058-022-103-مجادلة

« Back to Glossary Index
تو ای پیغمبر، گروهی را که حقیقتا به الله و آخرت ایمان آورده باشند، نخواهی یافت که دشمنی کننده به الله و رسولش را دوست داشته باشند، اگر چه این دشمنی کنندگان، پدران یا فرزندان یا برادران و یا سایر خویشان آن ایمان آورندگانِ حقیقی باشند، زیرا الله ایمانِ حقیقی را در روح ایشان ثبت کرده و ایشان را به روح و قدرتی از خودش کمک نموده و آنان را به باغهائی که از پای آنها جویبارها روانست، داخلشان میکند تا در آنجاها همیشه بمانند، الله از ایشان خوشنود شده و آنان نیز از او خوشنود شده اند، حزب الله فقط اینانند و یقین بدانید که فقط حزب الله هستند که رستگاران حقیقی میباشند (مسلمانانی که در مکه ایمان آوردند و با سختیهای شدیدِ آن زمان ساختند و با پیغمبر اسلام از مکه به مدینه هجرت کردند، سردسته های حزب الله بودند که چنان آزمایشی داده اند که مسلم است تا زنده بودند، کوچکترین بی ایمانی از ایشان سر نزده، اگر چه دشمنان اسلام، هزاران روایت بر علیه آنان در کتب سنی و شیعه گذاشته باشند، در قرآن، بارها از اینان که بنام مهاجر معروفند، تمجید شده و بعد از اینان انصار، مسلمانانِ درجه دو میباشند که آنها نیز امتحانِ کامل خود را داده اند و کسانی هستند که اهل مدینه بودند و هنوز پیغمبر اسلام به مدينه نیامده بود، مسلمان شدند و او را تشویق کردند، با مهاجران به مدینه آید، تا آنان با ثروت و فعالیت خود از آنان حمایت کنند و ناصر ایشان باشند. این دو دسته کسانی بودند که تا زمانِ جنگ بدر که زمان ضعف پیغمبر اسلام و مسلمانان بود، مسلمان و مؤمن شده بودند و از روی شوق، در جنگ بدر شرکت کردند و لذا خالق عالم معجزه آسا آنان را بر چند برابر کافران مکه پیروز گردانید، پس از جنگ بدر کسانی که به اسلام ایمان آوردند، همیشه مجبور بودند، تحت نفوذ دو دسته فوق باشند و تربیت اسلامی طوری بود که از این تحت نفوذ بودن، هیچکدام ناراحت نمی شدند، مگر آنانکه ایمانشان سست بود که میآمدند و میرفتند تا کم کم مسلمانان حکومت مدینه و حتی عربستان را بدست گرفتند، مسلمانان حقیقی همیشه مواظب کم ایمانان و دورویان بودند و با این دقتها که در تشکیلات مسلمانان اولیه بود، وای بر کسانیکه تصور میکنند بعضی از مهاجران با بعضی دیگر از مهاجران بد بودند و بعضی از مهاجران ایمان ظاهری داشتند، متاسفانه تمام اختلافاتی که در میان مسلمانان فعلی هست، روی روایات دروغی است که برخلاف این آیات قرآنی ساخته اند و انتشار داده اند که میان بعضی از این مؤمنان با سابقه و آزمایش شده، کدورت ها و کینه هائی بوده و یا بعضی از ایشان دورو و منافق بوده اند و حال آنکه در آیه ۱۰ از سوره حشر بر تمام مؤمنانی که بعد از این نفرات اولیه ایمان آورده اند واجب شده از الله بخواهند، مبادا در دل ایشان کينه ای نسبت به این مؤمنان اولیه قرار دهد و این آیه میرساند، آنانکه از مؤمنان اوليه بخصوص یکی از مهاجران بدگوئی میکنند، نه مؤمن میباشند و نه مسلمان، مگر آنکه مؤمنان نادانی باشند که از این راهنمائی های قرآن مجید خبر نداشته باشند و فریب عوام فریبان را خورده باشند) (۲۲)
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

هیچ قومی را نمی‌یابی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشند و در عین حال با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی کرده‌اند دوستی ورزند، هرچند آن‌ها پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان باشند. آنان کسانی‌اند که خدا ایمان را در دل‌هایشان نوشته و ایشان را با روحی از جانب خود تأیید کرده است، و آنان را به باغ‌هایی درمی‌آورد که از زیر آن‌ها نهرها جاری است؛ در آن جاودانه‌اند. خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند. آنان حزب خدایند؛ آگاه باش که حزب خدا همان رستگاران‌اند.


لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

هیچ قومی را نمی‌یابی که به خدا و روز آخرت ایمان داشته باشند و با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی کرده‌اند دوستی کنند.

