059-008-096-حشر

« Back to Glossary Index
آن غنیمتهای بی زحمت جنگی باید در اختیار فقیران مهاجری قرار گیرد که از مسکن های خود و مالهای خود اخراج شدند و میخواهند فضلی و خشنودی ای از الله بدست آورند و الله و پیغمبرش را یاری میکنند اینان نشان داده اند که در ایمان خود راستگو هستند (۸)

لِلفُقَراءِ المُهاجِرينَ الَّذينَ أُخرِجوا مِن دِيارِهِم وَأَموالِهِم يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا وَيَنصُرونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِكَ هُمُ الصّادِقونَ

برای آن دسته از فقیرانِ مهاجر است؛ همان کسانی که از سرزمین‌ها و دارایی‌هایشان بیرون رانده شدند، در حالی که فضل و بخشش و خشنودیِ خدا را می‌جویند و خدا و پیامبرش را یاری می‌کنند. اینان همان راست‌گویان (راستینان) هستند.


  1. لِلفُقَراءِ المُهاجِرينَ

ترجمه: «برای فقیرانِ مهاجر»

تحلیل واژگان :

  • لِـ: حرف جر، برای –
  • الفُقَراءِ: اسم مجرور، جمع فَقير؛ ریشه: ف-ق-ر، معنای اصلی: نیازمند، تهیدست –
  • المُهاجِرينَ: اسم مجرور به تبعیّت از «الفُقَراءِ»، جمع مُهاجِر (اسم فاعل از باب مُفاعَلَة)، ریشه: ه-ج-ر، معنای اصلی: کوچ‌کننده، ترک‌کنندهٔ وطن برای خدا.

  1. الَّذينَ أُخرِجوا مِن دِيارِهِم وَأَموالِهِم

ترجمه: «[یعنی] همان کسانی که از سرزمین‌ها و دارایی‌هایشان بیرون رانده شدند»

تحلیل واژگان :

  • الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکّر عاقل، به «المُهاجِرينَ» برمی‌گردد، معنی: کسانی که –
  • أُخرِجوا: فعل ماضی مجهول، جمع غایب؛ ریشه: خ-ر-ج؛ باب إفعال (أَخرَجَ – یُخرِجُ)؛ معنی در مجهول: بیرون رانده شدند / خارج گردانده شدند –
  • مِن: حرف جر، از –
  • دِيارِهِم: «دِيارِ» اسم مجرور، جمع «دار»؛ ریشه: د-و-ر (یا د-ي-ر در بعض آراء)، معنی: خانه‌ها، سرزمین‌ها؛ «ـهِم» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه، معنی: ایشان –
  • وَ: حرف عطف، و –
  • أَموالِهِم: «أموالِ» اسم مجرور، جمع «مال»؛ ریشه: م-و-ل، معنی: اموال، دارایی‌ها؛ «ـهِم» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه، معنی: ایشان.

  1. يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا

ترجمه: «[آنان که] فضل و بخششی از جانب خدا و خشنودی او را می‌جویند»

تحلیل واژگان :

  • يَبتَغونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع غایب؛ ریشه: ب-غ-ي؛ باب اِفتِعال (ابتَغى – يَبتَغي)؛ معنی: می‌جویند، طلب می‌کنند –
  • فَضلًا: مفعولٌ‌به منصوب، نکره؛ ریشه: ف-ض-ل؛ معنی: بخشش، افزونی، فضل –
  • مِنَ: حرف جر، از جانب –
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور بعد از «مِن»، معنی: خدا –
  • وَ: حرف عطف، و –
  • رِضوانًا: مفعولٌ‌به منصوب (معطوف بر «فَضلًا»)، ریشه: ر-ض-و (ر-ض-ي)، معنی: خشنودی بزرگ، رضایت کامل الهی.

  1. وَيَنصُرونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ

ترجمه: «و خدا و پیامبرش را یاری می‌کنند»

تحلیل واژگان :

  • وَ: حرف عطف، و –
  • يَنصُرونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع غایب؛ ریشه: ن-ص-ر؛ معنی: یاری می‌کنند، مدد می‌دهند –
  • اللَّهَ: مفعولٌ‌به منصوب، اسم جلاله؛ معنی: خدا –
  • وَ: حرف عطف، و –
  • رَسولَهُ: «رَسولَ» مفعولٌ‌به منصوب معطوف بر «اللَّهَ»؛ ریشه: ر-س-ل، معنی: فرستاده، پیامبر؛ «ـهُ» ضمیر مضافٌ‌إلیه، به خدا برمی‌گردد، یعنی «پیامبرِ او».

  1. أُولٰئِكَ هُمُ الصّادِقونَ

ترجمه: «آنان همان راست‌گویان (راستینان) هستند.»

تحلیل واژگان :

  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور، معنی: آنان، آنها –
  • هُمُ: ضمیر فصل / ضمیر منفصل مبتدا یا تأکید، معنی: خودِ ایشان، همان‌ها –
  • الصّادِقونَ: خبر مرفوع (با واو جمع‌مذکر سالم)، ریشه: ص-د-ق؛ اسم فاعل از «صَدَقَ – یَصدُقُ»، معنی: راست‌گویان، راستینان، کسانی که در ادعای ایمان و هجرت و یاری خدا صادق‌اند.
Nach oben scrollen