059-005-096-حشر

« Back to Glossary Index
آنچه از درختان خرمای خوب ایشان را بریدید و یا گذاشتید تا بر پایه های خودشان بایستند به اذن الله بود تا آن تجاوزکاران را مجازات کند (۵)

ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلِيُخْزِيَ ٱلْفَاسِقِينَ

هر درخت خرمای نرمی را که بریدید یا آن را بر ریشه‌هایش باقی گذاشتید، همه به فرمان خدا بود، و برای این بود که نافرمانان را رسوا کند.


۱) ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ

ترجمه: هر آنچه از درخت خرمایی (نرم و نیکو) بریدید…

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • «ما»
    • نقش: اسم موصول شرطی یا موصولی در معنای «آنچه / هر چه»
    • نوع: اسم
    • معنا: آنچه، هر چه
    • نکته: این «ما» در اینجا مفعول فعل «قَطَعْتُمْ» است و معنای عموم می‌دهد.
  • «قَطَعْتُمْ»
    • نقش: فعل ماضی، معلوم، مخاطب جمع
    • صیغه: ماضی، شخص دوم جمع (شما بریدید)
    • ریشه: «قَطَعَ» (ق-ط-ع)
    • معانی ریشه:
      • بریدن، قطع کردن
      • جدا کردن، گسستن
      • پایان دادن
    • معنا در جمله: بریدید، قطع کردید
  • «مِنْ»
    • نقش: حرف جر
    • معنا:
      • از
      • برای تبعیض: «برخی از»، «هر آنچه از»
    • نکته: این «مِن» تبعیضیه است، یعنی «بخشی از، چیزی از».
  • «لِينَةٍ»
    • نقش: اسم مجرور به «مِن»، نکره، مفرد مؤنث، مجرور (به‌خاطر «من»)
    • ریشه: از «لانَ / لَيِّن» (ل-ي-ن)
    • معنای لغوی:
      • نرم، ملایم
    • معنای اصطلاحی در تفسیر:
      • نوعی درخت خرما
      • بیشتر مفسران: «درخت خرمای خوب و نرم‌بار»
    • معنا در جمله: درخت خرمای نرمی / نوعی درخت خرما

خلاصه‌ی ساختار:

  • «ما» (مفعول) + «قَطَعْتُمْ» (فعل و فاعل) + «مِنْ لِينَةٍ» (مجرور و بیانِ نوعِ چیزی که قطع شده)
  • معنای ترکیبی: هر آنچه از درخت خرمایی (هر نوع خرمایی) بریدید…

۲) أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا

ترجمه: یا آن را ایستاده بر ریشه‌هایش باقی گذاشتید…

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • «أَوْ»
    • نقش: حرف عطف
    • معنا: یا
    • کارکرد: عطف جمله‌ی «تَرَكْتُمُوهَا…» بر «قَطَعْتُمْ…»
  • «تَرَكْتُمُوهَا»
    • «تَرَكْتُمْ» + «ـوهَا»
    • تجزیه:
      • «تَرَكْتُمْ»
        • فعل ماضی، معلوم، مخاطب جمع
        • ریشه: «تَرَكَ» (ت-ر-ك)
        • معنا:
          • واگذاشتید، باقی گذاشتید
          • ترک کردید
      • «ـو»
        • ضمیر مفعولی متصل: «او» / «آن را» (مذکر مفرد)
        • اما چون بعداً «هَا» آمده، در اینجا «واو» جزو ساخت فعل است (در رسم‌الخط قرآن، «تَرَكْتُمُوهَا» = «ترکتم + ها» با ضمه برای اتصال)
      • «هَا»
        • ضمیر مفعولی متصل، مؤنث مفرد
        • مرجع: «لِينَةٍ» (درخت خرما، مؤنث)
        • معنا: او را / آن را
    • معنا در جمله: آن را باقی گذاشتید / آن را رها کردید
  • «قَائِمَةً»
    • نقش: حال منصوب از «هَا» در «تَرَكْتُمُوهَا»
    • نوع: اسم فاعل، مفرد مؤنث، منصوب (به‌عنوان حال)
    • ریشه: «قَامَ» (ق-و-م)
    • معانی ریشه:
      • ایستادن، برپا بودن
      • بر عهده گرفتن، به‌پا داشتن
    • معنا در جمله: ایستاده، برپا، سرِپا
    • مفهوم: درخت را قطع نکردید و آن را سرِ پا رها کردید.
  • «عَلَىٰ»
    • نقش: حرف جر
    • معنا: بر، روی
  • «أُصُولِهَا»
    • «أُصُولِ» + «هَا»
    • «أُصُولِ»
      • نقش: اسم مجرور به «عَلَىٰ»
      • عدد: جمع
      • مفرد: «أَصْل»
      • ریشه: «أَصْل» (أ-ص-ل)
      • معانی:
        • ریشه، بن
        • اصل، اساس
    • «هَا»
      • ضمیر متصل، مجرور، مفرد مؤنث
      • مرجع: همان «لِينَةٍ» (درخت خرما)
      • معنا: ریشه‌های آن
    • معنا در جمله: بر ریشه‌هایش، بر بنِ خود