شرح واژه‌ها:

  • لا: حرف نفی.
  • تَجِدُ: فعل مضارع، ریشه «و-ج-د»، به معنای یافتن. فاعل آن ضمیر مستتر «أنت».
  • قَوْمًا: اسم منصوب، مفعول‌به، ریشه «ق-و-م»، به معنای گروه و جماعت.
  • يُؤْمِنُونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «أ-م-ن»، به معنای ایمان آوردن؛ واو جماعت فاعل.
  • بِاللَّهِ: باء حرف جر، «الله» اسم جلاله، مجرور.
  • وَ: حرف عطف.
  • الْيَوْمِ: اسم مجرور، ریشه «ي-و-م».
  • الْآخِرِ: صفت برای «اليوم»، ریشه «أ-خ-ر»، به معنای واپسین.
  • يُوَادُّونَ: فعل مضارع مرفوع، باب مفاعله، ریشه «و-د-د»، به معنای دوستی کردن.
  • يُوَادُّونَ فعل مضارع، جمع مذکر غایب است و به معنای
    دوست می‌دارند، محبت می‌ورزند، رابطه‌ی دوستانه و محبت‌آمیز برقرار می‌کنند می‌باشد.
    این واژه بیانگر محبت قلبی همراه با گرایش و تمایل درونی است و معمولاً دلالت بر پیوند عاطفی آگاهانه دارد، نه صرفاً رفتار ظاهری.جمع‌بندی معنایی
    يُوَادُّونَ واژه‌ای است که:

    بر محبت قلبی، آگاهانه و دوطرفه دلالت دارد
    از ریشه‌ای با بار معنایی وفاداری و میل درونی می‌آید
    در زبان عربی فصیح، به‌ویژه متون دینی، کاربرد برجسته دارد

  • مَنْ: اسم موصول، به معنای «کسی که».
  • حَادَّ: فعل ماضی، ریشه «ح-د-د»، به معنای دشمنی کردن و مخالفت شدید.
  • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب.
  • وَرَسُولَهُ: «رسول» اسم معطوف، مفعول‌به، ریشه «ر-س-ل»، «ه» ضمیر مضاف‌الیه.

وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ

حتی اگر آنان پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان باشند.

شرح واژه‌ها:

  • وَلَوْ: واو حالیه + «لو» شرطیه، دلالت بر فرض محال یا بعید.
  • كَانُوا: فعل ماضی ناقص، ریشه «ك-و-ن»، واو جماعت فاعل.
  • آبَاءَهُمْ: اسم «كان» منصوب، جمع «أب»، ریشه «أ-ب-و»، «هم» ضمیر مضاف‌الیه.
  • أَوْ: حرف عطف.
  • أَبْنَاءَهُمْ: معطوف، جمع «ابن»، ریشه «ب-ن-و».
  • أَوْ إِخْوَانَهُمْ: جمع «أخ»، ریشه «أ-خ-و».
  • أَوْ عَشِيرَتَهُمْ: «عشيرة» اسم مفرد جمعی، ریشه «ع-ش-ر»، به معنای خویشان نزدیک.

أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ

آنان کسانی‌اند که خدا ایمان را در دل‌هایشان نوشته و ایشان را با روحی از جانب خود پشتیبانی کرده است.

شرح واژه‌ها:

  • أُولَٰئِكَ: اسم اشاره برای دور، مبتدا.
  • كَتَبَ: فعل ماضی، ریشه «ك-ت-ب»، به معنای ثبت و تثبیت.
  • فِي قُلُوبِهِمْ: جار و مجرور، «قلوب» جمع «قلب»، ریشه «ق-ل-ب».
  • الْإِيمَانَ: مفعول‌به منصوب، ریشه «أ-م-ن».
  • وَأَيَّدَهُمْ: فعل ماضی، باب تفعیل، ریشه «أ-ي-د»، به معنای تقویت کردن؛ «هم» مفعول‌به.
  • بِرُوحٍ: جار و مجرور، «روح» ریشه «ر-و-ح».
  • مِنْهُ: «من» حرف جر، «ه» ضمیر، به معنای «از جانب او».

وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا

و آنان را به باغ‌هایی درمی‌آورد که از زیر آن‌ها نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند.

شرح واژه‌ها:

  • وَيُدْخِلُهُمْ: فعل مضارع، باب إفعال، ریشه «د-خ-ل»، «هم» مفعول‌به.
  • جَنَّاتٍ: مفعول‌به دوم، جمع «جنة»، ریشه «ج-ن-ن».
  • تَجْرِي: فعل مضارع، ریشه «ج-ر-ي».
  • مِنْ تَحْتِهَا: جار و مجرور، «تحت» ریشه «ت-ح-ت»، «ها» ضمیر.
  • الْأَنْهَارُ: فاعل «تجري»، جمع «نهر»، ریشه «ن-ه-ر».
  • خَالِدِينَ: حال منصوب، ریشه «خ-ل-د»، به معنای جاودان.
  • فِيهَا: جار و مجرور، اشاره به بهشت‌ها.

رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند.

شرح واژه‌ها:

  • رَضِيَ: فعل ماضی، ریشه «ر-ض-و»، به معنای خشنود شدن.
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
  • عَنْهُمْ: جار و مجرور، «هم» ضمیر جمع.
  • وَرَضُوا: فعل ماضی، واو جماعت فاعل.
  • عَنْهُ: جار و مجرور، ضمیر مفرد برای خداوند.

أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ

آنان حزب خدایند.

شرح واژه‌ها:

  • أُولَٰئِكَ: اسم اشاره، مبتدا.
  • حِزْبُ: خبر مرفوع، ریشه «ح-ز-ب»، به معنای گروه و جمعیت.
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه مجرور.

أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

آگاه باش که حزب خدا همان رستگاران‌اند.

شرح واژه‌ها:

  • أَلَا: حرف تنبیه و آگاه‌سازی.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • حِزْبَ: اسم «إن» منصوب.
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه.
  • هُمُ: ضمیر فصل برای تأکید.
  • الْمُفْلِحُونَ: خبر «إن» مرفوع، جمع اسم فاعل از ریشه «ف-ل-ح»، به معنای رستگاران.
Nach oben scrollen