002-147-091-بقرة

« Back to Glossary Index
حق آنست که از پروردگار تو باشد پس مبادا تو از شک کنندگان باشی (از این عبارت پیداست که پیغمبر اسلام نیز نمی خواست قبله اش خانه کعبه باشد زیرا آنجا در اختیار دشمنان اسلام و مرکز بتهای آنان بود و همین موضوع ممکن بود هم باعثِ حمله استدلالی یهودیان به پیغمبر اسلام شود و هم مسلمانان از چنین قبله ای ناراضی باشند) (147)
  • آیه: «الحَقُّ مِن رَبِّكَ ۖ فَلا تَكونَنَّ مِنَ المُمتَرينَ»

ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی:

  • «حق از سوی پروردگارِ توست؛ پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.»

تحلیل صرفی، نحوی و ریشه‌شناسی واژه‌ها:

  • «الـحَقُّ»
    • نوع: اسم، معرفه با «الـ»، مفرد، مذکر.
    • اعراب: مرفوع با ضمه (مبتدا).
    • معنا: حقیقت، امرِ درست و ثابت.
    • ریشه: ح-ق-ق (حقّ: ثبوت، واقعیت‌یافتن).
  • «مِن»
    • نوع: حرف جر.
    • معنا: از.
  • «رَبِّكَ»
    • «رَبّ»: اسم، مضاف، مجرور به‌واسطهٔ «مِن» (کسره).
    • ریشه: ر-ب-ب (پرورش، مالکیت و تدبیر).
    • «ـكَ»: ضمیر متصل خطاب مفرد مذکر (تو)، مضافٌ‌الیه.
    • ترکیب: «من ربّک» جار و مجرور و مضاف‌الیه؛ متعلق به خبر.
  • ترکیب «الحقّ من ربّک»
    • «الحقّ»: مبتدا.
    • «من ربّک»: جار و مجرور در محلّ خبر (خبر مقدّم/مؤخر بسته به تحلیل؛ اینجا رایج‌تر خبر برای مبتداست).
  • «فَ»
    • نوع: حرف عطف یا تفریع.
    • معنا: پس/بنابراین (فای تفریع: نتیجه‌گیری بر پایهٔ جملهٔ قبل).
  • «لا تَكونَنَّ»
    • «لا»: این‌جا «لا»ی نهی برای مخاطب.
    • «تكوننّ»: فعل مضارع ناقص از «کانَ» با نون تأکید ثقیله.
      • صیغه: مخاطب مفرد مذکر (أنت).
      • اعراب: محلّاً مجزوم به «لا الناهیه»؛ دخول «نونُ التوکید الثقیلة» باعث بنای فعل بر فتح می‌شود.
    • ریشه: ك-و-ن (بودن/شدن).
    • نکته: «لا + مضارع + نون تأکید» نهیِ مؤکد و بسیار شدید را می‌رساند.
  • «مِنَ المُمتَرينَ»
    • «مِن»: حرف جر، بیانیّه/تبعیضیّه؛ این‌جا برای بیان عضویت در گروه.
    • «الممترين»: اسم فاعل جمع مذکر سالم، معرفه با «الـ»، مجرور به «مِن» (علامت جر: یاء در جمع مذکر سالم).
    • ریشه: م-ر-ي (امترى/يمتري: شک کرد، جدالِ آمیخته با تردید).
    • معنا: تردیدکنندگان/اهل شک و جدال.

ساختار جمله و نوع آن:

  • جملهٔ اول: «الحقّ من ربّک» جملهٔ اسمیه (مبتدا + خبر). بیانِ خبریِ قطعی.
  • جملهٔ دوم: «فلا تکوننّ من الممترین» جملهٔ نهیّه (امر منفی/نهی)، فعل مضارع مؤکد به نون ثقیله، با فای تفریع متکی بر جملهٔ پیشین.
  • ارتباط دلالی: چون حقیقت از سوی پروردگار توست، نتیجه این است که هرگز در زمرهٔ شک‌کنندگان قرار مگیر.

بیان معنای کلی به فارسی (روان و دقیق):

  • «حقیقت از جانب پروردگار توست؛ پس به هیچ‌وجه از شک‌کنندگان مباش.»

نکات بلاغی و دلالی کوتاه:

  • تعریف «الحقّ» با «الـ» افادهٔ حقیقتِ مطلق و قطعی می‌کند.
  • نسبت دادن «حق» به «ربّک» منشأ الهی و حجّیت نهایی را می‌رساند.
  • «لا … نَّ» شدت نهی و تأکید بر اجتناب کامل از شکّ را بیان می‌کند.
  • «من الممترین» نهی از پیوستن هویتی/گروهی به اهل شک، نه صرفاً نهی از حالت لحظه‌ای شک.
Nach oben scrollen