004-020-099-نساء

« Back to Glossary Index
و اگر خواستید همسری را که عیبی در او می بینید رها کنید و همسر بهتری بگیرید و مهر زیادی هم به اولی داده بودید از آن مهر چیزی را نگیرید آیا برای آنکه او را طلاق دهید و چیزی هم از مهرش بگیرید به او افتراها و گناه آشکاری را نسبت میدهید؟ (۲۰)

وَإِن أَرَدتُمُ استِبدالَ زَوجٍ مَكانَ زَوجٍ وَآتَيتُم إِحداهُنَّ قِنطارًا فَلا تَأخُذوا مِنهُ شَيئًا ۚ أَتَأخُذونَهُ بُهتانًا وَإِثمًا مُبينًا

اگر خواستید همسری را به جای همسر دیگر بگیرید، و به یکی از آنان مال فراوانی (مهریّه‌ای سنگین) داده‌اید، پس هیچ چیز از آن را پس نگیرید. آیا آن را با بهتان و گناهی آشکار بازمی‌ستانید؟


وَإِن أَرَدتُمُ استِبدالَ زَوجٍ مَكانَ زَوجٍ

ترجمه:
و اگر خواستید همسری را به جای همسر دیگری بگیرید،

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: حرف ربط، یعنی «و». جمله را به جمله‌های قبل وصل می‌کند.
  • إِن: حرف شرط؛ به معنی «اگر». نشان می‌دهد که آنچه بعد می‌آید، در صورت تحققِ یک فرض است.
  • أَرَدتُم: از ریشه «ارادة» به معنی «خواستن، اراده کردن».
    • «أرَدْتُم»: «شما خواستید / اراده کردید».
    • فاعل: «شما» (مخاطب جمع مؤمنان و مردان).
  • استِبدالَ: مصدر از ریشه «بَدَل»؛ «استبدال» یعنی «عوض کردن، جایگزین کردن، به جای چیزی چیز دیگر گرفتن».
    • در اینجا یعنی: تعویض یک همسر با همسر دیگر.
  • زَوجٍ: به معنی «همسر». در عربی «زوج» هم برای مرد به کار می‌رود هم برای زن، اما اینجا مراد «همسر زن» است؛ چون بحث مهریه زن است.
  • مَكانَ: به معنی «به جایِ». نشان‌دهنده جایگزینی و تعویض.
  • زَوجٍ: تکرار کلمه «زوج»؛ یعنی همسری دیگر.
    جمع‌بندی معنایی جمله:
    اگر شما تصمیم بگیرید که همسر فعلی را رها کرده و به جای او همسر دیگری بگیرید…

وَآتَيتُم إِحداهُنَّ قِنطارًا

ترجمه:
و (پیش از این) به یکی از آنان مال فراوانی داده‌اید،

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: «و»؛ ادامه و پیوستۀ حکم قبل.
  • آتَيتُم: از ریشه «إیتاء» به معنی «دادن، عطا کردن».
    • «آتَيتُم»: «شما دادید / عطا کردید».
    • منظور از «دادن» در این آیه، دادن مهریه به همسر است.
  • إِحداهُنَّ:
    • «إحدى»: یکی (مؤنث)؛
    • «هُنَّ»: ضمیر جمع مؤنث؛ یعنی «آنها (زنان)».
    • «إِحداهُنَّ»: «یکی از آنان (زنان)». یعنی یکی از همین همسران که موضوع بحث‌اند.
  • قِنطارًا:
    • در لغت: «قِنطار» به مقداری بسیار زیاد از مال گفته می‌شود؛ بعضی آن را به وزن‌های مشخصی نسبت داده‌اند (مثل مقدار زیادی طلا یا نقره)، اما در اینجا هدف، «بسیاری و سنگینی» مال است، نه عدد دقیق.
    • در سیاق آیه: یعنی مهریه‌ای بسیار سنگین و کلان.
      جمع‌بندی معنایی جمله:
      حتی اگر شما به یکی از این زنان، مهریه‌ای بسیار سنگین و مال فراوان داده باشید…

فَلا تَأخُذوا مِنهُ شَيئًا

ترجمه:
پس هیچ چیز از آن را پس نگیرید.

