063-005-101-منافقون

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه برای ایشان گفته شود که بیائید برای شما پیغمبر الله، از الله آمرزش بخواهد از اینکار سر می پیچند و می بینی در حالی که به زرنگی فساد کارانه خود میبالند به بازداشتن مردم از راه الله ادامه میدهند (در زمان پیغمبر اسلام نیز مانند امروز عده ای از پیشوایان مذهبی بودند که هم مردم، هم مذهب خود را با موهومات مذهبی خویش سرگرم میکردند و هم به پیغمبر اسلام و مسلمانان جدی و دانا میگفتند ما با شما هستیم و ریاست خود را بر مردم دیگر از آنرو حفظ میکنیم که آنان به ما معتقد هستند و چون نادان و موهوم پرستند، لیاقت مسلمان شدن ندارند از این رو مسلمانان جدی تا مخالفت شدیدی از آنان نمی دیدند آنان را اذیت نمی کردند و کوشا بودند تا حد امكان بعضی از آنان را که ممکن است حقیقتا به نفع مسلمانان باشند از طریق تبلیغ و تشویق و احيانا تهدید به مسلمانی صحیح بکشانند به امید اینکه بوسیله ایشان گروهی از مریدان ایشان حقیقتا مسلمان شوند و یا در جنگهای اسلامی به دشمن کمک نکنند بلکه به لشگر اسلام کمک کنند و چون این دورویان درجات مختلفی داشتند بدترین آنها که حقا غير قابل اصلاح بودند در این سوره معرفی شده است و این سوره برای آنان تهدیدی است که اگر از دوروئی خود دست برندارند مورد سختگیری مسلمانان قرار خواهند گرفت) (۵)

وَإِذا قيلَ لَهُم تَعالَوا يَستَغفِر لَكُم رَسولُ اللَّهِ لَوَّوا رُءوسَهُم وَرَأَيتَهُم يَصُدّونَ وَهُم مُستَكبِرونَ


و هنگامی که به آنان گفته می‌شود: بیایید تا فرستادهٔ خدا برای شما آمرزش بطلبد، سرهای خود را برمی‌گردانند و آنان را می‌بینی که روی می‌گردانند، در حالی که تکبّر می‌ورزند.


۱. وَإِذا قيلَ لَهُم تَعالَوا يَستَغفِر لَكُم رَسولُ اللَّهِ

ترجمه:
و هنگامی که به آنان گفته می‌شود: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد.

تحلیل گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن به سخن پیشین.
  • إِذا: ظرف شرط非جازم، به معنای «هنگامی که».
  • قيلَ: فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص مفرد؛ از ریشهٔ ق و ل، به معنای «گفته شد».
  • لَهُم: جار و مجرور؛ «به آنان».
  • تَعالَوا: فعل امر جمع؛ از ریشهٔ ع ل و، به معنای «بالا آمدن»، و در کاربرد «بیایید».
  • يَستَغفِر: فعل مضارع منصوب در جواب امر؛ از ریشهٔ غ ف ر، به معنای «آمرزش طلبیدن، پوشاندن گناه».
  • لَكُم: جار و مجرور؛ «برای شما».
  • رَسولُ: فاعل مرفوع برای «يستغفر»، از ریشهٔ ر س ل، به معنای «فرستاده».
  • اللَّهِ: مضافٌ‌الیه مجرور، نام خاص پروردگار.


۲. لَوَّوا رُءوسَهُم

ترجمه:
سرهای خود را برمی‌گردانند.

تحلیل گرامری و واژگانی:

  • لَوَّوا: فعل ماضی جمع؛ از ریشهٔ ل و ي، به معنای «پیچاندند، کج کردند».
  • رُءوسَ: مفعول‌به منصوب؛ جمع «رأس» به معنای «سر».
  • هُم: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه؛ «آن‌ها».


۳. وَرَأَيتَهُم يَصُدّونَ

ترجمه:
و آنان را می‌بینی که روی می‌گردانند.

تحلیل گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • رَأَيتَ: فعل ماضی؛ دوم‌شخص مفرد؛ از ریشهٔ ر أ ي، به معنای «دیدن».
  • هُم: ضمیر متصل، مفعول‌به.
  • يَصُدّونَ: فعل مضارع جمع؛ از ریشهٔ ص د د، به معنای «بازداشتن»، و در این سیاق «روی‌گردان شدن».


۴. وَهُم مُستَكبِرونَ

ترجمه:
در حالی که آنان متکبّر هستند.

تحلیل گرامری و واژگانی:

  • وَ: واو حالیّه، برای بیان حالت.
  • هُم: ضمیر منفصل، مبتدا.
  • مُستَكبِرونَ: خبر مرفوع؛ اسم فاعل از باب استفعال، ریشهٔ ك ب ر، به معنای «بزرگی‌طلبیدن، تکبّر ورزیدن».
Nach oben scrollen