059-024-096-حشر

« Back to Glossary Index
آری نازل کننده ی قرآن، الله است که هم سازنده همه چیز است و هم بی عیب ساز و هم شکل دهنده همه چیز است، آن اسم و صفتهای نیکوتر فقط سزاوار اوست و آنچه در آسمانها و زمین باشد به زبان حال خود او را از بدیها پاک و برتر از همه چیز معرفی میکند و او هم تمام قدرتهای جهان را در اختیار دارد و هم کارهایش روی حکمت است (24)

هُوَ اللَّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ ۖ لَهُ الأَسماءُ الحُسنىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرضِ ۖ وَهُوَ العَزيزُ الحَكيمُ

او خداست — خالق، پدیدآور، صورت‌ساز. برای او نام‌های نیکو است. هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است برای او تسبیح می‌گویند، و او شکست‌ناپذیرِ داناست.


جملهٔ 1: هُوَ اللَّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ

ترجمهٔ فارسی: او خداست — خالق، پدیدآور، صورت‌ساز.

  • هُوَ
    • نقش گرامری: ضمیر غایب مفرد مذكر؛ فاعل صریح جمله خبری.
    • ریشه: ضمیر؛ مصدر ریشه‌ای ندارد.
    • معانی: «او» (برای اشاره به خدا در اینجا).
  • اللَّهُ
    • نقش گرامری: اسم مقصودِ خبر (خبرِ «هُوَ»)؛ اسم خاص.
    • ریشه: از «اللَّه» نام خاص خدا.
    • معانی: «خدا» (اسم مخصوص پروردگار).
  • الخالِقُ
    • نقش گرامری: صفت (نعت) برای «اللَّه» یا از کلماتِ خبرِ اضافی؛ اسمی معرّف به «ال» و فاعلی به شکل اسم فاعل.
    • ریشه: خ-ل-ق (خلق/خالَق)؛ مصدر: خلق یا خَلَقَ/خَلْق.
    • معانی: «آفریدگار»، «خالق» (کسی که چیزی را می‌آفریند).
  • البارِئُ
    • نقش گرامری: صفت دیگر برای «اللَّه»؛ اسم فاعل/اسم مفعول منسوب به نوع عمل.
    • ریشه: ب-ر-أ (بَرَأَ)؛ مصدر: بَرْء/ابراء.
    • معانی: «پدیدآور»، «آفریننده‌ی خالص»؛ کسی که بدون الگو یا با جدا شدن از نقص می‌آفریند.
  • المُصَوِّرُ
    • نقش گرامری: صفت سوم برای «اللَّه».
    • ریشه: ص-و-ر (صور/صوّر)؛ اسم فاعل «مصوّر» از باب تفعيل.
    • معانی: «صورت‌دهنده»، «قابِلِ صورت‌بخشی»؛ کسی که صورت‌ها و ویژگی‌ها را در موجودات شکل می‌دهد.

جملهٔ 2: لَهُ الأَسماءُ الحُسنىٰ

ترجمهٔ فارسی: برای او نام‌های نیکوست.

  • لَهُ
    • نقش گرامری: حرف جر «لـِ» + ضمیر متصل «هُ»؛ جملهٔ شبه اضافی برای بیان مالکیت یا نسبت.
    • ریشه: حرف/ضمیر؛ هُ ضمیر او.
    • معانی: «برای او»، «از آنِ او»، «عائد به او».
  • الأَسماءُ
    • نقش گرامری: مبتدا یا خبر جملۀ ابتدایی بسته به قرائت؛ اسم جمع منصوب/مرفوع — در اینجا مرفوع به عنوان خبر «له».
    • ریشه: س-م-و/س-م-ا (اسم)؛ مصدر: اسم/أسم، از ریشه اسم.
    • معانی: «نام‌ها»، «اسامی».
  • الحُسنىٰ
    • نقش گرامری: نعت/صفة برای «الأسماء»؛ صفت معرف به «ال».
    • ریشه: ح-س-ن (حسن)؛ صفة تفضیلی/مصدر «حُسْنا» (به معنی نیکو).
    • معانی: «نیکو»، «حسنی»، «نیكو و عالی»؛ «نام‌های نیکو».

جملهٔ 3: يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرضِ

ترجمهٔ فارسی: هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است برای او تسبیح می‌گوید.

  • يُسَبِّحُ
    • نقش گرامری: فعل مضارع، فعل متعدّی یا لازمی بسته به قرائت؛ فعل خبر برای جمله.
    • ریشه: س-ب-ح (سبّح/تسبيح)؛ مصدر: تسبيح/سبح.
    • معانی: «تسبیح گفتن»، «پاک دانستن»، «ستایش گفتن» (در این سیاق معنای تسبیح و تقدیس).
  • لَهُ
    • نقش گرامری: حرف جر «لـِ» + ضمیر «هُ»؛ مفعول/مضاف‌الیه معنوی برای «يُسَبِّحُ».
    • ریشه: همان‌طور که بالا.
    • معانی: «برای او»، «به سوی او».
  • ما
    • نقش گرامری: اسم موصول یا اسم شرط؛ در اینجا «ما» موصول یا اسم نکره مطلق به معنی «هر آنچه»؛ فاعل جملهٔ فرعی.
    • ریشه: ضمیر/حرف؛ از «ما».
    • معانی: «آنچه»، «هر چیزی که».
  • فِي
    • نقش گرامری: حرف جر.
    • ریشه: حرف.
    • معانی: «در».
  • السَّماواتِ
    • نقش گرامری: اسم مجرور به «فِي»؛ جمع «سماء».
    • ریشه: س-م-و/س-م-ا (سماء).
    • معانی: «آسمان‌ها».
  • وَ
    • نقش گرامی: حرف عطف.
    • معانی: «و».
  • الأَرضِ
    • نقش گرامری: اسم معطوف مجرور بر «السَّماواتِ».
    • ریشه: أ-ر-ض (أرض).
    • معانی: «زمین».

جملهٔ 4: وَهُوَ العَزيزُ الحَكيمُ

ترجمهٔ فارسی: و او شکست‌ناپذیر و داناست. (یا: و او عزیزِ غالب و حکیم است.)

  • وَ
    • نقش گرامری: حرف عطف؛ «وَ».
    • معانی: «و».
  • هُوَ
    • نقش گرامری: ضمیر خبری؛ فاعل.
    • معانی: «او».
  • العَزيزُ
    • نقش گرامری: خبر یا صفت برای «هُوَ».
    • ریشه: ع-ز-ز (عزّ)؛ اسم فعلی/اسم مفعول «عزيز».
    • معانی: «عزیز» در معناى «قدرتمند، غالب، شکست‌ناپذیر، با عزت».
  • الحَكيمُ
    • نقش گرامری: صفت دوم برای «هُوَ» یا نعت برای «العزيز».
    • ریشه: ح-ك-م (حكم/حكمة).
    • معانی: «حکیم»، «دانا»، «دارای حکمت و مصلحت».

Nach oben scrollen