توضیح واژه‌ها:

  • فَ: «پس»؛ حرف تفریع، یعنی نتیجه و حکم مترتّب بر شرط قبلی را بیان می‌کند.
  • لا تَأخُذوا:
    • «لا»: نهی؛ یعنی «مگیرید، نگیرید».
    • «تأخذوا»: از ریشه «أخذ» به معنی «گرفتن».
    • «لا تأخذوا»: «مگیرید / نگیرید».
    • لحن این واژه، نهی و حرمت را می‌رساند؛ یعنی گرفتن مهریه بعد از جدایی (با این شرایط) ممنوع است.
  • مِنهُ:
    • «من»: حرف جرّ به معنی «از».
    • «هُ»: ضمیر؛ برمی‌گردد به «قِنطار» (آن مال فراوان / مهریه).
    • «منه»: «از آن».
  • شَيئًا:
    • نکره در سیاق نهی؛ یعنی «هیچ چیز، حتی اندک».
    • تأکید بر این‌که حتی مقدار کمی هم از آن مهریه را پس نگیرید.
      جمع‌بندی معنایی جمله:
      در این صورت، به هیچ وجه حق ندارید حتی ذره‌ای از مهریه‌ای را که داده‌اید، پس بگیرید.

أَتَأخُذونَهُ بُهتانًا وَإِثمًا مُبينًا

ترجمه:
آیا آن را با بهتان و گناهی آشکار بازمی‌ستانید؟

توضیح واژه‌ها:

  • أَ: حرف استفهام؛ یعنی «آیا؟».
    • در این‌جا استفهام، استفهام انکاری است؛ یعنی: «مگر می‌شود چنین کاری کنید؟ نباید چنین کنید.» لحن توبیخ و سرزنش دارد.
  • تَأخُذونَهُ:
    • «تأخذون»: «می‌گیرید / بازمی‌ستانید».
    • «هُ»: ضمیر مفعولی؛ به همان مهریه و مال داده‌شده برمی‌گردد.
    • «تأخذونه»: یعنی «آن را می‌گیرید (پس می‌گیرید)».
    • این گرفتن، گرفتنِ ناحق مهریه بعد از طلاق یا هنگام تعویض همسر است.
  • بُهتانًا:
    • «بهتان»: تهمتی سنگین، افترا، نسبت دروغِ بسیار زشت.
    • معمولاً به این معنی است که برای توجیه پس گرفتن مال، به زن نسبت‌های ناروا داده شود تا ظاهراً او را مقصر نشان دهند.
    • در آیه: یعنی اگر بخواهید مهریه را پس بگیرید، ناچار به دروغ و تهمت و پرونده‌سازی خواهید شد؛ این کار شما «بهتان» است.
  • وَ: «و»؛ عطف.
  • إِثمًا:
    • از ریشه «إثم» به معنی «گناه».
    • «إثمًا»: یعنی «گناهی (بزرگ)».
  • مُبينًا:
    • از ریشه «بیان»؛ «آشکار، روشن، واضح».
    • «إثمًا مبینًا»: یعنی «گناهی کاملاً آشکار، روشن و بی‌پرده»، چیزی که هیچ توجیه شرعی و اخلاقی ندارد.
      جمع‌بندی معنایی جمله:
      آیا می‌خواهید آن مهریه را با توسل به تهمت و دروغ و با ارتکاب گناهی کاملاً آشکار پس بگیرید؟ این پرسش، در حقیقت سرزنش و نهی شدید از چنین رفتاری است.

جمع‌بندی کلی آیه در زبان ساده:
اگر مردی بخواهد همسرش را رها کند و همسر دیگری بگیرد، حتی اگر به همسر قبلی مهریه‌ای بسیار سنگین و مال فراوان داده، اجازه ندارد هنگام جدایی چیزی از آن را پس بگیرد. تلاش برای پس گرفتن مهریه با بهانه‌ها، تهمت‌ها و پرونده‌سازی‌ها، از نظر قرآن، بهتان و گناهی کاملاً آشکار است.

Nach oben scrollen