058-016-103-مجادلة

« Back to Glossary Index
آنان در زیرِ سپرِ سوگندِ ظاهری خود مردم را از راه الله بازداشته اند، پس برای ایشان عذابی پست کننده خواهد بود (این نفرات عبارت بودند از بانفوذانی از یهود، یا مردم دیگری از مدینه که با قسم دروغ خود را مؤمن به اسلام معرفی کرده بودند تا از طرفی قدرت اسلام باعث بدبختی آنان نشود و از طرف دیگر دنبال فرصتهائی بر علیه مسلمانان باشند و با دشمنان اسلام بر علیه مسلمانان اقداماتی در پنهان بکنند، خالق عالم با نزول این آیات بعضی از اینان را که زیاد لجوج نباشند، متوجه اعمال بد خود میکند، بدون آنکه آنان را به اسم و رسم معرفی کند و حتما به مؤمنان حقیقی هشدار میدهد که مواظب اعمالِ تازه مسلمانان باشند و به آنان اطمینان نکنند، مگر بعد از آزمایش و در میان اینان آنها که خطاشان مسلم میشد مجازات میشدند) (16)
اتَّخَذوا أَيمانَهُم جُنَّةً فَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ فَلَهُم عَذابٌ مُهينٌ

سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس مردم را از راه خدا بازداشتند؛ بنابراین برای آنان عذابی خوارکننده است.


اتَّخَذوا أَيمانَهُم جُنَّةً

سوگندهای خود را سپر گرفتند.

شرح واژه‌ها:

  • اتَّخَذوا: فعل ماضی، صیغهٔ جمع غایب؛ از ریشهٔ «أخذ» به‌معنای گرفتن، برگزیدن، قرار دادن.
  • أَيمانَ: جمع «يمين»؛ مفعول‌به برای «اتّخذوا»؛ به‌معنای سوگندها.
  • هُم: ضمیر متصل، مضاف‌الیه؛ اشاره به صاحبان سوگند.
  • جُنَّةً: اسم منصوب به‌عنوان مفعول دوم «اتّخذوا»؛ از ریشهٔ «ج ن ن» به‌معنای پوشش، سپر، چیزی که محافظت می‌کند.

فَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ

پس از راه خدا بازداشتند.

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف با معنای ترتیب و نتیجه.
  • صَدّوا: فعل ماضی، جمع غایب؛ از ریشهٔ «ص د د» به‌معنای بازداشتن، مانع شدن.
  • عَن: حرف جر؛ بیان‌کنندهٔ دوری و انصراف.
  • سَبيلِ: اسم مجرور؛ از ریشهٔ «س ب ل» به‌معنای راه، مسیر.
  • اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضاف‌الیه برای «سبيل».

فَلَهُم عَذابٌ مُهينٌ

پس برای آنان عذابی خوارکننده است.

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ بیان‌کنندهٔ نتیجه و پیامد.
  • لَهُم: جار و مجرور؛ متعلق به خبر مقدم، به‌معنای «برای آنان».
  • عَذابٌ: اسم نکره، مرفوع؛ مبتدای مؤخر؛ از ریشهٔ «ع ذ ب» به‌معنای کیفر و مجازات.
  • مُهينٌ: صفت برای «عذاب»؛ اسم فاعل از باب إفعال، ریشهٔ «ه و ن»؛ به‌معنای خوارکننده، ذلیل‌کننده.
Nach oben scrollen