065-012-097-طلاق

« Back to Glossary Index
آن خدائی چنین کرده که هفت آسمان را ساخته و مانند آنها از زمین بوجود آورده ( از این آیه میفهمیم که هر کجا اسمی از هفت آسمان و یا آسمانهاست هر یک از آسمانها زمینی در خود دارند و اصولا آسمان در لغت عرب یعنی فضای قابل زیست بالای سر انسان و زمین یعنی مکان زیر پای انسان و از جاهای دیگر قرآن فهمیده میشود که در منظومه شمسی هفت آسمان با هفت زمین است) میان این هفت آسمان و زمین آن یک فرمان فرو می آید (اشاره به فرمانی است که برای گردش این هفت آسمان و زمین و زندگی آنها از خورشید و جاذبه آن پی در پی به آنها میرسد) تا شما بشرها بدانید الله بر هرچیزی تواناست و الله علمش بر همه چیز احاطه دارد (بشرهای فکور و بی غرض وقتی فهمیدند، قرآن سخنانی چنین علمی درباره هفت آسمان، در چهارده قرن پیش گفته که کم کم علم بشر به راستی آنها پی میبرد، یقین میکنند گوینده قرآن خالق عالم است و خالق عالم بر تمام خلقت آگاه است که اینها را در قرآن آورده) (۱۲)

اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبعَ سَماواتٍ وَمِنَ الأَرضِ مِثلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الأَمرُ بَينَهُنَّ لِتَعلَموا أَنَّ اللَّهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَد أَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلمًا

خداوند همان است که هفت آسمان را آفرید و از زمین همچون آنها [همانند هفت زمین] نيز (به وجود آورد). فرمان (و تشریع، حکم) میان آنها فرو می‌آید تا بدانید که خدا بر هر چیز تواناست و آگاه باشید که خدا به هر چیز احاطه‌ی علمی دارد.

جملات جدا شده و توضیح واژه‌ها:

