هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ- هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ
- ترجمه فارسی: او کسی است که در میان امّیان (ناخواندگان) پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان تلاوت میکند.
- نوع واژهها و شرح مختصر (در یک سطر): هُوَ: ضمیر غایب مفرد مذکر؛ معنا: او.
الَّذي: اسم موصول؛ معنا: کسی که.
بَعَثَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد؛ ریشه: ب-ع-ث؛ وزن: فَعَلَ (بَعَثَ)؛ باب: اول.
فِي: حرف جر؛ معنا: در.
الأُمِّيّينَ: اسم؛ مفرد اصل «أُمِّيّ» جمع مکسر؛ معنا: ناخواندهها/بیسوادان؛ ریشه: أ-م-ی/از باب وصفی مشتق.
رَسولًا: اسم نکره منصوب (مفعول ثالث یا خبر)؛ معنا: پیغامبر/فرستاده.
مِنهُم: جار و مرفوع ترکیبی از «من» + ضمیر؛ معنا: از میان آنها.
يَتلو: فعل مضارع ثلاثی مجرد؛ ریشه: ت-ل-و (تلاوت)؛ وزن: يفعل؛ باب: اول؛ معنا: تلاوت میکند/قرائت میکند.
عَلَيهِم: حرف جر + ضمیر جمع؛ معنا: بر آنان/به سوی آنان.
آياتِهِ: اسم؛ آیات + ضمیر ملکی (او)؛ معنا: نشانهها/آیات او. - معنای تفسیری مختصر واژههای مهم (در یک سطر): بَعَثَ: در مفهوم قرآنی به معنی برانگیختن پیامبر و گسیل داشتن وی برای هدایت مردم؛
أُمِّيّينَ: کسانی که کتاب نوشتاری نمیدانند یا اهل کتاب نیستند؛ در تفسیر به معنی جامعهای که از تعلیم وحی برخوردار نبودهاند؛
يَتلو: تلاوت آیات قرآن به معنی قرائت و بیان و آموزش معانی آن.
- وَيُزَكّيهِم
- ترجمه فارسی: و آنان را تطهیر و پاک میسازد.
- نوع واژهها و شرح مختصر (در یک سطر): وَ: حرف عطف؛ معنا: و.
يُزَكّيهِم: فعل مضارع متعدی با ضمیر مفعولی؛ ریشه: ز-ك-و/ز-ك-ا (زَكَّى)؛ وزن: يُفَعِّل (تفعیل با شدة در لام متوسط)؛ باب: دوم (فعّل)؛ معنا: او آنها را تزکیه میکند/پاکشان میکند. - معنای تفسیری مختصر واژه مهم (در یک سطر): زكّى: در تفسیر به معنی تزکیه درونی و اخلاقی و تربیت از رذایل و پرورش فضائل، نه فقط پاکی ظاهری.
- وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ
- ترجمه فارسی: و کتاب و حکمت را به آنان میآموزد.
- نوع واژهها و شرح مختصر (در یک سطر): وَيُعَلِّمُهُمُ: وَ: حرف عطف؛ يُعَلِّمُ: فعل مضارع ثلاثی متعدی؛ ریشه: ع-ل-م؛ وزن: يُفَعِّل (فعّل)؛ باب: دوم؛ معنا: او آموزش میدهد؛ هُم: ضمیر مفعولی جمع مذکر.
الكِتابَ: اسم معرفه منصوب؛ معنا: کتاب (کتاب وحی، قرآن یا شریعت).
وَالحِكمَةَ: وَ: حرف عطف؛ الحِكمَةَ: اسم معرفه منصوب؛ معنا: حکمت (معارف، تدبیر و فهم عمیق شریعت و سنن). - معنای تفسیری مختصر واژههای مهم (در یک سطر): الکتاب: معمولاً به کتاب آسمانی (قرآن) و علم شرعی اشاره دارد؛ الحکمة: دانش مفهومی، فقه اخلاقی و توان فهم و عمل به حکمت الهی.
- وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
- ترجمه فارسی: و اگرچه آنان پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.
- نوع واژهها و شرح مختصر (در یک سطر): وَإِن: وَ: حرف عطف؛ إِن: حرف شرط تحقق (متظاهر)؛ معنا: اگرچه/اگر.
كانوا: فعل ماضی ناقص (كان) + واو الجماعة؛ ریشه: ك-و-ن؛ وزن: كان (فعل ناقص)؛ معنا: بودند.
مِن قَبلُ: عبارت ظرف زمان یا حالت؛ معنا: پیش از آن/قبلاً.
لَفي: لَ: لام تأکید؛ فِي: حرف جر؛ معنا: همانا در/واقعاً در.
ضَلالٍ: اسم مصدر صفت (مصدر اسم)؛ ریشه: ض-ل-ل؛ معنا: گمراهی، گمراهی پیوسته.
مُبينٍ: صفت مجرور یا نعت؛ ریشه: ب-ي-ن؛ وزن: مَفْعول (مبین)؛ معنا: روشن/آشکار. - معنای تفسیری مختصر واژههای مهم (در یک سطر): ضلال مبين: نوعی گمراهی واضح و صریح که نیاز مبرم به هدایت دارد؛ تأکید بر شدت گمراهی آنان پیش از بعثت.
ترجمه کامل آیه: او آن کسی است که در میان کسانی که کتاب نمیدانستند پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان تلاوت میکند، آنان را تزکیه مینماید و کتاب و حکمت را به آنان میآموزد، و آنان پیش از آن در گمراهی آشکار بودند. |