065-001-097-طلاق

« Back to Glossary Index
ای پیغام گیر، هنگامیکه شما مسلمانان خواستید زنان را طلاق دهيد آنان را برای عده ایشان طلاق دهيد، و این عده را بطور دقیق به حساب آورید و از الله که پروردگار شماست بترسید و در زمان عده، زنان را از خانه های خودشان بیرون نکنید و خود زنان نیز نباید از خانه شوهر خود که خانه خودشان میباشد بیرون روند و هر گاه معلوم شد که زن کار زشتی کرده، مردی که تقاضای طلاق او را کرده میتواند آن زن را از خانه در ایام عده بیرون کند و اینها مقررات معلوم الله است و هر کس از مقررات الله تجاوز کند به خودش ستم کرده و تو چه میدانی شاید الله بعد از شروع چنین مقرراتی موضوعی را به نفع طرفین پیش آورد (یعنی ممکن است همین ماندن زن در ایام عده در خانه شوهر به مانند سابق باعث شود این دو با هم آشتی کنند و از فکر جدائی منصرف گردند) (1)

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحصُوا العِدَّةَ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُم ۖ لا تُخرِجُوهُنَّ مِن بُيوتِهِنَّ وَلا يَخرُجنَ إِلَّا أَن يَأتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلكَ حُدودُ اللَّهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدودَ اللَّهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهُ ۚ لا تَدري لَعَلَّ اللَّهَ يُحدِثُ بَعدَ ذٰلِكَ أَمرًا


ای پیامبر! هرگاه شما زنان را طلاق می‌دهید، آنها را برای مدت عده‌شان طلاق دهید و عده را بشمارید؛ و از خدا پروا کنید که پروردگارتان است؛ آنها را از خانه‌هایشان بیرون نکنید و [نیز] آنها خارج نشوند مگر آن‌که مرتکب فحشایی آشکار شوند؛ و اینها حدود خداست؛ و هر که از حدود خدا تجاوز کند به خود ستم کرده است؛ تو نمی‌دانی شاید خدا پس از آن کاری [نو] پدید آورد.


  1. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
  • ترجمه: ای پیامبر
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • يا: حرف نداء (حرف مخاطب‌خوانی)
    • أَيُّهَا: اسم نداء توکیدی به شکل منتهی به هـ (مؤکدۀ نداء) — ریشهٔ واژه از „أي“ (کلمهٔ پرسشی/تاکیدی)؛ نشان جلب توجه برای خطاب مستقیم
    • النَّبِيُّ: اسم معرفه با ال، منصب یا منادی دوم که در اینجا ندا شده است؛ ریشه: ن ب أ، معنی: پیامبر، فرستادهٔ الهی

  1. إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ
  • ترجمه: هرگاه شما زنان را طلاق دهید
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • إِذَا: ظرف زمان یا حرف شرط جازم برای شرط ممکن/مستقبل؛ معنی: هرگاه
    • طَلَّقْتُمُ: فعل ماضٍ با ضمیر متصل مَخاطَبِ جمع، ساختار: طَلَّقَ (رباعی مهموز؟ ریشه: ط ل ق)؛ معنی: طلاق دادید/رها ساختید (در این ترکیب مفهوم امر آتی/هرگاه)
    • النِّسَاءَ: مفعول مطلق جمع مؤنث، ریشه: ن س ء، معنی: زنان

  1. فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ
  • ترجمه: پس آنها را برای عده‌شان طلاق دهید
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • فَ: حرف عطف یا ترتیب (معنی: سپس/پس)
    • طَلِّقُوهُنَّ: فعل امر جمع مخاطب به صورت مفرد مضاف با ضمیر مفعولی (امر: طَلِّقُوا + نون حذف‌شونده در رسم؟ در متن قرآنی به صورت امر مخاطب به پیامبر و اهل مدینه)؛ ریشه: ط ل ق؛ معنی: آن‌ها را طلاق دهید
    • لِعِدَّتِهِنَّ: حرف جر + اسم (لِ + عِدَّةِ + هِنَّ ضمیر ملکی جمع مؤنث)؛ ریشه ع د د (عداد به معنی شمارش/مدت)؛ معنی: برای مدت عده‌شان

  1. وَأَحصُوا العِدَّةَ
  • ترجمه: و عده را بشمارید
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف (و)
    • أَحصُوا: فعل امر جمع مخاطب از ریشه ح ص ي / ح س ب؟ در اینجا از ریشه ح ص ي (أحصى) یا ح ص ي به معنی شمردن/محاسبه؛ معنی: بشمارید، با دقت حساب کنید
    • العِدَّةَ: مفعول لفظی (عِدَّة) ریشه: ع د د؛ معنی: عده (مدت نگه داشتن زن پس از طلاق تا پایان عادت)

  1. وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُم
  • ترجمه: و از خدا پروا کنید؛ پروردگار شما
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف
    • اتَّقُوا: فعل امر جمع (از ریشه و ق ی؟ در واقع ریشه و ق ی -> تقوى به معنای پرهیزکاری)؛ شکل امر: اتَّقُوا؛ معنی: پروا کنید، تقوا پیشه کنید
    • اللَّهَ: مفعول (مخاطب در فعل اتقوا)؛ اسم معرفه: خدا
    • رَبَّكُم: نعت یا توضیح (ربّ + كم)، ربّ ریشه: ر ب ب؛ معنی: پروردگار شما

