063-006-101-منافقون

« Back to Glossary Index
بر این دورویان یکسان است که تو برای ایشان از الله آمرزش بخواهی یا نخواهی، هرگز الله ایشان را نمی بخشد زیرا الله قومی را که دانسته تجاوز میکنند راهنمایی نخواهد کرد (این آیه صریحا اعلام میکند که خالق عالم به شفاعت پیغمبران درباره دورویان گوش نمی دهد چه رسد به شفاعت امامان و بدیهی است کسی هم که نه کافر بود و نه دورو، جز عقاید و اعمال خویش چیزی دیگر شفیع گناهش نمی شود و بنابر این شفاعت به اذنی که در قرآن است شفاعت عقاید و اعمال خوب انسان و شفاعت رهبری، رهبرانی است که به انسان عقاید و اعمال خوبی را تعلیم میدهند و لذا می بینیم که در نهج البلاغه آمده که قرآن مجید شفاعت کننده ای میباشد که نزد الله شفاعتش پذیرفته میشود) (6)

سَواءٌ عَلَيهِم أَستَغفَرتَ لَهُم أَم لَم تَستَغفِر لَهُم لَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم ۚ إِنَّ اللَّهَ لا يَهدِي القَومَ الفاسِقينَ


برای آنان یکسان است که برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی خواست؛ خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید. بی‌گمان خداوند قوم نافرمان را هدایت نمی‌کند.


سَواءٌ عَلَيهِم أَستَغفَرتَ لَهُم أَم لَم تَستَغفِر لَهُم

ترجمهٔ فارسی:
برای آنان یکسان است که برایشان آمرزش خواسته‌ای یا آمرزش نخواسته‌ای.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • سَواءٌ: اسم؛ به معنای «برابر، یکسان». در اینجا خبرِ مقدّم است.
    • ریشه: س و ي
    • معانی: برابر بودن، هم‌سطح بودن، مساوی
  • عَلَيهِم: جار و مجرور؛ متعلق به «سَواءٌ»
    • على: بر، بر روی
    • هم: ضمیر متصل، «آنها»
  • أَستَغفَرتَ: فعل ماضی؛ مخاطب مفرد
    • ریشه: غ ف ر
    • باب: استفعال
    • معنا: آمرزش خواستی، طلب بخشش کردی
  • لَهُم: جار و مجرور؛ متمم فعل
    • لِ: برای
    • هم: آنان
  • أَم: حرف عطف؛ برای بیان اختیار و مساوات
    • معنا: یا
  • لَم: حرف نفی و جزم
  • تَستَغفِر: فعل مضارع مجزوم به «لم»
    • ریشه: غ ف ر
    • باب: استفعال
    • معنا: آمرزش بخواهی
  • لَهُم: جار و مجرور؛ تکرار برای تأکید تعلق فعل

―――――――――――――――――――――

لَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم

ترجمهٔ فارسی:
خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • لَن: حرف نفی؛ نفیِ ابد یا تأکید بر آینده
    • کاربرد: نفی قطعی در آینده
  • يَغفِرَ: فعل مضارع منصوب به «لن»
    • ریشه: غ ف ر
    • معنا: می‌آمرزد، می‌بخشد
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعل فعل «يَغفِرَ»
  • لَهُم: جار و مجرور
    • معنا: برای آنان

―――――――――――――――――――――

إِنَّ اللَّهَ لا يَهدِي القَومَ الفاسِقينَ

ترجمهٔ فارسی:
بی‌گمان خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌کند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب
  • اللَّهَ: اسم «إنّ» منصوب
  • لا: حرف نفی
  • يَهدِي: فعل مضارع مرفوع
    • ریشه: ه د ي
    • معنا: هدایت می‌کند، راه می‌نماید
  • القَومَ: مفعولٌ‌به منصوب
    • معنا: گروه، قوم
  • الفاسِقينَ: صفت برای «القوم»؛ جمع مذکر سالم
    • ریشه: ف س ق
    • معنای اصلی: بیرون رفتن
    • معانی اصطلاحی: نافرمان، سرکش، خارج‌شده از فرمان
Nach oben scrollen