی باشد که میان شما و ایشان پیمانی است، باید دیه‌ای به خانوادهٔ او پرداخت و برده‌ای مؤمن آزاد کرد. و هر کس نیابد، پس دو ماه پیاپی روزه بگیرد؛ این توبه‌ای از جانب خداست، و خدا همواره دانا و حکیم است.


وَما كانَ لِمُؤمِنٍ أَن يَقتُلَ مُؤمِنًا إِلّا خَطَأً

  • ترجمه: و هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر به خطا.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «وَ»: عطف.
    • «ما كانَ لِمُؤمِنٍ»: نفیِ شایستگی/جواز؛ «ما كانَ» برای نفی دوام/ثبوت. «لِمُؤمِنٍ» جار و مجرور بیانِ مستحق نبودن.
    • «أَن يَقتُلَ»: مصدر مؤول به عنوان اسمِ «كان»، یعنی «کشتن [مؤمنی]».
    • «مُؤمِنًا»: مفعول «یقتل»؛ نکره برای بیان عموم.
    • «إِلّا خَطَأً»: استثناء منقطع یا مفرّغ در مفهوم؛ «خَطَأً» حال/تمییز، یعنی «جز در حالت خطا». مفهوم: قتل عمد بر مؤمن جایز نیست؛ فقط صورتِ قتلِ غیرعمد ممکن است رخ دهد.

وَمَن قَتَلَ مُؤمِنًا خَطَأً فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ

  • ترجمه: و هر کس مؤمنی را به خطا بکشد، باید برده‌ای مؤمن را آزاد کند.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «وَمَن»: شرطیه؛ هر کسی که.
    • «قَتَلَ … خَطَأً»: فعل ماضی با حالتی قیدی «به خطا» (نه عمد).
    • «فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ»: فاءِ جوابِ شرط؛ «تحرير» مصدر به معنای «آزاد کردن». «رَقَبَةٍ» کنایه از «برده/انسانِ در بند»؛ «مُؤمِنَةٍ» صفتِ «رَقَبَة».
    • حکم: کفارهٔ قتل خطایی شامل آزاد کردن برده‌ای مؤمن است.

وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهلِهِ إِلّا أَن يَصَّدَّقوا

  • ترجمه: و دیه‌ای که به خانوادهٔ او پرداخت شود، مگر آنکه آنان درگذرند.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «وَدِيَةٌ»: مبتدا یا معطوف بر «تحرير»؛ یعنی افزون بر آزادسازی، پرداخت دیه نیز واجب است.
    • «مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهلِهِ»: «مسلمة» صفتِ «دیه» به معنای «تسلیم‌شده/پرداخت‌شده» به وارثان مقتول.
    • «إِلّا أَن يَصَّدَّقوا»: استثناء؛ «یَصَّدَّقوا» از باب تفعّل (اصلاً «یتصدّقوا») به معنای «گذشت کنند/حقّ خود را ببخشند». یعنی اگر اولیای دم دیه را ببخشند، پرداخت ساقط می‌شود.

فَإِن كانَ مِن قَومٍ عَدُوٍّ لَكُم وَهُوَ مُؤمِنٌ فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ

  • ترجمه: پس اگر (مقتول) از قومی باشد که با شما دشمن‌اند و خود مؤمن باشد، تنها آزاد کردن برده‌ای مؤمن (واجب است).
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «فَإِن كانَ»: شرط.
    • «مِن قَومٍ عَدُوٍّ لَكُم»: متعلق به «كان»؛ یعنی مقتول مؤمنی است ولی از مردمی است که با مسلمانان در حال دشمنی‌اند (دولت/قبیلهٔ حربی).
    • «وَهُوَ مُؤمِنٌ»: حالِ مقتول؛ تأکید بر ایمان او.
    • «فَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ»: در این حالت دیه به خانوادهٔ کافرِ حربی پرداخت نمی‌شود؛ تنها کفارهٔ آزاد کردن بردهٔ مؤمن ثابت است.

وَإِن كانَ مِن قَومٍ بَينَكُم وَبَينَهُم ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهلِهِ وَتَحريرُ رَقَبَةٍ مُؤمِنَةٍ

  • ترجمه: و اگر (مقتول) از قومی باشد که میان شما و ایشان پیمانی است، باید دیه‌ای به خانوادهٔ او پرداخت و برده‌ای مؤمن آزاد کرد.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «مَیثاق»: پیمان/معاهدهٔ عدم تعرض یا هم‌پیمانی.
    • در این حالت، با وجود غیرمسلمان بودن قوم مقتول، چون عهد هست، دیه به خانواده‌اش پرداخت می‌شود و کفارهٔ آزاد کردن بردهٔ مؤمن نیز باقی است.
    • عطف «وَتَحريرُ» نشان می‌دهد هر دو تکلیف جمع می‌شوند.

فَمَن لَم يَجِد فَصِيامُ شَهرَينِ مُتَتابِعَينِ تَوبَةً مِنَ اللَّهِ

  • ترجمه: و هر کس (برده برای آزاد کردن) نیابد، پس دو ماه پی‌درپی روزه بگیرد؛ این توبه‌ای از جانب خداست.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «فَمَن لَم يَجِد»: نیافتنِ «رقبة مؤمنة» یا توانِ مالیِ آزادسازی.
    • «فَصِيامُ شَهرَينِ مُتَتابِعَينِ»: بدلِ کفاره؛ دو ماه پشت‌سرهم بدون فاصله. «متتابعین» قیدِ لزوم پیوستگی.
    • «تَوبَةً مِنَ اللَّهِ»: مفعولٌ‌له/حال؛ یعنی این حکم، راهِ بازگشت و بخشایش الهی است.

وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا

  • ترجمه: و خدا همواره دانا و حکیم است.
  • توضیح و واژه‌ها و گرامر:
    • «كانَ» برای ثبوتِ صفتِ دائمی.
    • «عَليمًا حَكيمًا»: دو صفت که بر احاطهٔ علمی خدا بر موارد و تشریع احکامِ سنجیده دلالت دارد.

نکات تکمیلی واژگانی و فقهی کوتاه:

  • «رَقَبَة»: در فقه کنایی از «برده». قید «مؤمنة» شرط ایمان برده در کفاره است.
  • «دِیَة»: مالِ معیّن که به اولیای دم مقتول پرداخت می‌شود؛ مقدارش در فقه تعیین شده و در عرف آن زمان متداول بوده است.
  • «خَطَأ»: شامل خطای محض یا شبه‌عمد نزد برخی فقیهان؛ عمد خارج از این حکم و مشمول قصاص است.
  • «مُتَتابِعَين»: قطعِ تتابع جز در اعذار شرعی نزد بسیاری از مذاهب موجب از سرگیری است.
Nach oben scrollen