  1. لا تُخرِجُوهُنَّ مِن بُيوتِهِنَّ
  • ترجمه: آنها را از خانه‌هایشان بیرون نکنید
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • لا: نافی وجه نهی (حرف نهی)
    • تُخرِجُوهُنَّ: فعل امر منفی جمع مخاطب (اخراج کردن) — ریشه: خ ر ج؛ معنی: آن‌ها را خارج نکنید / از خانه بیرون نکنید
    • مِن: حرف جر (از)
    • بُيوتِهِنَّ: اسم مجرور جمع (بیوت جمع بیت) + هِنَّ ضمیر ملکی جمع مؤنث؛ ریشه ب ي ت؛ معنی: خانه‌هایشان

  1. وَلا يَخرُجنَ إِلَّا أَن يَأتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ
  • ترجمه: و [نیز] خارج نشوند مگر آن‌که مرتکب فحشایی آشکار شوند
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • وَلا: و + لا ناهی برای غایبان (یا استمراری) — معنی: و مکنند
    • يَخرُجنَ: فعل مضارع مجزوم یا منفی برای غایبان (هنگام نهی) از ریشه خ ر ج؛ معنی: خارج شوند، سوم شخص جمع مؤنث
    • إِلَّا: استثنا (مگر)
    • أَن: حرف مصدریه یا أَنّ برای اینکه (اینجا معطوف به يأتينَ) — ساختار: أَن يَأتينَ
    • يَأتينَ: فعل مضارع جمع مؤنث (یا مثنى/جمع) از ریشه أ ت ي؛ معنی: آیند / بیاورند / مرتکب شوند
    • بِفاحِشَةٍ: حرف جر + اسم (با فاحشه) — فاحشه ریشه ف ح ش؛ معنی: به/مرتکب فحشایی
    • مُبَيِّنَةٍ: صفت برای فاحشه (اسم فاعل/اسم صفت) ریشه ب ي ن؛ معنی: آشکار، روشن، واضح

توضیح نحوی کوتاه: ساختار „لا يَخرُجنَ إِلَّا أَن يَأتينَ“ به این معناست که خروج ممنوع است مگر در صورت انجام فاحشه‌ای روشن؛ عبارت أَن یَأتينَ به معنی „آنکه مرتکب شوند“ یا „این‌که بیاورند/انجام دهند“ ترجمه شده به „مرتکب شوند“.


  1. وَتِلكَ حُدودُ اللَّهِ
  • ترجمه: و اینها حدود خداست
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف
    • تِلكَ: ضمیر اشاره مؤنث نزدیک یا دور (مؤنث به معنی آن)؛ معنی: آن‌ها/اینها (اشاره به احکام پیشین)
    • حُدودُ: جمع حدّ، ریشه: ح د د؛ معنی: حدود، مرزها، مقررات الهی
    • اللَّهِ: مضاف‌الیه (از جهت تأکید)، معنی: خدا

  1. وَمَن يَتَعَدَّ حُدودَ اللَّهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهُ
  • ترجمه: و هر که از حدود خدا تجاوز کند به خود ستم کرده است
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف
    • مَن: ضمیر نسبی یا شرطی به معنی هر که / کسی که
    • يَتَعَدَّ: فعل مضارع منفي‌الغير یا خبری از ریشه ع د و د (تعدى: تجاوز کرد)؛ معنی: تجاوز کند/از حد بگذرد
    • حُدودَ: مفعول (جمع حدّ)
    • اللَّهِ: مضاف‌الیه
    • فَقَد: ف + قد (توضیح تأکیدی) — ف برای تبعیت و قد برای تاکید
    • ظَلَمَ: فعل ماضٍ از ریشه ظ ل م؛ معنی: ستم کرد
    • نَفسَهُ: مفعول یا متأثر (نفس + هُ ضمیر)؛ معنی: خود را

  1. لا تَدري لَعَلَّ اللَّهَ يُحدِثُ بَعدَ ذٰلِكَ أَمرًا
  • ترجمه: تو نمی‌دانی شاید خدا پس از آن کاری [نو] پدید آورد
  • نقش گرامری و ریشه و معانی واژه‌ها:
    • لا: حرف نفی برای مضارع (نفی علم یا عدم اطلاع)
    • تَدري: فعل مضارع مفرد مخاطب (از ریشه د ر ي)؛ معنی: می‌دانی
    • لَعَلَّ: حرف احتمال/ترجیح به معنی شاید / ممکن است
    • اللَّهَ: اسم مرفوع یا مفعول ساختاری در لعلّاً؟ (لعلّاً غالباً منصوب اما به هر حال مضاف)؛ معنی: خدا
    • يُحدِثُ: فعل مضارع از ریشه ح د ث؛ معنی: پدید آورد، ایجاد کند
    • بَعدَ: ظرف زمان / حرف جر (پس از)
    • ذٰلِكَ: ضمیر اشاری (آن)
    • أَمرًا: مفعول غیرمعرفه منصوب، ریشه أ م ر؛ معنی: کار، امر، حادثه
Nach oben scrollen