057-013-106-حديد

« Back to Glossary Index
در آن روز مردان و زنان دورو به کسانی که حقا ایمان آورده بودند، خواهند گفت، نگاهی به ما افكنید تا از نور شما چیزی بگیریم، به ایشان گفته میشود به پشت خود برگردید و از آنجا نوری بخواهید، پس میان گروه دورو و گروه مؤمن دیواری پیدا میشود که برای آن دیوار دروازه ای است که درون آن رحمت الله مشاهده میشود و پشت آنکه دورویان هستند از جلوی آن که اینان باید بسوی آن برگردند، عذاب دوزخ خواهد بود (ملاحظه میکنید که وضع بهشت و دوزخ در زمین آخرت چگونه در قرآن تشریح شده و طوریست که دوزخیان از دروازه ای بهشت را میبینند ولی نمی توانند داخل آن شوند و همچنین بهشتيان دوزخیان را مشاهده میکنند و ضمنا این عبارات قرآن میرساند، موضوع پل صراطی که مسلمانان عوام روی روایاتی دروغ معتقد هستند، خلاف قرآنست و معلوم است که آنرا مسلمانان از موهومات مذاهب قبل از اسلام گرفته اند) (۱۳)
يَومَ يَقولُ المُنافِقونَ وَالمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انظُرونا نَقتَبِس مِن نورِكُم قيلَ ارجِعوا وَراءَكُم فَالتَمِسوا نورًا فَضُرِبَ بَينَهُم بِسورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحمَةُ وَظاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ العَذابُ

روزی که مردان منافق و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «به ما مهلت دهید تا از نور شما بهره‌ای بگیریم»، گفته می‌شود: «به پشت سر خود بازگردید و نوری بجویید.» پس میان آنان دیواری زده می‌شود که دری دارد؛ درون آن رحمت است و بیرون آن، از سوی آن، عذاب.


يَومَ يَقولُ المُنافِقونَ وَالمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا

روزی که مردان منافق و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند
شرح واژه‌ها:

  • يَومَ: اسم زمان منصوب؛ ریشه: ي و م؛ به معنای «روز»، در اینجا ظرف زمان.
  • يَقولُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ق و ل؛ به معنای «می‌گویند».
  • المُنافِقونَ: اسم جمع مذکر سالم، مرفوع؛ ریشه: ن ف ق؛ به معنای «منافقان (مردان)».
  • وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
  • المُنافِقاتُ: اسم جمع مؤنث سالم، مرفوع؛ ریشه: ن ف ق؛ به معنای «منافقات (زنان)».
  • لِلَّذينَ: لام حرف جر + اسم موصول جمع؛ به معنای «به کسانی که».
  • آمَنُوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه: أ م ن؛ به معنای «ایمان آوردند».

انظُرونا نَقتَبِس مِن نورِكُم

به ما مهلت دهید تا از نور شما برگیر‌یـم
شرح واژه‌ها:

  • انظُرونا: فعل امر جمع + ضمیر مفعولی «نا»؛ ریشه: ن ظ ر؛ به معنای «به ما نگاه کنید / به ما مهلت دهید».
  • نَقتَبِس: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ق ب س؛ به معنای «برگرفتن، بهره گرفتن».
  • مِن: حرف جر؛ به معنای «از».
  • نورِكُم: اسم مجرور با اضافه به ضمیر جمع مخاطب؛ ریشه: ن و ر؛ به معنای «نور شما».

قيلَ ارجِعوا وَراءَكُم فَالتَمِسوا نورًا

گفته می‌شود: بازگردید به پشت سر خود و نوری بجویید
شرح واژه‌ها:

  • قيلَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه: ق و ل؛ به معنای «گفته شد».
  • ارجِعوا: فعل امر جمع؛ ریشه: ر ج ع؛ به معنای «بازگردید».
  • وَراءَكُم: اسم ظرف مکان منصوب با ضمیر؛ ریشه: و ر أ؛ به معنای «پشت سر شما».
  • فَ: حرف تفریع؛ به معنای «پس».
  • التَمِسوا: فعل امر جمع؛ ریشه: ل م س؛ به معنای «جستجو کنید، بجویید».
  • نورًا: اسم نکره منصوب؛ ریشه: ن و ر؛ به معنای «نوری».

فَضُرِبَ بَينَهُم بِسورٍ لَهُ بابٌ

پس میان آنان دیواری زده می‌شود که دری دارد
شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف با معنای نتیجه.
  • ضُرِبَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه: ض ر ب؛ به معنای «زده شد، برقرار شد».
  • بَينَهُم: ظرف مکان با ضمیر؛ ریشه: ب ي ن؛ به معنای «میان آنان».
  • بِسورٍ: باء حرف جر + اسم مجرور؛ ریشه: س و ر؛ به معنای «دیوار، حصار».
  • لَهُ: جار و مجرور؛ به معنای «برای آن».
  • بابٌ: اسم مفرد مرفوع؛ ریشه: ب و ب؛ به معنای «در».

باطِنُهُ فيهِ الرَّحمَةُ وَظاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ العَذابُ

درون آن رحمت است و بیرون آن، از سوی آن، عذاب
شرح واژه‌ها:

  • باطِنُهُ: اسم مرفوع با ضمیر؛ ریشه: ب ط ن؛ به معنای «درون آن».
  • فيهِ: حرف جر + ضمیر؛ به معنای «در آن».
  • الرَّحمَةُ: اسم معرفه مرفوع؛ ریشه: ر ح م؛ به معنای «رحمت».
  • وَ: حرف عطف.
  • ظاهِرُهُ: اسم مرفوع با ضمیر؛ ریشه: ظ ه ر؛ به معنای «بیرون آن».
  • مِن: حرف جر.
  • قِبَلِهِ: اسم مجرور با ضمیر؛ ریشه: ق ب ل؛ به معنای «از سوی آن».
  • العَذابُ: اسم معرفه مرفوع؛ ریشه: ع ذ ب؛ به معنای «عذاب».
Nach oben scrollen