  1. اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبعَ سَماواتٍ
  • ترجمه جمله: خداوند همان است که هفت آسمان را آفرید.
  • واژه‌ها:
    • اللَّهُ: خدا؛ اسم مخصوص ذات حق.
    • الَّذي: صفت موصول مذکر مفرد؛ «کسی که» — نسبت‌دهنده به «اللَّهُ».
    • خَلَقَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد؛ «آفرید». ریشه: خ-ل-ق. دلالت بر ایجاد موجودات از عدم یا آفرینش قالبی.
    • سَبعَ: عدد؛ «هفت». می‌تواند صِفتِ شمارشی یا ظرفِ عددی باشد.
    • سَماواتٍ: جمع «سماء» به صورت خزء (با اعراب جَمْعِ مکسر)؛ «آسمان‌ها». اشاره به مراتب آسمان‌ها یا طبقات آسمانی.
  1. وَمِنَ الأَرضِ مِثلَهُنَّ
  • ترجمه جمله: و از زمین همانند آنها (هم) [وجود دارد].
  • واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف «و».
    • مِنَ: حرف نصب/جرف اضافه «از».
    • الأَرضِ: «زمین»؛ اسم معرَّف.
    • مِثلَهُنَّ: «مثلِ هُنَّ»؛ «مانندِ آنها». مِثل: شباهت/مشابهت؛ هُنَّ ضمیر مؤنث جمع برگرفته برای تطبیق با «سماوات» (مؤنث) — یعنی زمین‌هایی شبیه همان هفت آسمان. نکته: قرائت‌ها و تفسیرها گوناگون است؛ برخی مفسران «مِثلَهُنَّ» را به معنی «مَثَلِ آن‌ها» یا «همچونشان» و اشاره به موازی بودنِ آیات آفرینش آسمان‌ها و زمین دانسته‌اند.
  1. يَتَنَزَّلُ الأَمرُ بَينَهُنَّ
  • ترجمه جمله: فرمان میان آنها فرو می‌آید / نازل می‌شود.
  • واژه‌ها:
    • يَتَنَزَّلُ: فعل مضارع مبنی للمجهول (متعدی غیرملکی) از ریشه ن-ز-ل با شکل تفعل (تَفَعّل)؛ «نزول یافتن»، «فرود آمدن»، «نازل شدن»؛ صورت متعددی دارد که گاه بمعنی تدریج یا تتابع نیز آورده می‌شود.
    • الأَمرُ: «حکم، فرمان، امر [الهی]»؛ می‌تواند اشاره به تشریع، حکم الهی، یا مدیریت و ترتیب امور جهان باشد.
    • بَينَهُنَّ: «در میانِ آنها»؛ بَينَ: ظرف مکان «میان». هُنَّ ضمیر مربوط به مؤنث جمع (سماوات/زمین‌ها).
    • نکته صرفی/نحوی: «يَتَنَزَّلُ الأَمرُ بَينَهُنَّ» ساختی خبری است؛ برخی مفسران «الأمر» را به معنی «قضاء و قدر» یا «حکومت/تدبیر الهی» گرفته‌اند که بین طبقات آسمان و زمین به ترتیب نازل می‌شود (به تعبیر دیگر انتقال حکمت و قوانین از بالا به پایین).
  1. لِتَعلَموا أَنَّ اللَّهَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ
  • ترجمه جمله: تا بدانید که خدا بر هر چیز تواناست.
  • واژه‌ها:
    • لِتَعلَموا: لِـ + فعل مضارع مخاطب جمع «تَعلَموا» از ریشه ع-ل-م؛ «تا بدانید». لِـ لِغَایَتِ هدف یا سبب (لامِ غَایه).
    • أَنَّ: حرف مشبهه (حرف توکید) و لاحق آن جمله اسمیه می‌آورد؛ «که». ساخت «لتعلموا أن…» یعنی هدف: برای اینکه بدانید.
    • اللَّهَ: مفعول به «أنّ» (اسم «أنّ»)؛ «خدا».
    • عَلىٰ: حرف جر «بر، بر فراز، متکفل».
    • كُلِّ: «هر» (مضافُ الیهِ مجرور).
    • شَيءٍ: «چیز»؛ «هر چیزی».
    • قَديرٌ: «توانا، قادر»؛ اسم خبر «أنّ» در وضعیت رفع.
    • نکته معنایی: تأکید بر توانایی مطلق خدا بر همه امور.
  1. وَأَنَّ اللَّهَ قَد أَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلمًا
  • ترجمه جمله: و اینکه خدا به هر چیز علمی احاطه دارد.
  • واژه‌ها:
    • وَأَنَّ: «و اینکه».
    • اللَّهَ: «خدا».
    • قَد: حرف تاکید و گذشته‌نما در این‌جا، همراه با فعل ماضی برای بیان حصول یا قطعیت؛ «همانا، قطعاً».
    • أَحاطَ: فعل ماضی از ریشه ح-و-ط؛ «احاطه کرد/شامل شد». در ترکیب «أَحاطَ بِـ» به معنی «اطراف یک چیز را فرا گرفتن» یا «از همه جهات شامل شدن».
    • بِكُلِّ: «به هرِ».
    • شَيءٍ: «چیز».
    • عِلمًا: مفعول به حال یا مصدر منصوب برای بیان نوع احاطه: «با علمی»؛ یعنی «از لحاظِ علم».
    • نکته تفسیرى: عبارت دلالت دارد بر علم و شناخت مطلق خدا نسبت به تمامی جزئیات هستی؛ «قد» بر قطعیت و حصول این احاطه تأکید می‌کند.

توضیحات تفسیری مختصر:

  • ترکیب‌های «سَبعَ سَماواتٍ» و «مِثلَهُنَّ مِنَ الأَرضِ» در تفاسیر مختلف تبیین‌های گوناگونی داشته‌اند: برخی «مثلهن من الأرض» را بدین معنا گرفته‌اند که زمین‌ها یا نظم‌هایی در زمین وجود دارد که به آسمان‌ها شباهت دارند؛ برخی آن را موازاتِ ظرف‌ها و مظروف‌های خلقت خوانده‌اند. معناهای لغوی واژه‌ها زمینهٔ کلی آیه را نسبت به قدرت، علم و تدبیر الهی روشن می‌سازد.
  • فعل «يَتَنَزَّلُ» گاهی به ترتیب نزول قدرت، نقش پیامبران، یا قوانین و حسابرسی الهی بین مراتب آفرینش تفسیر شده است؛ در هر حال نشان‌دهندهٔ جاری بودنِ «أمر» الهی در نظام هستی است.
  • «لِتَعلَموا» هدف آیه را بیان می‌کند: ایجاد یقین در بندگان نسبت به قدرت و علم خدا تا آن‌ها بدانند و توکل کنند یا عبرت بگیرند.
Nach oben scrollen