059-006-096-حشر

« Back to Glossary Index
و آنچه را الله از ایشان بر پیغمبرش رساند، شما بر آن از اسب و شتر جنگی نتاخته بودید، بلکه الله بود که پیغمبرانش را بر هر کس بخواهد مسلط میکند و الله بر هرچیزی تواناست (6)

وَما أَفاءَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ مِنهُم فَما أَوجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكابٍ وَلٰكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىٰ مَنْ يَشاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ

و آنچه خدا از (داراییِ) آنان به پیامبرش بازگردانید (و در اختیار او نهاد)، شما برای به‌دست آوردن آن نه اسبی تازاندید و نه شتری، ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط می‌کند، و خدا بر هر چیز تواناست.


۱) وَما أَفاءَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ مِنهُم

ترجمه: و آنچه خدا از (داراییِ) آنان به پیامبرش بازگردانید (و در اختیار او قرار داد).

نقش‌ها و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • ما: اسم موصول (یا مصدرية در تقدیرِ «چیزی که»)، «آنچه».
  • أَفاءَ: فعل ماضی، ثلاثی مزید باب إفعال، ریشه «ف‌ـ‌ي‌ـ‌ء»، معنا: برگردانید، بازگردانید، غنیمت/فیء قرار داد.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع.
  • عَلىٰ: حرف جر، «بر، به».
  • رَسولِهِ: «رَسولِ» اسم مجرور به «على»، ریشه «ر‌س‌ل»، معنا: فرستاده؛ «هِ» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه، «او = خدا».
  • مِنهُم: «مِن» حرف جر، «از»، «هُم» ضمیر متصل مجرور، «از آنان» (بازگشت به گروه یهود بنی‌نضیر).

۲) فَما أَوجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكابٍ

ترجمه: پس شما برای (به‌دست آوردن) آن نه اسبی تاختید و نه سواری (شتر و مرکبی) به حرکت درآوردید.

نقش‌ها و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف/تفریع، «پس».
  • ما: حرف نَفی، «نه / هیچ».
  • أَوجَفْتُمْ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «و‌ج‌ف»، معنای اصلی: تند رفتن، سرعت گرفتن؛ یعنی «شتافتید، تازاندید».
  • عَلَيْهِ: «عَلى» حرف جر، «بر/برای آن»، «ـهِ» ضمیر متصل، مرجع به «ما أفاءَ اللَّهُ» (آن مال/غنیمت).
  • مِنْ: حرف جر زائده برای نفی و بیان عموم، «هیچ».
  • خَيْلٍ: اسم مجرور، ریشه «خ‌ي‌ل»، معنا: اسب‌ها (نیروی سواره).
  • وَلا: حرف عطف همراه با نَفی، «و نه».
  • رِكابٍ: اسم مجرور (معطوف بر «خیل»)، ریشه «ر‌ك‌ب»، معنا: مرکبِ سواری (شتر و مانند آن، نیروی سواره‌ی دیگر).

۳) وَلٰكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىٰ مَنْ يَشاءُ

ترجمه: ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط می‌کند.

نقش‌ها و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • لٰكِنَّ: حرف استدراک و نصب (حرف مشبّه بالفعل)، «ولی، اما».
  • اللَّهَ: اسم جلاله، اسمِ «لکنّ» منصوب.
  • يُسَلِّطُ: فعل مضارع مرفوع، باب تفعیل، ریشه «س‌ل‌ط»، معنا: مسلط می‌کند، توان و غلبه می‌دهد.
  • رُسُلَهُ: مفعول به منصوب، «رُسُل» ریشه «ر‌س‌ل»، معنا: فرستادگان، پیامبران؛ «ـهُ» مضافٌ‌إلیه، ضمیر: او = خدا.
  • عَلىٰ: حرف جر، «بر».
  • مَنْ: اسم موصول، «کسی که / هر که».
  • يَشاءُ: فعل مضارع، ریشه «ش‌ي‌ء»، معنا: بخواهد.

۴) وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ

ترجمه: و خدا بر هر چیزی تواناست.

نقش‌ها و ریشه‌ها و معانی واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع، اسم جلاله.
  • عَلىٰ: حرف جر، «بر».
  • كُلِّ: اسم مجرور، ریشه «ك‌ل‌ل»، معنا: هر، همه.
  • شَيْءٍ: مضافٌ‌إلیه مجرور، ریشه «ش‌ي‌ء»، معنا: چیز، موجود.
  • قَديرٌ: خبر مرفوع، صفت مشبهه، ریشه «ق‌د‌ر»، معنا: توانا، دارای قدرت کامل.
Nach oben scrollen