063-008-101-منافقون

« Back to Glossary Index
این دورویان میگویند اگر ما بسوی شهر مدینه باز گردیم، قدرتمندان شهر که از ما خواهند بود ذلیل تران شهر را که مسلمانان خواهند بود اخراج بلد خواهند کرد و حال آنکه قدرت حقیقی برای الله و پیغمبرش و مؤمنان حقیقی است ولی این دورویان نمی دانند (برخلاف آنچه در تفسیرهای قرآن نوشته شده که مقصود از این دورویان رئیس دورویان است که نامش عبداللاه ابی سلول بود که همراه با مسلمانان و به نفع مسلمانان در جنگ بنی المصطلق شرکت کرده بود. از متن قرآن پیداست که این دورویان عده ای بودند که هر یک رئیس گروهی از مردم اطراف مدینه بودند که ظاهرا خود را طرفدار مسلمانان جلوه میدادند با حفظ ریاست خود بر مردمی که رسما مسلمان نشده بودند، پس از اینکه بوسیله مسلمانان، گروه زیادی از هم کیشان ایشان یعنی قوم بنی نضیر اخراج بلد شدند اینان به مریدان خود مخفيانه وعده میدادند، بزودی ما با قشون خود که مخفیانه در صدد تهیه آن هستیم به مدینه حمله میکنیم و در آنوقت پیغمبر و مسلمانان جدی را اگر نابود نکنیم اخراج خواهیم کرد و حکومت را بدست خواهیم گرفت) (۸)
 يَقولونَ لَئِن رَجَعنا إِلَى المَدينَةِ لَيُخرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنها الأَذَلَّ ۚ وَلِلَّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنينَ وَلٰكِنَّ المُنافِقينَ لا يَعلَمونَ

می‌گویند: اگر به مدینه بازگردیم، حتماً آن که عزیزتر است، ذلیل را از آنجا بیرون خواهد کرد. در حالی که عزّت از آنِ خدا و پیامبر او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند.

— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — —

جمله ۱ (عربی): يَقولونَ

ترجمهٔ فارسی: می‌گویند.

توضیح گرامری:

  • فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ جمع مذکر غایب (همان «آن‌ها می‌گویند»).
  • علامت رفع: الضمة الظاهرة بر روی «يَقولونَ». واو جمع، نون علامت اعراب.

ریشه و معناها:

  • ریشه: ق-و-ل.
  • معانی قَوْل: گفتن، سخن، اظهار. «يقولون» = آنان می‌گویند/می‌گویند.

——————————————————————————

جمله ۲ (عربی): لَئِن رَجَعنا إِلَى المَدينَةِ

ترجمهٔ فارسی: اگر (به‌راستی) به مدینه بازگردیم،

توضیح گرامری:

  • «لَئِن»: لامِ موطِّئه للقسم + «إن» شرطیه. افادهٔ تأکید در شرط: «به‌درستی اگر».
  • «رَجَعْنا»: فعل ماضی، صیغهٔ جمع متکلم (ما)، فعل شرط در ساختار «إن»، دلالت بر وقوع در آینده در سیاق شرط.
  • «إلى»: حرف جر.
  • «المَدينة»: اسم مجرور به «إلى»، با الف و لام تعریف.

ریشه و معناها:

  • «رَجَعَ»: ریشه ر-ج-ع؛ برگشتن، بازگشت.
  • «المَدينة»: از مادّهٔ «م-د-ن» (تمدّن/شهرنشینی). معنای رایج: شهر مدینه (یثرب).

——————————————————————————

جمله ۳ (عربی): لَيُخرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنها الأَذَلَّ

ترجمهٔ فارسی: حتماً آن که عزیزتر است، خوارتر را از آن (شهر) بیرون می‌راند.

