066-005-100-تحريم

« Back to Glossary Index
و ای دو همسر پیغمبر، اگر پیغمبر در اثرِ عدمِ اطاعتِ کاملِ شما مجبور شود شما را طلاق دهد، امید است پروردگارش، شما دو همسرش را به همسرانی بهتر از شما تبدیل کند، همسرانی که تسلیم کامل دستوراتش باشند و بدستوراتِ الله مؤمن باشند و فروتنی پیشه گیرند و از خطای خود فورا توبه نمایند و نسبت به الله مطيع بنده وار باشند و در کسبِ حقایق دین کوشش نمایند یا بیوه گانی خوب و یا با کره هائی (این آیات صریحا به پیغمبر اسلام اعلام میکند که در تربیت زنانش باید سخت گیرد و هر یک از همسرانش که حاضر به چنین تربیتی نباشند باید پیغمبر اسلام او را طلاق دهد و این سختگیریها باعث شد که همسران پیغمبر از هر جهت شایسته همسری پیغمبری که علاوه بر پیغمبری رئیس حکومتی قوی هم بود شدند و همه مراعات کننده انضباطی کامل بودند) (۵)

عَسىٰ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبدِلَهُ أَزواجًا خَيرًا مِنكُنَّ مُسلِماتٍ مُؤمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَأَبكارًا


امید است اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جای شما همسرانی بهتر از شما به او بدهد: زنانی مسلمان، باایمان، فرمانبردار، توبه‌کار، عبادت‌کننده، روزه‌دار، خواه بیوه و خواه دوشیزه.


عَسىٰ رَبُّهُ

ترجمه: امید است پروردگارش

توضیح گرامری و واژگانی:

  • عَسىٰ: فعلِ ناقصهٔ جامد؛ برای بیان امید، توقع یا امکان. در عربی قرآنی وقتی به خدا نسبت داده می‌شود، معنای «قطعیت همراه با رحمت» می‌دهد.
    • ریشه: ع س و / ع س ی
    • معناها: امید است، شاید، چه بسا
  • رَبُّهُ: مبتدا یا اسمِ عَسىٰ در حالت رفع
    • رَبّ: پروردگار، صاحب، سرپرست
      • ریشه: ر ب ب
      • معناها: مالک، تربیت‌کننده، گرداننده امور
    • ـهُ: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه، به معنای «او»

────────────────────────────────────

إِن طَلَّقَكُنَّ

ترجمه: اگر شما را طلاق دهد

توضیح گرامری و واژگانی:

  • إِن: حرف شرط جازم
  • طَلَّقَ: فعل ماضی، مجزوم به سبب شرط
    • ریشه: ط ل ق
    • معناها: رها کردن، آزاد کردن، طلاق دادن
  • كُنَّ: ضمیر متصل مفعولٌ‌به، جمع مؤنث مخاطب
    • معنا: شما (زنان)

────────────────────────────────────

أَن يُبدِلَهُ أَزواجًا

ترجمه: که برای او همسرانی جایگزین کند

توضیح گرامری و واژگانی:

  • أَن: حرف مصدری، جملهٔ بعد را به صورت مصدر تأویل می‌کند
  • يُبدِلَ: فعل مضارع منصوب به أَن
    • ریشه: ب د ل
    • معناها: جایگزین کردن، تبدیل نمودن
  • ـهُ: ضمیر مفعول اول، به معنای «برای او»
  • أَزواجًا: مفعول دوم منصوب
    • ریشه: ز و ج
    • معناها: همسران، جفت‌ها

────────────────────────────────────

خَيرًا مِنكُنَّ

ترجمه: بهتر از شما

توضیح گرامری و واژگانی:

  • خَيرًا: صفت یا مفعول منصوب
    • ریشه: خ ي ر
    • معناها: بهتر، برتر، نیکوتر
  • مِنكُنَّ: جار و مجرور برای مقایسه
    • مِن: حرف جر
    • كُنَّ: ضمیر جمع مؤنث مخاطب

────────────────────────────────────

مُسلِماتٍ مُؤمِناتٍ

ترجمه: زنانی مسلمان و باایمان

توضیح گرامری و واژگانی:

  • مُسلِماتٍ: صفت، جمع مؤنث سالم، مجرور به تبعیت
    • ریشه: س ل م
    • معناها: تسلیم‌شدگان، مسلمانان
  • مُؤمِناتٍ: صفت دوم
    • ریشه: أ م ن
    • معناها: باورمند، ایمن‌شده با ایمان

────────────────────────────────────

قانِتاتٍ تائِباتٍ

ترجمه: فرمانبردار و توبه‌کار

توضیح گرامری و واژگانی:

  • قانِتاتٍ: صفت
    • ریشه: ق ن ت
    • معناها: مطیع، پایدار در عبادت، فروتن
  • تائِباتٍ: صفت
    • ریشه: ت و ب
    • معناها: بازگشت‌کننده از گناه، توبه‌کننده

────────────────────────────────────

عابِداتٍ سائِحاتٍ

ترجمه: زنان طواف‌کننده / زنان عبادت‌کننده

توضیح گرامری و واژگانی:

  • عابِداتٍ: صفت
    • ریشه: ع ب د
    • معناها: پرستش‌کننده، بندگی‌کننده
  • سائِحاتٍ: صفت
    • ریشه: س ي ح
    • معناها: سیرکننده، در لغت قرآنی: روزه‌دار

────────────────────────────────────

ثَيِّباتٍ وَأَبكارًا

ترجمه: بیوه و دوشیزه

توضیح گرامری و واژگانی:

  • ثَيِّباتٍ: صفت، جمع مؤنث
    • ریشه: ث ي ب
    • معناها: زنانی که ازدواج داشته‌اند
  • وَ: حرف عطف
  • أَبكارًا: معطوف، منصوب
    • ریشه: ب ك ر
    • معناها: دوشیزگان، زنانی که ازدواج نکرده‌اند
Nach oben scrollen