002-193-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و تا یقین نکنید که آشوب حقیقتا میخوابد و صلح به نفع دين الله میشود با ایشان بجنگید پس اگر به راستی، دست از جنگ و فتنه برداشتند شما بر کسی دشمنی نکنید، مگر بر ستمکاران (می بینید که در این چند جمله چگونه قوانین یک جنگ شرافتمندانه برای مسلمانان تشریح شده و چگونه آنان را به دقت کامل و عدم فریب تشویق میکند) (۱۹۳)

آیه: وَقاتِلوهُم حَتّىٰ لا تَكونَ فِتنَةٌ وَيَكونَ الدّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انتَهَوا فَلا عُدوانَ إِلّا عَلَى الظّالِمينَ

— — — — — — — — — — — — — — —

جمله 1: وَقاتِلوهُم

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و با آنان بجنگید.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: حرف عطف (و).
  • قاتِلوا: فعل امر، صیغه جمع مذکر مخاطب. باب مفاعله از ریشه ثلاثی ق-ت-ل (قتل). معنای باب: درگیر شدن دوطرفه (مقابله).
  • هُم: ضمیر متصل مفعولی، مرجع: دشمنانِ درگیر.
  • نقش‌ها: «قاتِلوا» فعل امر + فاعلِ مستتر «أنتم»؛ «هم» مفعول به.
  1. نوع جمله و نکته معنایی:
  • نوع: امر (دستور).
  • نکته: امر به نبرد مشروع؛ «مقاتله» دلالت بر رویارویی دوطرفه دارد، نه کشتار کور.

— — — — — — — — — — — — — — —

جمله 2: حَتّىٰ لا تَكونَ فِتنَةٌ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: تا آن‌که فتنه‌ای نباشد.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • حتّى: حرف غایت/تعلیل و نصب، غرضِ جنگ را بیان می‌کند و فعل مضارعِ بعد را منصوب می‌سازد.
  • لا: حرف نفی.
  • تَكونَ: فعل مضارع منصوب به «حتّى»، ریشه ک-و-ن (کان). فاعل آن «فتنةٌ» است که بعد می‌آید.
  • فِتنَةٌ: اسم مفرد مؤنث، نکره، مرفوع به‌عنوان اسم «تكون» (نقش: فاعلِ معناییِ وجود). تنوین رفع دارد.
  • ساختار: «حتى» + جملة مضارع منصوبة: لا تكون فتنةٌ.
  1. نوع جمله و نکته معنایی:
  • نوع: غایت/تعلیل برای امر قبلی.
  • نکته: هدف جنگ، رفع فتنه و آزار/اجبار دینی است، نه توسعه‌طلبی.

— — — — — — — — — — — — — — —

جمله 3: وَيَكونَ الدّينُ لِلَّهِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و دین از آنِ خدا باشد.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: حرف عطف، جمله را به غایتِ قبلی پیوند می‌دهد (هم‌ترازمند با «لا تكون» تحت تأثیر «حتى»).
  • يَكونَ: فعل مضارع منصوب (به‌سبب «حتى» پیش‌گفته)، ریشه ک-و-ن.
  • الدّينُ: اسم مرفوع به‌عنوان اسمِ «يكون».
  • لِلّهِ: جار و مجرور، خبر «يكون». لامِ اختصاص/ملکیت اعتباری؛ یعنی امر دین ویژهٔ خدا باشد (حاکمیت و اخلاص برای خدا).
  1. نوع جمله و نکته معنایی:
  • نوع: غایت/تعلیل دوم برای امر «قاتلوا».
  • نکته: مقصود نهایی، حاکمیتِ خالصِ دین برای خداست؛ یعنی عبادت و داوری در دین به انحصار خدا باشد، نه تحت زور و بت‌پرستی.

— — — — — — — — — — — — — — —

جمله 4: فَإِنِ انتَهَوا

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر بازایستادند (دست کشیدند).
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • فَ: فاء تفریع/سبب، نتیجه‌گیری پس از بیان هدف.
  • إنْ: حرف شرط جازم.
  • انتَهَوا: فعل ماضی، صیغه جمع مذکر غایب؛ ریشه ن-ه-ي (نهی). باب افتعال (انتهى) به معنای دست‌کشیدن/بس‌کردن. در محلّ جزم به‌سبب دخالت «إن» در ساختار شرطی (جملهٔ فعلیه شرطیه).
  • فاعل: ضمیر «واو» جمع.
  • محذوف: جواب شرط در جمله بعد می‌آید.
  1. نوع جمله و نکته معنایی:
  • نوع: شرطیه (اگر-آنگاه).
  • نکته: معیار توقف جنگ، توقف آن‌ها از دشمنی/فتنه است.

— — — — — — — — — — — — — — —

جمله 5: فَلا عُدوانَ إِلّا عَلَى الظّالِمينَ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هیچ دشمنی (تجاوزی) نیست مگر بر ستمکاران.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • فَ: فاء جواب شرط (نتیجه شرط «إن انتهوا»).
  • لا: لا نافیهٔ جنس.
  • عُدوانَ: اسمِ «لا»ی نافیهٔ جنس، منصوب و مبنی بر فتح در محل نصب؛ معنی: تجاوز/دشمنی.
  • إلّا: ادات استثناء.
  • عَلَى الظّالِمينَ: جار و مجرور؛ «على» حرف جر، «الظالمين» اسم مجرور جمع مذکر سالم، ریشه ظ-ل-م (ظلم). متعلق به محذوف تقدیرش «ثابتٌ» یا «كائنٌ» برای افادهٔ حصر: «عدوانی نیست، جز (جایز/متوجه) بر ستمگران».
  • ساختار نحوی: نفی جنس + استثناء مفرّغ برای حصر.
  1. نوع جمله و نکته معنایی:
  • نوع: خبری در مقام تشریع/حکم.
  • نکته: پس از توقف دشمن، تعرض ممنوع است؛ فقط ستمگرِ ادامه‌دهندهٔ تجاوز مستحقّ مقابله است.

— — — — — — — — — — — — — — —

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نباشد و دین برای خدا باشد؛ پس اگر بازایستادند، پس هیچ تجاوزی نیست مگر بر ستمکاران.

Nach oben scrollen