توضیح گرامری:

  • «لَـ» ابتدای جواب شرط: لامِ قسم/تأکید بر وقوع جواب شرط.
  • «يُخرِجَنَّ»: فعل مضارع مؤکد بثقلیل النون (نونِ تأکید ثقیله). رفعِ احتمال تخلّف و افادهٔ قطعیت.
  • فاعل: «الأعزُّ» مرفوع با ضمه.
  • «مِنْها»: «من» حرف جر + ضمیر «ها» (به مدینه برمی‌گردد).
  • «الأذلَّ»: مفعول‌به منصوب (علامت فتحه). هر دو بر وزن «أفعل» تفضیل.

ریشه و معناها:

  • «أخرج»: باب إفعال از «خ-ر-ج»؛ بیرون کردن، اخراج.
  • «العِزّ/الأعزّ»: ریشه ع-ز-ز؛ عزّت، قدرت، شکست‌ناپذیری. «أعزّ»: عزیزتر/قدرتمندتر.
  • «ذُلّ/الأذلّ»: ریشه ذ-ل-ل؛ خواری، فرومایگی. «أذلّ»: خوارتر.

نکته معنایی:

  • مراد گویندهٔ منافق: «عزیز» = خودشان؛ «ذلیل» = مؤمنان. قرآن این داوری را رد می‌کند.

——————————————————————————

جمله ۴ (عربی): وَلِلَّهِ العِزَّةُ

ترجمهٔ فارسی: و عزّت از آنِ خداست.

توضیح گرامری:

  • «وَ»: عطف استینافیه.
  • «لِلَّهِ»: جار و مجرور مقدّم برای حصر و تأکید.
  • «العِزَّةُ»: مبتدا مؤخّر مرفوع. تقدیم جار و مجرور افادهٔ اختصاص: فقط برای خداست.

ریشه و معناها:

  • «عِزّة»: از ع-ز-ز؛ صلابت، قدرت، غلبه، ارجمندی.

——————————————————————————

جمله ۵ (عربی): وَلِرَسولِهِ

ترجمهٔ فارسی: و (نیز) برای پیامبر اوست،

توضیح گرامری:

  • «وَ»: عطف بر خبر قبلی.
  • «لِرَسولِهِ»: جار و مجرور. ضمیر «هِ» به «اللّه» برمی‌گردد. خبر محذوف به تقدیر «ثابتةٌ» یا عطف بر «لله العزة».

ریشه و معناها:

  • «رَسول»: ریشه ر-س-ل؛ فرستاده، پیام‌آور.

——————————————————————————

جمله ۶ (عربی): وَلِلمُؤمِنينَ

ترجمهٔ فارسی: و برای مؤمنان (نیز) هست،

توضیح گرامری:

  • «وَ»: عطف.
  • «لِلمؤمنين»: جار و مجرور. عطف بر «لرسوله». جمع مذکر سالم، مجرور به یاء.

ریشه و معناها:

  • «مُؤمِن»: از ریشه أ-م-ن؛ ایمان‌آورنده، باورمند؛ جمع: مؤمنون/مؤمنین.

——————————————————————————

جمله ۷ (عربی): وَلٰكِنَّ المُنافِقينَ لا يَعلَمونَ

ترجمهٔ فارسی: اما منافقان نمی‌دانند.

توضیح گرامری:

  • «وَلٰكِنَّ»: حرف استدراک + «إنّ» مشدّد برای تأکید؛ «امّا».
  • «المنافقين»: اسم «لكنّ» منصوب (جمع مذکر سالم، علامت نصب: یاء).
  • «لا يَعلَمونَ»: فعل مضارع مرفوع با علامت ثبوت نون؛ واو جمع فاعل.

ریشه و معناها:

  • «نافَقَ/مُنافِق»: ریشه ن-ف-ق؛ نفاق: دوچهرگی، پنهان‌کاری در کفر و اظهار ایمان.
  • «عَلِمَ»: ریشه ع-ل-م؛ دانستن، آگاهی یافتن.

——————————————————————————

جمع‌بندی معنایی آیه:

  • گفتار تهدیدآمیز منافقان در بارهٔ بیرون راندن مؤمنان، با اعلام اصل توحیدیِ عزّت نزد خدا و سپس نزد پیامبر و مؤمنان نقض می‌شود؛ مشکل منافقان، نادانی و وارونگی معیارهاست.
Nach oben scrollen