| و او را از جائی که حساب نتواند کرد روزی میدهد، آری هر کس بر الله توکل کند و حسابش روی قوانین الله باشد الله حتما کارش را به انجام رضایت بخشی میرساند (باید از روی روح و ایمان صحیح و فکر دقیق و شایسته ای که توام با عمل باشد بر الله و قوانینش تکیه زد نه آنکه فقط به زبان گفت توکل بر الله دارم و راهی خلاف متن دستورات الله بروند) الله برای هر چیزی اندازه و قانونی قرار داده (۳) |
وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا و او روزیاش میدهد از جایی که گمان نمیبرد؛ و هر که بر خدا توکل کند (بداند) که خدا برای او بسنده است؛ همانا خداوند امر خود را به انجام میرساند؛ همانا خدا برای هر چیز اندازهای تعیین کرده است. جملهٔ اول (عربی): وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ترجمهٔ فارسی: و او روزیاش میدهد از جایی که گمان نمیبرد. نقش گرامری و ریشه و معانی واژهها:
جملهٔ دوم (عربی): وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ترجمهٔ فارسی: و هر که بر خدا توکل کند، پس او برای او بسنده است (خداوند کافی اوست). نقش گرامری و ریشه و معانی واژهها:
توضیح نحوی کوتاه: «مَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ» جمله شرطیه (شرط) و «فَهُوَ حَسبُهُ» جواب شرط (جواب). مفهوم: هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است. جملهٔ سوم (عربی): إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ترجمهٔ فارسی: همانا خداوند امرش را به انجام میرساند / خداوند کارش را به پایان میرساند. نقش گرامری و ریشه و معانی واژهها:
نحو مختصر: «إِنَّ اللَّهَ» مبتدأ و «بالِغُ أمرِهِ» خبر. معنی جمعبندی: „همانا خداوند کار/امر خود را به انجام میرساند.“ جملهٔ چهارم (عربی): قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا ترجمهٔ فارسی: همانا خدا برای هر چیز اندازهای قرار داده است. نقش گرامری و ریشه و معانی واژهها:
توضیح نحوی کوتاه: جَعَلَ (فعل ماض) + فاعل اللَّهُ + مفعول لِكُلِّ شَيءٍ قَدراً (قَدراً مفعول). معنی: خدا قطعاً برای هر چیز اندازهای مقرر کرده است. |
065-003-097-طلاق
« Back to Glossary Index
