004-008-099-نساء

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه صاحبان خویشاوندی (یعنی خویشانی که از خویشان نزدیکتر دورترند و به مانند یتیم و مسکین احتیاج به کمک دارند) و یا یتیمان و مسکينان به قسمت کردن ارث رسیدند از آن مال به ایشان نیز روزی دهید و گفتاری شایسته به ایشان گوئيد (حداقل کمک به اینان دادن یک وعده خوراک به ایشان است و این در صورتی است که شخص فوت شده ثروتمند باشد نه آنکه حتی به وارثش بسیار کم برسد) (۸)

وَإِذا حَضَرَ القِسمَةَ أُولُو القُربىٰ وَاليَتامىٰ وَالمَساكينُ فَارزُقوهُم مِنهُ وَقولوا لَهُم قَولًا مَعروفًا

ترجمه:
و هنگامی که در هنگام تقسیم [ارث یا مال]، خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان حاضر شدند، چیزی از آن [مال] به آنان بدهید و با ایشان سخنی شایسته و نیک بگویید.


جملهٔ اول:

وَإِذا حَضَرَ القِسمَةَ أُولُو القُربىٰ وَاليَتامىٰ وَالمَساكينُ

ترجمهٔ جمله:
و زمانی که هنگام تقسیم، خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان حاضر شدند

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    حرف عطف، به معنی «و». جمله را به جمله‌های قبل یا بعد پیوند می‌دهد.
  • إِذا
    حرف شرط زمانیه، به معنی «هنگامی که»، «وقتی که».
    دلالت بر رخداد احتمالی در زمان آینده یا موقعیتی تکراری دارد.
  • حَضَرَ
    فعل ماضی (گذشته) از ریشهٔ «ح ض ر»؛ به معنی «حاضر شد»، «آمد و حضور پیدا کرد».
    کاربرد در این آیه: یعنی زمانی که اشخاص در صحنهٔ تقسیم مال حضور پیدا کنند.
  • القِسمَةَ
    اسم، مصدر از ریشهٔ «ق س م»، به معنی «تقسیم»، «بخش کردن».
    «القِسمَة» با «الـ» معرفه شده و به یک عمل مشخص اشاره دارد؛ در این آیه اغلب مفسران آن را «تقسیم ارث» دانسته‌اند، هرچند می‌تواند به طور کلی به هر نوع تقسیم مالی هم تعمیم داده شود.
    نکته: منصوب آمده، چون مفعول بهِ فعل «حَضَرَ» است (حضر القِسمةَ = در هنگام تقسیم حاضر شد).
  • أُولُو القُربىٰ
    • أُولُو:
      جمع مذکر، به معنی «صاحبانِ»، «دارندگانِ». واژه‌ای خاص است و فقط به صورت جمع می‌آید؛ مفرد آن در عربی معمول «ذُو» است.
    • القُربىٰ:
      از ریشهٔ «ق ر ب»، به معنی «نزدیکی». در اینجا یعنی «نزدیکی خویشاوندی»؛ پس ترکیب «أُولُو القُربىٰ» یعنی «صاحبان نسبت نزدیک»، یعنی «خویشاوندان نزدیک».
      این گروه شامل اقوامی است که شاید در شمار وارثان شرعی نیستند، اما از لحاظ قرابت خانوادگی نزدیک‌اند.
  • وَاليَتامىٰ
    • وَ: عطف.
    • اليَتامىٰ: جمع «یتیم».
      «یتیم» در اصل به کودک خردسالی گفته می‌شود که پدرش را از دست داده است. در اصطلاح فقهی و عرفی بیشتر برای کودکی که هنوز به سن بلوغ نرسیده و فاقد سرپرست پدر است به کار می‌رود.
      در این آیه، اشاره به گروهی آسیب‌پذیر است که در هنگام تقسیم اموال دیگران ممکن است حقّی قانونی نداشته باشند، اما از نگاه اخلاقی و اجتماعی باید مورد توجه و کمک قرار گیرند.
  • وَالمَساكينُ
    • وَ: عطف.
    • المَساكينُ: جمع «مسکین».
      «مسکین» از ریشهٔ «س ك ن» به معنای «ساکن شدن، ناتوان شدن».
      «مسکین» کسی است که از نظر مالی ناتوان و نیازمند است، به‌گونه‌ای که گذران زندگی برای او دشوار است.
      تفاوت مشهور فقهی/تفسیری:

      • فقیر: کسی که درآمدش کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد.
      • مسکین: از نظر نیاز ممکن است حتی شدیدتر از فقیر باشد (اگرچه در کاربردهای عرفی گاهی برعکس نیز گفته می‌شود، اما در تفسیرها معمولاً مسکین را نیازمندتر دانسته‌اند).
        در آیه، این‌ها کسانی هستند که در هنگام تقسیم مال حاضر می‌شوند، ولی سهم مشخص شرعی ندارند.

نکتهٔ معنایی کل جمله:
آیه می‌گوید هرگاه مراسم تقسیم ارث یا مال در جریان است و در آن زمان، خویشاوندان غیر وارث یا یتیمان و نیازمندان حضور دارند، نباید نادیده گرفته شوند. حضور آن‌ها نوعی «نشانه» برای توجه اخلاقیِ صاحب‌مال یا وارثان است.


جملهٔ دوم:

فَارزُقوهُم مِنهُ

ترجمهٔ جمله:
پس چیزی از آن [مال] به آن‌ها بدهید.

