066-003-100-تحريم

« Back to Glossary Index
و زمانی که پیغامگیر، پنهانی، موضوعی را به بعضی از همسرانش گفت، که او پنهان دارد، آن زن آنرا به دیگری خبر داد، از پس آن الله پیغمبرش را به فاش شدنِ آن سرّ آگاه ساخت، و بعضی از آنچه را آن زن به دیگری گفته بود به پیغمبرش باز گفت، چون پیغمبر، فاش شدنِ آنرا به آن زن خبر داد، آن زن گفت اینرا چه کسی آگاهت ساخت، پیغمبر جواب داد، آن همه چیزدانِ بس آگاه مرا خبر داد. (اگر آنطور که مفسران نوشته اند صحیح باشد که این سرّ، اعلامِ پیشگوئی خلافت ابوبکر پدر عایشه بود و از پس او خلافت عمر پدر حفصه بوده، فاش شدنِ این سرّ بوسیله الله در قرآن، نکاتِ دقیقی را در امر خلافت در بردارد تا مسلمانان بدانند از یک طرف خالق عالم و پیغمبرش نباید کسی را جانشینِ حکومتِ پیغمبر تعیین نماید تا اگر پیش آمدِ بدی روی فکرِ شخصی خلیفه اتفاق افتاد، آن تقصير متوجه الله و رسول نشود با توجه به اینکه مؤمنان بعد از پیغمبر روی قانونی که در قرآن در سوره نساء و سوره انفال و سوره حشر درباره تخصص اولی الامر و درجات مؤمنان به مهاجر و انصار و تابعین هست حتما کسی را انتخاب میکنند که مورد رضای الله باشد) (۳)

وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَـٰذَا ۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ


و آن‌گاه که پیامبر سخنی را به طور نهانی با یکی از همسرانش در میان گذاشت؛ پس وقتی او آن را بازگو کرد و خداوند وی را بر آن آگاه ساخت، بخشی از آن را بیان کرد و از بخشی دیگر چشم پوشید. پس هنگامی که او را از آن باخبر ساخت، گفت: چه کسی تو را از این آگاه کرد؟ گفت: دانای آگاه مرا خبر داده است.



وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا

ترجمه:
و زمانی که پیامبر سخنی را به‌صورت پنهانی به برخی از همسرانش گفت.

توضیح زبانی و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • إِذْ: ظرف زمان، به معنای «آنگاه که»، معمولاً برای یادآوری رخداد گذشته به کار می‌رود.
  • أَسَرَّ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «س ر ر»، به معنای پنهان گفتن، راز گفتن، مخفی ساختن.
  • النَّبِيُّ: اسم فاعل، ریشه «ن ب أ»، به معنای پیام‌آور، خبررسان الهی.
  • إِلَىٰ: حرف جر، به معنای «به سوی».
  • بَعْضِ: اسم، ریشه «ب ع ض»، به معنای قسمتی، اندکی.
  • أَزْوَاجِهِ: جمع «زوج»، ریشه «ز و ج»، به معنای همسرانِ او.
  • حَدِيثًا: مفعول‌به، ریشه «ح د ث»، به معنای سخن، گفتار، موضوعی که نقل می‌شود.


فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ

ترجمه:
پس هنگامی که او آن را بازگو کرد و خداوند او را بر آن آگاه ساخت.

توضیح زبانی و واژگانی:

  • فَ: حرف ربط، دلالت بر ترتیب و پیوستگی.
  • لَمَّا: ظرف شرطی زمانی، به معنای «آنگاه که».
  • نَبَّأَتْ: فعل ماضی، باب تفعیل، ریشه «ن ب أ»، به معنای خبر دادن، افشا کردن. سوم شخص مفرد مؤنث (او – دختر یا زن)
  • بِهِ: «بِ» حرف جر + ضمیر «هِ»، به معنای «آن را».
  • وَأَظْهَرَهُ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «ظ ه ر»، به معنای آشکار ساخت.
  • اللَّهُ: فاعل، اسم خاص.
  • عَلَيْهِ: حرف جر «عَلَىٰ» + ضمیر، به معنای «بر او»، کنایه از آگاه ساختن.


عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ

ترجمه:
بخشی از آن را بیان کرد و از بخشی دیگر روی گرداند.

توضیح زبانی و واژگانی:

  • عَرَّفَ: فعل ماضی، باب تفعیل، ریشه «ع ر ف»، به معنای شناساندن، اظهار کردن.
  • بَعْضَهُ: مفعول‌به، «بخشی از آن».
  • وَ: حرف عطف.
  • أَعْرَضَ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «ع ر ض»، به معنای روی گرداندن، صرف‌نظر کردن.
  • عَنْ: حرف جر، به معنای «از».
  • بَعْضٍ: اسم نکره، به معنای «بخش دیگری».


فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَـٰذَا

ترجمه:
پس چون او را از آن آگاه کرد، گفت: چه کسی تو را از این باخبر کرده است؟

توضیح زبانی و واژگانی:

  • فَلَمَّا: پیوند زمانی همراه با نتیجه.
  • نَبَّأَهَا: فعل ماضی، باب تفعیل، ریشه «ن ب أ»، به معنای خبر دادن؛ «ها» ضمیر مؤنث مفرد.
  • بِهِ: «از آن».
  • قَالَتْ: فعل ماضی، ریشه «ق و ل»، به معنای گفت.
  • مَنْ: اسم استفهام، به معنای «چه کسی».
  • أَنْبَأَكَ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «ن ب أ»، به معنای خبر داد؛ «کَ» ضمیر مخاطب.
  • هَـٰذَا: اسم اشاره، به معنای «این».


قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ

ترجمه:
گفت: دانای آگاه مرا خبر داده است.

توضیح زبانی و واژگانی:

  • قَالَ: فعل ماضی، ریشه «ق و ل»، گفت.
  • نَبَّأَنِيَ: فعل ماضی + ضمیر مفعولی، باب تفعیل، به معنای «مرا خبر داد».
  • الْعَلِيمُ: صفت مشبهه، ریشه «ع ل م»، به معنای بسیار دانا.
  • الْخَبِيرُ: صفت مشبهه، ریشه «خ ب ر»، به معنای آگاه از باطن امور.
Nach oben scrollen