066-009-100-تحريم

« Back to Glossary Index
ای پیغامیگر با کفران کنندگان و دورویان جهاد نما و بر ایشان سخت گیر و جایگاهشان دوزخ است که باز گشت بدی است (از این آیه و آیات قبل و آیات بعد پیداست که زمان نزول ۳ آیه آخر سوره تحريم مدتی بعد از آیات دیگر این سوره بوده و معلوم است که منافقان از آیات اول این سوره سوءاستفاده کرده و گفته اند، اگر محمد پیغمبر الله است، چرا زنانش مطیع او نیستند و لذا خالق عالم در جواب آنان ۳ آیه بعد را نازل فرمود و هماهنگ نبودن انتهای این سه آیه با انتهای آیات قبل نیز شاهد این اختلافات زمان نزولند) (۹)

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ وَاغلُظ عَلَيهِم ۚ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ

ای پیامبر! با کافران و منافقان پیکار کن و بر آنان سخت بگیر؛ جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامی است.


جملهٔ 1: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ

ترجمهٔ فارسی: ای پیامبر!

توضیح واژگان و نکات:

  • يا: حرف ندا.
  • أَيُّهَا: ترکیب ندا؛ «أَيُّ» اسم ندا برای معرفه با «ها»ی تنبیه. معمولاً صفت پس از آن می‌آید (مانند «النبي»).
  • النَّبِيُّ: اسم معرفه با الف و لام؛ مفرد، مذکر، مرفوع با ضمه به‌عنوان منادی مضاف‌الیه‌گونه بعد از «أيّها» در محلّ رفع. ریشه: ن ب أ، معانی: خبر بزرگ، پیام‌آور. قرائت مشهور با همزهٔ قطع در «نبيّ» حذف شده و تشدید یاء دارد.

ساختار نحوی:

  • «يا» + «أيُّها» + منادى موصوف «النبيّ».

جملهٔ 2: جاهِدِ الكُفّارَ

ترجمهٔ فارسی: با کافران جهاد کن.

توضیح واژگان و نکات:

  • جاهِدْ/جاهِدِ: فعل امر از ریشهٔ ج ه د (جاهدَ، یجاهدُ). در رسم‌المصحف، کسرهٔ وصل برای وصل به بعد می‌آید؛ اصل آن «جاهِدْ» است.
    • معنا: کوشش سخت کردن، پیکار کردن با همهٔ توان (هم جنبهٔ نظامی، هم اقناعی/مدافعه‌ای بسته به سیاق).
  • الكُفّارَ: جمع «کافر»، منصوب به‌عنوان مفعول‌به. ریشه: ك ف ر (پوشاندن، انکار). وزن: فُعّال (صیغهٔ مبالغهٔ جمعی).

نکات نحوی:

  • فعل امر + مفعول‌به منصوب.

جملهٔ 3: وَالمُنافِقينَ

ترجمهٔ فارسی: و (نیز) با منافقان.

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: حرف عطف.
  • المُنافِقينَ: جمع «منافق» بر وزن مُفاعِل، منصوب عطف بر «الكفارَ». ریشه: ن ف ق؛ از «نِفاق» به‌معنای دوچهره‌گی/پنهان‌کاری. جمع مذکر سالم در حالت نصب با «ین».

نکات نحوی:

  • عطفِ مفعول‌بهِ دوم بر مفعول‌بهِ اولِ فعل «جاهد».

جملهٔ 4: وَاغلُظ عَلَيهِم

ترجمهٔ فارسی: و بر آنان سخت بگیر.

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: حرف عطف.
  • اغلُظ: فعل امر از باب افعال (أَغْلَظَ یُغْلِظُ)، ریشه: غ ل ظ (سختی/درشتی). امر بر وزن «أَفعِلْ»، در رسم قرآنی بدون همزهٔ وصل آغازین تلفظ می‌شود.
    • معنا: درشتی و سخت‌گیری نشان بده، نرمشِ بی‌جا نکن.
  • عَلَيهِم: جار و مجرور؛ «على» + ضمیر جمعِ غائب «هم»، متعلق به «اغلظ».

نکات نحوی:

  • فعل امر مستقل با متمم حرف جر.

جملهٔ 5: وَمَأواهُم جَهَنَّمُ

ترجمهٔ فارسی: و جایگاهشان دوزخ است.

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: حرف استیناف یا عطف تفسیری.
  • مَأواهُم: «مأوى» به‌معنای پناهگاه/اقامتگاه، مصدر میمی یا اسم مکان از ریشهٔ أ و ي (أوى یأوي). «هم» ضمیر متصل جمع. در اینجا مبتدا مقدّم یا خبر مقدّم بسته به اعراب‌گذاری.
  • جَهَنَّمُ: اسم عَلَمِ دوزخ؛ مرفوع به‌عنوان خبر یا مبتدای مؤخر. ریشهٔ واژه در عربی کهن محل اختلاف است؛ در قرآن عَلَم است.

نکات نحوی:

  • جملهٔ اسمیه. غالباً «مأواهم» مبتدا و «جهنم» خبر است.

جملهٔ 6: وَبِئسَ المَصيرُ

ترجمهٔ فارسی: و چه بد فرجامی است!

توضیح واژگان و نکات:

  • وَ: حرف استیناف.
  • بِئسَ: فعل جامدِ ذمّ (نکوهش). فاعلِ آن معمولاً نکرهٔ موصوف یا «ما»ی تميیز یا اسم اشاره/ضمیر شأن مقدّر است.
  • المَصيرُ: اسم بر وزن «مَفْعیل» از ریشهٔ ص ي ر (بازگشتن/عاقبت یافتن). در این ساخت، یا فاعلِ «بئس» به تقدیر «بئس الشيء المصير» یا تمییز/فاعل بر حسب تحلیل نحوی کلاسیک. اعراب: مرفوع.
    • معنا: بازگشتگاه، سرانجام، عاقبت.

نکات نحوی:

  • صیغهٔ «بئس» برای نکوهشِ «المصير» به‌عنوان عاقبتِ یادشده (دوزخ).
Nach oben scrollen