توضیح واژه‌ها:

  • فَ
    «فاء» تفریع، به معنی «پس»، «بنابراین».
    یعنی نتیجه و پیامدِ جملهٔ قبل را بیان می‌کند: چون آن‌ها در هنگام تقسیم حاضر شدند، بنابراین این کار را انجام دهید.
  • ارزُقوهُم
    فعل امر از ریشهٔ «ر ز ق» (رزق دادن).

    • «ارزُقوا»: فعل امر جمع، یعنی «روزی دهید»، «بدهید».
    • «هُم»: ضمیر متصل برای غایب جمع (آن‌ها).
      معنا: «به آن‌ها روزی بدهید»، یعنی «از این مال چیزی به آن‌ها بدهید».
      نکته: تعبیر «رزق» فقط «صدقهٔ خشک و خالی» نیست، بلکه هر نوع عطای مالی که موجب گذران زندگی شود را دربرمی‌گیرد. این‌جا دستور استحبابیِ مؤکّد اخلاقی مطرح است (یعنی بسیاری از مفسران آن را توصیه مؤکد می‌دانند، نه الزام فقهی همانند سهم ارث).
  • مِنهُ
    • مِن: حرف جر، به معنی «از».
    • هُ: ضمیر، به آن «مال» یا «موروث» برمی‌گردد که در جملهٔ قبل به‌طور ضمنی مطرح است؛ یعنی همان چیزی که دارد تقسیم می‌شود (ارث یا مال مشترک).
      معنای ترکیب: «از آن مال چیزی به آنان بدهید»، نه لزوماً سهمی برابر با وارثان، ولی به اندازه‌ای که نوعی کمک و تکریم باشد.

نکتهٔ معنایی:
این بخش به وارثان و تقسیم‌کنندگان مال می‌آموزد که در کنار اجرای حکم خشک و رسمیِ ارث، بُعد اخلاقی و انسانی را هم در نظر بگیرند و بی‌نیاز از الزام قانونی، داوطلبانه از مال خود به این گروه‌های ضعیف بدهند.


جملهٔ سوم:

وَقولوا لَهُم قَولًا مَعروفًا

ترجمهٔ جمله:
و به آنان سخنی شایسته و پسندیده بگویید.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    حرف عطف. این‌جا جملهٔ دوم (دادن مال) را با جملهٔ سوم (خوب حرف زدن) پیوند می‌دهد. نشان می‌دهد که فقط عمل مالی کافی نیست، رفتار زبانی و روحی نیز مهم است.
  • قولوا
    فعل امر جمع از ریشهٔ «ق و ل» (گفتن).
    «قولوا» یعنی «بگویید» (شما جمع).
    دستور به همهٔ حاضران در جایگاه تقسیم‌کنندهٔ مال است که با این گروه محترمانه صحبت کنند.
  • لَهُم
    • «لِـ»: حرف جر به معنی «برای»، «به».
    • «هُم»: ضمیر جمع.
      یعنی «به آن‌ها»، یعنی همین خویشاوندان، یتیمان و مسکین‌هایی که در هنگام تقسیم حاضر شده‌اند.
  • قَولًا
    مصدر منصوب، مفعول به برای «قولوا».
    یعنی: «سخنی… بگویید».
    این مفعول بعداً با صفت «معروفاً» توصیف می‌شود.
  • مَعروفًا
    صفت برای «قَولًا»، به معنی: «شناخته شده، نیک، پسندیده، مورد قبول عقل و شرع و عرف».
    در اصطلاح قرآنی، «معروف» یعنی کاری که عقل سلیم، وجدان انسانی، و شریعت آن را زیبا و پسندیده می‌دانند؛ نقطه مقابل «منکر».
    در اینجا:

    • سخن بدون تحقیر،
    • همراه با احترام و مهربانی،
    • بدون سرزنش و منت،
    • حتی اگر نتوانند مالی زیاد بدهند، دست‌کم با گفتار نرم و دلگرم‌کننده با آن‌ها رفتار کنند.

نکتهٔ معنایی کل جمله:
آیه تأکید می‌کند که اگر این افراد (خویشاوندان غیر وارث، یتیمان، نیازمندان) به امید گرفتن چیزی حاضر شده‌اند، و شما یا مقدار کمی می‌دهید یا گاهی اصلاً توان مالی کافی ندارید، حق ندارید با تندی و تحقیر با آن‌ها حرف بزنید؛ بلکه باید با «گفتاری که شایسته و محترمانه است» با آن‌ها رفتار کنید؛ مثلاً با عذرخواهی مؤدبانه، دعا برای آن‌ها، دلگرم کردن، احترام گذاشتن، و به رسمیت شناختن کرامت انسانی‌شان.


جمع‌بندی معنای آیه در یک نگاه:
این آیه (از سورهٔ نساء، آیهٔ ۸) می‌خواهد کنار حکم فقهیِ تقسیم ارث، یک ادب قوی انسانی و خانوادگی را تثبیت کند:
هر وقت مالی تقسیم می‌شود و در کنار وارثان، افراد نزدیک، یتیم‌ها و نیازمندان حضور دارند،

  1. از همان مال چیزی هرچند اندک به آن‌ها بدهید (فَارزُقوهُم مِنهُ)،
  2. و در هر حال با آن‌ها با گفتار زیبا، محترمانه و دل‌نشین صحبت کنید (وَقولوا لَهُم قَولًا مَعروفًا).

به این ترتیب، تقسیم مال صرفاً یک کار حقوقی و خشک نیست، بلکه صحنه‌ای برای عمل به اخلاق، رحمت، و رعایت شأن انسان‌هاست.

Nach oben scrollen