059-020-096-حشر

« Back to Glossary Index
سزاواران آتش دوزخ با سزاواران بهشت یکسان نیستند آن رستگاران عالی، سزاواران بهشت میباشند (۲۰)
لا يَستَوي أَصحابُ النّارِ وَأَصحابُ الجَنَّةِ ۚ أَصحابُ الجَنَّةِ هُمُ الفائِزونَ

یاران آتش و یاران بهشت برابر نیستند؛ یاران بهشت همان رستگارانند.

  1. لا يَستَوي أَصحابُ النّارِ
  • ترجمه: یاران آتش برابر نیستند.
  • نقش گرامری و تجزیه:
    • لا: حرف نفي حالیه (نفی معطوف بر فعل مضارع) — نقش: نفی‌کنندهٔ فعل.
    • يَستَوي: فعل مضارع مرفوع، متعدی به معنای «برابر بودن / یکسان بودن» (فاعل ضمیر مستتر یا صریح: «هم» یا «ایشان» که در اینجا به «أصحابُ النّارِ» برمی‌گردد). ریشه: و-س-و/و-س-ی (جذر: س و ی/و; شکل رایج ریشه: س و ی).
      • معنای اصلی: برابر بودن، مساوی شدن.
    • أَصحابُ: اسم فاعل جمع/اسم معنایی «یاران، صاحبان، دارندگان»؛ حالت: نَصب/رفع — در اینجا مرفوع به عنوان فاعل (أَصحابُ نَارِ فاعل يَستَوي). ریشه: ص-ح-ب.
      • معنای واژه: هم‌نشینان، همراهان، صاحبان.
    • النّارِ: «آتش» با ال تعریف و در حالت جرّ به عنوان مضافٌ‌الیه (أصحابُ النّارِ = صاحبانِ آتش). ریشه: ن-و-ر/ن-ا-ر (نار).
      • معنای واژه: آتش، در متون دینی به معنی دوزخ، عذاب نیز آمده است.
  • معانی ترکیبی: «یارانِ دوزخ برابر نیستند» — یعنی از نظر جایگاه یا مقام مساوی با دیگران نیستند.

  1. وَأَصحابُ الجَنَّةِ
  • ترجمه: و یاران بهشت
  • نقش گرامری و تجزیه:
    • وَ: حرف عطف «و» — نقش: اتصال جمله/عبارت قبل به این عبارت.
    • أَصحابُ: همان توضیح بالا (فاعل ضمنی برای فعل قبل/مقایسه) — در اینجا بخش دوم جملهٔ مقایسه‌ای است.
    • الجَنَّةِ: «بهشت» با ال تعریف و در حالت جرّ به عنوان مضافٌالیه یا متمّمِ «أصحاب». ریشه: ج-ن-ن.
      • معنای واژه: باغ آسمانی، بهشت.
  • نقش در معنی کلی: عبارت قیاسی «أصحابُ النّارِ وَ أَصحابُ الجَنَّةِ» = «یاران آتش و یاران بهشت» — بخش اول و دوم برای مقایسه آورده شده‌اند.

(نکتهٔ ساختاری: جملهٔ کامل در عربی به صورت «لا يَستَوي A وَ B» بیان شده؛ فعل به صورت مفرد همگانی با فاعل اول یا هر دو تام است؛ مقصود این است که دو گروه با هم برابر نیستند.)


  1. أَصحابُ الجَنَّةِ هُمُ الفائِزونَ
  • ترجمه: یاران بهشت همان رستگارانند.
  • نقش گرامری و تجزیه:
    • أَصحابُ الجَنَّةِ: مبتدأ (یا اسم خبر در ادامهٔ ساختار؛ در این جمله موقوف به عنوان مبتدأ) — «یاران بهشت».
    • هُمُ: ضمیر تأکیدی منفصل به عنوان ضمیرِ ضمیرِ رفع مبتدأ یا توکیدی برای مبتدأ — نقش: تاکید و اتصال بین مبتدأ و خبر.
    • الفائِزونَ: خبر جمع مذکر سالم/اسم فاعل جمع مطلق به معنای «رستگاران، پیروزان»؛ حالت: منصوب یا مرفوع بسته به ساختار (در اینجا به صورت خبر مرفوع: الفائزون، نوشتهٔ مصراعی الفائِزونَ با کسره/ضبط مصراع). ریشه: ف-و-ز.
      • معانی: پیروزشدگان، رستگاران.
  • معانی ترکیبی: «یارانِ بهشت همان کسانی هستند که رستگار شده‌اند» — تأکید بر هویت و مقام آنان.
Nach oben scrollen