| پس اگر زنان به انتهای عده خود رسیدند، شما مردانی که میخواستید آنان را طلاق بدهید یا روی شایستگی ایشان را نگهدارید (یعنی با رضایت طرفین، قرار داد صلح و آشتی ببندید که دیگر راهی برای جدائی پیش نیاید) یا روی شایستگی از هم جدا شوید (این در صورتِ عدمِ امکانِ آشتی است) و برای جدائی کامل، دو نفر از مردان عادل خود را شاهد بگیرید و شما که شاهد میشوید در موقع شهادت دادن آنچه را شاهد بوده اید، برای الله شهادت بدهید و این پندها برای کسانی از شماست که به الله و آخرت ایمان می آورند ( آیاتی که در این سوره درباره طلاق است مؤید و مکملِ آیاتی میباشد که در سوره بقره و سوره نساء درباره طلاق گفته شده یعنی آیات ۲۲۷ تا ۲۳۷ از سوره بقره و آیات ۳۵ و ۱۲۸ از سوره نساء و این دو شاهد در صورت امکان باید آن دو نفری باشند که یکی از کسانِ مرد و یکی از کسانِ زن مامورِ تحقیق درباره علت ناسازگاری یکی از دو طرف نسبت به دیگری میشوند که در آیه ۳۵ از سوره نساء گوشزد شده و منظور از عادل بودن این است که در شهادت عادل باشند و سابقه دروغگوئی در کارهای حقوقی خود و مردم نداشته باشند و قطعی است که این دو شاهد باید آشنا باشند تا در مواقع لزوم بتوان از شهادت آنان استفاده کرد و تعیین این دو شاهد بیشتر برای مواقعی است که نتوان از طریق گرفتن اقرار کتبی از طرفین در محضر رسمی برای قرار داد ها و شروط آن از خود طرفین شهادت کتبی گرفت و بعلاوه فايده این دو شاهد برای این است که علتِ حقیقی طلاق که کدام مقصرند در محیط زندگی آن دو طرف معلوم باشد تا در زناشوئیهای بعد طرفین زناشوئی بتوانند سابقه یکدیگر را از طریق این دو شاهد بدست آورند و فریب نخورند علاوه بر اینها از آیات بالا کاملا معلوم میشود که در طلاق حقیقی اسلام نه اختیار طلاق بطور کامل با مرد است و نه بطور کامل با زن و هر دو اختیار دارند اگر ناسازگاری از دیگری دیدند و از طریق معتمد های خانوادگی جلوگیری از ناسازگاری با اجرای شرایطی ممکن نشد، همراه با این دو معتمد نزد متصدیان مربوطه به طلاق میروند و تقاضای طلاق میکنند و اگر متصدیان مربوطه نیز نتوانستند آنان را صلح دهند، لزوم طلاق را اعلام میکنند، بشرطی که زن دوران عده خود را با شرایطی که گفته شد بگذراند و وقتی طرفين دوباره در محضر طلاق حاضر شدند و اعلام کردند که زمان عده را که بیش از سه ماه است گذارنده اند و باز هم حاضر به آشتی نیستند طلاق اول انجام میشود و حکم طلاق و جدائی به طرفین داده میشود و می بینید با این شرایط هرگز موضوع مُحلل آنطور که مشهور است پیش نخواهد آمد زیرا اگر دو بار با شرایط فوق میان زن و شوهری طلاق شد و رجوع حقیقی گردید طلاق سوم سه طلاقه محسوب میشود و این شرایط طوری است که دیگر مرد جدا شده پس از سه طلاقه هرگز به چنان زنی رجوع نخواهد کرد به خصوص که زن باید رسما شوهر دیگری بکند و با شرایط سخت فوق طلاق بگیرد) و هر کس از الله بترسد برای او راه خروجی از بدبختی قرار میدهد (۲) |
فَإِذا بَلَغنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمسِكوهُنَّ بِمَعروفٍ أَو فَـارِقوهُنَّ بِمَعروفٍ وَأَشهِدوا ذَوَي عَدلٍ مِنكُم وَأَقيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ۚ ذٰلِكُم يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا ترجمه فارسی: پس چون زمان (عقوبت عده) آنان فرارسد، آنها را به نیکویی نگهدارید یا (با آنها) به نیکویی جدا شوید؛ و دو شاهد عادل از خودتان گواهی دهید و شهادت را برای خدا برقرار دارید. اینهاست نصیحت برای کسانی که به خدا و روز واپسین ایمان دارند؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راه برونرفت قرار میدهد. جمله 1: فَإِذا بَلَغنَ أَجَلَهُنَّ 1: پس چون مدت آنان (عِدّه آنان) کامل شود نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
جمله 2: فَأَمسِكوهُنَّ بِمَعروفٍ أَو فَـارِقوهُنَّ بِمَعروفٍ 2: پس آنها را به نیکویی نگهدارید یا (با آنها) به نیکویی جدا شوید نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
جمله 3: وَأَشهِدوا ذَوَي عَدلٍ مِنكُم 3: و دو شاهد عادل از شما گواهی دهید نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
توضیح نحوی: «ذَوَي عَدلٍ مِنكُم» ترکیب مضاف و مضافالیه/نعت است که مقام دستوری «مفعول به» برای أَشهِدوا محسوب میشود. جمله 4: وَأَقيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ 4: و شهادت را برای خدا برقرار دارید نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
جمله 5: ذٰلِكُم يُوعَظُ بِهِ مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ 5: این است (چیزی) که به آن موعظه میشود هر که ایمان دارد به خدا و روز واپسین ترجمه روانتر: این است آنچه به آن پند داده میشود کسانی که به خدا و روز واپسین ايمان دارند. نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
نحو: «مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ» شبه جملة حالیه یا تابع ليوعظُ بهـِ؟ ساختار: «يوعظُ به من كان …» یعنی «به کسی که ایمان دارد … پند داده میشود». جمله 6: وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا 6: و هر که از خدا پروا کند، برای او راهِ خروجی (گشایش/برونرفت) قرار میدهد نقش گرامری، ریشه و معانی واژهها:
|
065-002-097-طلاق
« Back to Glossary Index
