065-009-097-طلاق

« Back to Glossary Index
پس نتیجه نافرمانی خود را چشیدند و عاقبت کارشان جز زیان نبود (۹)

فَذاقَتْ وَبَالَ أَمْرِها وَكانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً

او نتیجه کارش را چشید و عاقبت کارش زیان بود

جملات (جدا شده و توضیح کلمات):

  1. فَذاقَتْ وَبَالَ أَمْرِها
  • فَذاقَتْ: از ریشه «ذوق» با پیشوند فاء و ضمیر مؤنث مفرد. به معنی «چشید» یا «متحمل شد». در زمینهٔ بلایا و نتایج بد به‌کار می‌رود: «طعم (عاقبت) چیزی را چشیدن».
  • وَبَالَ: به معنی «مصیبت، خطر، عذاب، پیامد بد». غالباً برای اشاره به نتیجهٔ زیان‌آور یا عذاب به‌کار می‌رود.
  • أَمْرِها: «امر» به معنی «کار، قضیه، اقدام» و «ها» ضمیر مالکیت مؤنث: «کار او/امر او».
  • ترکیب کلی: «او طعم (پیامد) کارش را چشید» — یعنی پیامد نابهنجار یا زیان‌آور اقدام او آشکار شد و دامنگیرش گردید.
  1. وَكانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً
  • وَكانَ: فعل ماضی ناسخ «بود». برای بیان وقوع یا تأکید وضعیتی گذشته.
  • عاقِبَةُ: اسم «عاقبه» به معنی «پایان، انجام کار، نتیجه». اغلب در معنی «نتیجهٔ نهایی (معمولاً منفی)» به‌کار می‌رود.
  • أَمْرِها: همان‌گونه که قبلاً توضیح داده شد: «امر او/کار او».
  • خُسْراً: اسم به معنی «زیان، زیان دیدن، نابودی، نقصان». در متون دینی و ادبی به معنی زیانِ بزرگ یا خسران به‌کار می‌رود.
  • ترکیب کلی: «و عاقبت کار او زیان بود» — یعنی نتیجه نهایی کار او چیزی جز خسارت و زیان نبود.

نکات نحوی و معنایی کوتاه:

  • جملهٔ اول با «فاء» متصل آغاز شده که ایجاد پیوستگی و ترتیب زمانی می‌کند: «پس چشید…».
  • ضمیر مؤنث «ت» در «ذاقَتْ» و «ها» در «أمرها» اشاره به یک مؤنث واحد دارند — فاعلِ مؤنث (او، زن یا جمع مؤنث بسته به سیاق) مورد نظر است.
  • «وبال» و «خسران» هر دو بار معنایی منفی و تأکیدی بر زیان و پیامد بد دارند؛ بنابراین جمله تأکید دوگانه‌ای بر بدی نتیجه دارد: ابتدا تجربهٔ بد (ذاقَت وبال) سپس حکم قضیه (عاقبه خسران).
Nach oben scrollen