خلاصه‌ی ساختار:

  • «أَوْ» (عطف) + «تَرَكْتُمُوهَا» (فعل و فاعل و مفعول) + «قَائِمَةً» (حال) + «عَلَىٰ أُصُولِهَا» (جار و مجرور)
  • معنای ترکیبی: یا آن (درخت خرما) را ایستاده بر ریشه‌هایش رها کردید.

۳) فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ

ترجمه: پس (این کار) به فرمان خدا بود.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • «فَ»
    • نقش: حرف عطف / حرف تفریع
    • معنا:
      • پس، بنابراین
    • کارکرد: نتیجه و توضیح آنچه قبل گفته شد.
  • «بِإِذْنِ»
    • «بِ» + «إِذْنِ»
    • «بِ»
      • نقش: حرف جر
      • معنا:
        • به، به‌سبب، به‌واسطه
    • «إِذْنِ»
      • نقش: اسم مجرور به «بِ»
      • ریشه: «إِذْن» (أ-ذ-ن)
      • معانی:
        • اجازه، فرمان
    • معنا در جمله: به اجازه‌ی، به فرمانِ
  • «ٱللَّهِ»
    • نقش: اسم جلاله، مجرور به‌خاطر «بِ»
    • معنا: خدا
    • ترکیب: «بِإِذْنِ ٱللَّهِ» = به فرمان خدا / به اجازه‌ی خدا

خلاصه‌ی ساختار:

  • «فَ» (پس) + «بِإِذْنِ ٱللَّهِ» (جار و مجرور، خبر مقدّر)
  • تقدیر جمله: فَهُوَ بِإِذْنِ ٱللَّهِ = پس آن (قطع کردن و باقی گذاشتن) به فرمان خداست.
  • معنای ترکیبی: پس هر چه بریدید یا باقی گذاشتید، به فرمان خدا بود.

۴) وَلِيُخْزِيَ ٱلْفَاسِقِينَ

ترجمه: و تا نافرمانان را رسوا کند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • «وَ»
    • نقش: حرف عطف
    • معنا: و
    • کارکرد: عطف غرض و نتیجه‌ی دیگر بر «بِإِذْنِ ٱللَّهِ».
  • «لِـ»
    • نقش: لام تعلیل
    • معنا: تا، برای اینکه
    • کارکرد: بیان هدف و علتِ اجازه‌ی الهی
  • «يُخْزِيَ»
    • نقش: فعل مضارع منصوب (به‌خاطر «لِـ» تعلیل)
    • ریشه: «خَزَى» (خ-ز-ي)
    • باب: فعل ثلاثی مجرد
    • معانی ریشه:
      • خوار کردن، رسوا ساختن
      • شرمنده و سرافکنده کردن
    • صیغه: مضارع، غایب، مفرد مذکر (او رسوا کند)
    • فاعل: مستتر تقدیر «هو» (یعنی خدا)
    • معنا در جمله: رسوا کند، خوار سازد
  • «ٱلْفَاسِقِينَ»
    • نقش: مفعولٌ به برای «يُخْزِيَ»
    • عدد: جمع مذکر سالم، منصوب (به‌خاطر مفعول بودن)
    • مفرد: «فَاسِق»
    • ریشه: «فَسَقَ» (ف-س-ق)
    • معانی ریشه:
      • بیرون رفتن
    • معنا در اصطلاح:
      • خارج شدن از فرمان خدا
      • گناهکار، نافرمان
    • معنا در جمله: نافرمانان، گناهکارانِ سرکش

خلاصه‌ی ساختار:

  • «وَ» (و) + «لِـ» (برای این‌که) + «يُخْزِيَ» (فعل) + «ٱلْفَاسِقِينَ» (مفعول)
  • معنای ترکیبی: و (این اجازه‌ی الهی برای قطع یا باقی گذاشتن درختان) برای این بود که نافرمانان را رسوا کند.

جمع‌بندی معنای کل آیه، با توجه به جمله‌ها:

  • «ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ» هر درخت خرمایی را که بریدید؛
  • «أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا» یا آن را ایستاده بر ریشه‌هایش باقی گذاشتید؛
  • «فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ» همه به فرمان خدا بود؛
  • «وَلِيُخْزِيَ ٱلْفَاسِقِينَ» و برای این بود که نافرمانان را رسوا سازد.
Nach oben scrollen