059-001-096-حشر

« Back to Glossary Index
زبان حالِ آنچه در آسمانها و هر چه در زمین است، آن خدای نازل کننده قرآن را همیشه از آنچه منحرفان از متن کتابهای آسمانی توصیف میکنند پاک و برتر معرفی میکند و ثابت میدارد که او آن پرقدرت با حکمت می باشد (تمام قدرت نمائی های الله که نازل کننده قرآن است، روی مصلحت است نه خواهش این و آن، و بنابر این کسی نمی تواند نزدِ الله شفیع و واسطه و پارتی شود، مگر به اجازه معلومی از الله) (1)

سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ ۖ وَهُوَ العَزيزُ الحَكيمُ

هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، برای خدا تسبیح می‌گوید، و اوست شکست‌ناپذیرِ سنجیده‌کار و حکیم.


۱) سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ

  • «هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، برای خدا تسبیح می‌گوید.»

توضیح واژه‌ها و نقش‌ها:

  • سَبَّحَ
    • نقش: فعل ماضی، مفرد، غائب
    • ریشه: س ب ح
    • معنی ریشه: دور شدن، شناور شدن؛ در کاربرد قرآنی: منزه دانستن، تنزیه کردن
    • معنی در جمله: تسبیح گفت، منزه دانست (یعنی: به یکتایی و پاکی خدا گواهی داد)
  • لِلَّهِ
    • لِـ
      • نقش: حرف جر
      • معنی: برای، به (اختصاص و جهت را می‌رساند)
    • اللَّهِ
      • نقش: اسم جلاله، مجرور به علت حرف جر (لام)
      • ریشه: ا ل ه (اله)
      • معنی ریشه: معبود، کسی که به او روی آورده می‌شود
      • معنی در جمله: خدا، خدای یکتا
    • مجموع «لِلَّهِ»
      • معنی: برای خدا، به سود خدا، در راه خدا
  • ما
    • نقش: اسم موصول غیر عاقل (موصوله)
    • معنی: هر آنچه، آنچه
    • کارکرد در جمله: اسم موصول برای بیان همه موجودات و چیزهایی که تسبیح می‌گویند
  • فِي
    • نقش: حرف جر
    • معنی: در، داخلِ
  • السَّماواتِ
    • نقش: اسم مجرور بعد از «فِي»
    • حالت: جمع مؤنث سالم، مجرور با کسره
    • ریشه: س م و / س م ا (سَماء)
    • مفرد: السَّماء
    • معنی ریشه: بلندی، ارتفاع
    • معنی در جمله: آسمان‌ها (مراتب و لایه‌های بالا)
  • وَ
    • نقش: حرف عطف
    • معنی: و
  • ما
    • نقش: اسم موصول غیر عاقل
    • معنی: هر آنچه، آنچه
    • کارکرد: موصول دوم، برای بیان همه آنچه در زمین است
  • فِي
    • نقش: حرف جر
    • معنی: در
  • الأَرضِ
    • نقش: اسم مجرور بعد از «فِي»
    • ریشه: أ ر ض
    • معنی ریشه: زمین، مقابل آسمان
    • معنی در جمله: زمین (کل عالم زیرین، جهان مادّی)

نکته معنایی جمله:

  • ساختار «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ» نشان می‌دهد:
    • همه موجودات آسمانی و زمینی، به زبان حال یا قال، خدا را تنزیه و تسبیح می‌کنند؛
    • یعنی همه هستی در حال اظهار نیاز، وابستگی و پاک‌دانستن خدا از هر نقص است.

۲) وَهُوَ العَزيزُ الحَكيمُ

ترجمه:

  • «و اوست شکست‌ناپذیرِ مقتدر، فرزانه و حکیم.»

توضیح واژه‌ها و نقش‌ها:

  • وَ
    • نقش: حرف عطف
    • معنی: و
    • کارکرد: وصل این جمله اسمیه به جمله پیشین
  • هُوَ
    • نقش: ضمیر منفصل، مبتدا
    • شخص و عدد: غائب، مفرد، مذکر
    • معنی: او (یعنی خدا)
  • العَزيزُ
    • نقش: خبر اول برای «هُوَ» (مرفوع با ضمه)
    • ریشه: ع ز ز
    • معنی ریشه: نیرومند شدن، نفوذناپذیر بودن، کمیاب و ارزشمند بودن
    • معنی در جمله: بسیار نیرومند، شکست‌ناپذیر، صاحب عزّت و اقتدار
  • الحَكيمُ
    • نقش: خبر دوم برای «هُوَ» (مرفوع با ضمه)
    • ریشه: ح ك م
    • معنی ریشه: منع و بازداشتن، داوری کردن، استوار و محکم ساختن
    • معنی در جمله:
      • بسیار حکیم، صاحب حکمت کامل؛
      • کارهایش سنجیده، بجا، هدف‌مند و بر اساس علم و مصلحت است.

نکته معنایی این جمله:

  • ترکیب «وَهُوَ العَزيزُ الحَكيمُ» بعد از ذکر تسبیح همه موجودات، این را می‌رساند که:
    • کس که همه هستی او را تسبیح می‌گویند، دارای دو صفت اصلی است:
      • «العَزيزُ»: از هیچ‌کس شکست نمی‌خورد، حکم او غالب است؛
      • «الحَكيمُ»: با وجود قدرت کامل، همه کارهای او بر پایه حکمت و مصلحت است، نه ظلم و بی‌نظمی.

جمع‌بندی معنایی آیه:

  • همه موجودات در آسمان‌ها و زمین، به گونه‌ای او را منزه و پاک از هر عیب و نقص می‌دانند.
  • این تسبیح، بیانگر این است که:
    • فرمانروای واقعی همه چیز، خدایی است که:
      • هم قدرت مطلق دارد (العَزيزُ)،
      • هم علم و حکمت مطلق دارد (الحَكيمُ)،
    • پس هیچ‌یک از کارها و تقدیرهای او بدون هدف و بدون مصلحت نیست.
Nach oben scrollen