058-003-103-مجادلة

« Back to Glossary Index
و کسانی که بنام ظهار از زنان خود دوری میکنند، اگر بخواهند از گفته خود برگردند باید پیش از آنکه با هم تماس زناشوئی انجام دهند، یک بنده را آزاد کنند و این پندیست از جانب الله به شما و الله بدانچه میکنید آگاه است (۳)

وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ۚ ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

و کسانی که از میان همسران خود ظهار می‌کنند، سپس از سخنی که گفته‌اند بازمی‌گردند، پس پیش از آنکه با یکدیگر تماس بگیرند، آزاد کردن یک برده [بر آنان واجب است]. این حکمی است که به وسیلهٔ آن پند داده می‌شوید، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.


وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا

ترجمهٔ فارسی
و کسانی که از همسران خود ظهار می‌کنند، سپس به سخنی که گفته‌اند بازمی‌گردند،

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا)

  • وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله به قبل
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ «کسانی که»
  • يُظَاهِرُونَ: فعل مضارع، صیغه جمع مذکر؛ ریشه: ظ هـ ر؛ باب مفاعله (ظهار)؛ به معنای تشبیه همسر به مادر و تحریم موقت همسر با گفتار خاص
  • مِن: حرف جر؛ «از»
  • نِّسَائِهِمْ: اسم جمع «نساء» با ضمیر متصل «هم»؛ ریشه: ن س و / ن س أ؛ به معنای «زنانشان / همسرانشان»
  • ثُمَّ: حرف عطف با دلالت بر فاصلهٔ زمانی؛ «سپس»
  • يَعُودُونَ: فعل مضارع جمع مذکر؛ ریشه: ع و د؛ بازگشت کردن
  • لِمَا: لام حرف جر + «ما» اسم موصول؛ «به آنچه»
  • قَالُوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه: ق و ل؛ گفتند


جملهٔ عربی دوم

فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا

ترجمهٔ فارسی
پس آزاد کردن یک برده، پیش از آنکه با یکدیگر تماس داشته باشند [بر آنان لازم است]،

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا)

  • فَ: حرف تفریع؛ نتیجه و حکم آنچه پیش‌تر آمده
  • تَحْرِيرُ: مصدر؛ ریشه: ح ر ر؛ آزاد کردن
  • رَقَبَةٍ: اسم مفرد نکره؛ ریشه: ر ق ب؛ در اصل «گردن»، در کاربرد فقهی: برده
  • مِّن: حرف جر؛ «پیش از»
  • قَبْلِ: اسم زمان؛ ریشه: ق ب ل؛ قبل، پیش
  • أَن: حرف نصب و مصدرساز
  • يَتَمَاسَّا: فعل مضارع منصوب، تثنیه؛ ریشه: م س س؛ تماس یافتن، کنایه از رابطهٔ زناشویی


جملهٔ عربی سوم

ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ

ترجمهٔ فارسی
این است آنچه به وسیلهٔ آن پند داده می‌شوید،

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا)

  • ذَٰلِكُمْ: اسم اشاره + ضمیر جمع مخاطب؛ «این [حکم] شما»
  • تُوعَظُونَ: فعل مضارع مجهول جمع؛ ریشه: و ع ظ؛ پند داده می‌شوید
  • بِهِ: حرف جر + ضمیر؛ «به وسیلهٔ آن»


جملهٔ عربی چهارم

وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

ترجمهٔ فارسی
و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

شرح واژه‌ها (ریشه، گرامر، معنا)

  • وَ: حرف عطف
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعل
  • بِمَا: حرف جر + اسم موصول؛ «به آنچه»
  • تَعْمَلُونَ: فعل مضارع جمع؛ ریشه: ع م ل؛ انجام می‌دهید
  • خَبِيرٌ: صفت مشبهه؛ ریشه: خ ب ر؛ آگاه، دانا به جزئیات
Nach oben scrollen