058-005-103-مجادلة

« Back to Glossary Index
به يقين کسانی که نسبت به الله و پیغمبرش خشمگین میشوند بد بخت شده اند، همانطور که مردم مشابه ایشان که قبل از ایشان بودند بدبخت شده بودند و ما مطالب روشن و مستدلی نازل کرده ایم و برای کفران کنندگان این مطالب، عذاب پست کننده ای خواهد بود (۵)

إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ وَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۚ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ

بی‌گمان کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی می‌کنند، خوار و سرکوب می‌شوند، همان‌گونه که کسانی پیش از آنان خوار و سرکوب شدند؛ و ما آیات روشنی نازل کرده‌ایم، و برای کافران عذابی خفت‌آور است.

إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

ترجمهٔ فارسی:
بی‌گمان کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی می‌کنند، خوار و سرکوب شدند، همان‌گونه که کسانی پیش از آنان خوار و سرکوب شدند.

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا):

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید بر مضمون جمله.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که».
  • يُحَادُّونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغه جمع؛ ریشه «ح د د»؛ به معنای مخالفت شدید، دشمنی کردن و در برابر ایستادن.
  • يُحَادُّونَ

    يُحَادُّونَ فعل مضارع، جمع مذکر غایب است.
    معنی اصلی آن:

    • دشمنی می‌ورزند
    • مخالفت شدید می‌کنند
    • در برابر کسی یا چیزی به‌صورت خصمانه می‌ایستند
    • از حدّ اطاعت و هماهنگی خارج می‌شوند و تقابل می‌کنند

    این واژه معمولاً برای بیان مخالفت آگاهانه، لجوجانه و همراه با دشمنی آشکار به‌کار می‌رود، نه صرفاً اختلاف نظر ساده.

  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ مفعول‌به منصوب.
  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • رَسُولَهُ: «رَسُول» اسم، مضاف؛ «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ پیامبر او.
  • كُبِتُوا: فعل ماضی مجهول، جمع؛ ریشه «ك ب ت»؛ به معنای خوار و سرکوب شدن.
  • كَمَا: حرف تشبیه؛ «همان‌گونه که».
  • كُبِتَ: فعل ماضی مجهول، مفرد؛ خوار و سرکوب شد.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع؛ کسانی که.
  • مِنْ: حرف جر؛ از.
  • قَبْلِهِمْ: «قَبْل» اسم مجرور؛ «هِم» ضمیر جمع؛ پیش از آنان.


جملهٔ عربی دوم

وَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ

ترجمهٔ فارسی:
و به‌راستی آیات روشنی نازل کرده‌ایم.

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا):

  • وَ: حرف عطف؛ و.
  • قَدْ: حرف تحقیق؛ دلالت بر تحقق و قطعیت.
  • أَنْزَلْنَا: فعل ماضی، صیغه متکلم مع‌الغیر؛ ریشه «ن ز ل»؛ نازل کردیم.
  • آيَاتٍ: جمع «آية»؛ اسم منصوب به عنوان مفعول‌به؛ نشانه‌ها، آیات.
  • بَيِّنَاتٍ: صفت برای «آیات»؛ جمع مؤنث؛ ریشه «ب ي ن»؛ روشن، آشکار.


جملهٔ عربی سوم

وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ

ترجمهٔ فارسی:
و برای کافران عذابی خفت‌آور است.

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا):

  • وَ: حرف عطف؛ و.
  • لِـ: حرف جر؛ برای.
  • الْكَافِرِينَ: اسم جمع، مجرور؛ ریشه «ك ف ر»؛ پوشانندگان حق، کافران.
  • عَذَابٌ: اسم مرفوع؛ مبتدا یا خبر مقدّم؛ مجازات، کیفر.
  • مُهِينٌ: صفت برای «عذاب»؛ ریشه «ه و ن»؛ خوارکننده، همراه با خواری.
Nach oben scrollen