008-058-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و اگر از قومی ترس داشتی مبادا خیانتی در پیمان خود کرده باشند تو نیز به اندازه ای که خیانت کرده اند سزای خیانت ایشان را بده زیرا الله خیانت کاران را دوست ندارد (در این آیه گوشزد میشود اگر در جنگ با کافران رئیس مسلمانان دید از گروهی که با مسلمانان عهد بسته اند تا به دشمنان مسلمانان کمکی نکنند نفراتی از ایشان در جنگ دشمنان اسلام بر علیه مسلمانان به کافران کمک کرده است شاید یكبار قابل گذشت باشد ولی بیش از یکبار حتما لازم است که به گروه پشتیبان ایشان اخطار شود تا اگر با رضایت ایشان نبوده او را خودشان تنبیه نمایند و الا اگر معلوم شود که با رضایت ایشان بوده رئیس حکومت اسلام حق دارد عهد ایشان را مراعات نکند) (۵۸)
وَإِنْ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ

و اگر از گروهی بیمِ خیانت داشته باشی، پس پیمان را به‌طور برابر به آنان بازپس بده و به آنان اعلام کن؛ بی‌گمان خدا خیانت‌پیشگان را دوست نمی‌دارد.


۱) وَإِنْ إِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍِ

ترجمهٔ فارسی جمله:
و اگر واقعاً از گروهی بیمِ خیانت داشته باشی، پس پیمان را به‌طور برابر به آنان بازپس بده و به ایشان اعلام کن.

  • نقش‌های گرامری و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف، معنی: «و».
    • إِنْ: حرف شرط جازم، معنی: «اگر».
    • إِمَّا: حرف تفصیل/توكید شرط، برای تأکید یا تفصیل در شرط، معنی: «اگر واقعاً/اگر به‌راستی».
    • تَخَافَنَّ: فعل مضارع مؤکد با نون تأکید سنگین، مخاطب مفرد مذکر؛ ریشه: خ‌و‌ف (خافَ–يخافُ)؛ معنی: «بترسی/بیم داشته باشی».
    • مِنْ: حرف جر؛ معنی: «از».
    • قَوْمٍ: اسم مجرور؛ مفرد: قوم؛ ریشه: ق‌و‌م؛ معنی: «گروه/قوم/طایفه».
    • خِيَانَةً: مفعولٌ‌به منصوب (یا تَمییز معناییِ خوف)؛ ریشه: خ‌و‌ن؛ معنی: «خیانت».
    • فَانْبِذْ: فاء تفریع + فعل امر؛ ریشه: ن‌ب‌ذ (نَبَذَ–يَنبِذُ)؛ معنی: «بیفکن/واگذار/فسخ کن/بازپس بده (پیمان را)».
    • إِلَيْهِمْ: جار و مجرور + ضمیر هم (جمع مذکر غائب)؛ معنی: «به سوی آنان/به ایشان».
    • عَلَىٰ سَوَاءٍِ: جار و مجرور؛ «سَوَاءٍ» مصدر/اسم؛ معنی: «به‌طور برابر/به‌صورت علنی و یکسان (بدون غدر)». کارکرد: بیان حالتِ اعلام فسخ برای برابری در آگاهی، یعنی اعلام آشکار فسخ پیمان تا طرف مقابل غافلگیر نشود.

    نکتهٔ تفسیری/فقهی زبان‌محور: «فَانْبِذْ» در سیاق عهد، به معنای اعلامِ فسخ پیمان به‌طور رسمی و آشکار است، نه نقضِ غافلگیرانه؛ «عَلَىٰ سَوَاءٍ» یعنی با اطلاع‌رسانی برابر تا هر دو طرف در سطح آگاهی یکسان باشند.


۲) إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ

ترجمهٔ فارسی جمله:
بی‌گمان خدا خیانت‌پیشگان را دوست نمی‌دارد.

  • نقش‌های گرامری و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب؛ معنی: «بی‌گمان/قطعاً».
    • اللَّهَ: اسم جلاله، اسمِ إِنَّ منصوب.
    • لَا: حرف نفی مضارع؛ معنی: «نمی».
    • يُحِبُّ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ح‌ب‌ب (أحبَّ–يُحِبُّ)؛ معنی: «دوست دارد/محبت می‌کند».
    • الْخَائِنِينَ: اسم جمع مذکر سالم منصوب (مفعولٌ‌به برای «يُحِبُّ» در ساخت نفی: «لا يُحِبُّ»)؛ ریشه: خ‌و‌ن؛ معنی: «خیانت‌کاران/خیانت‌پیشگان».

    نکتهٔ معناشناسی: نفی محبت الهی نسبت به «الخائنين» بیانگر مذمّت مطلق خیانت است و دلیلِ امرِ قبلی به اعلامِ آشکار فسخ پیمان، تا از خیانت و غدر پرهیز شود.

Nach oben scrollen