057-012-106-حديد

« Back to Glossary Index
آن مزد زمانی است که مردان و زنان مؤمن را خواهی دید از جلوی ایشان و از طرف راستشان نورشان میتابد و به ایشان گفته می شود مژده ای که به شما داده شده بود، امروز است و آن باغهائی است که از پای آنها جویبارها روان میباشد و شما در آنها جاودانه زندگی خواهید کرد و آن رستگاریِ بس بزرگِ پیشگوئی شده، این است (۱۲)

يَومَ تَرَى المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ يَسعىٰ نورُهُم بَينَ أَيديهِم وَبِأَيمانِهِم بُشراكُمُ اليَومَ جَنّاتٌ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها ۚ ذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ

روزی که مردان باایمان و زنان باایمان را می‌بینی که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان در حرکت است؛ (به آنان گفته می‌شود:) امروز مژدهٔ شما باغ‌هایی است که از زیر آنها نهرها جاری است، جاودانه در آن خواهند بود؛ این است همان کامیابی بزرگ.


يَومَ تَرَى المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ

روزی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را می‌بینی
شرح واژه‌ها:

  • يَومَ: اسم زمان، منصوب، مضاف؛ ریشه: ي و م؛ به معنای روز
  • تَرَى: فعل مضارع، مخاطب مفرد؛ ریشه: ر أ ي؛ دیدن
  • المُؤمِنينَ: اسم جمع مذکر سالم، منصوب؛ ریشه: أ م ن؛ ایمان‌آورندگان
  • وَ: حرف عطف
  • المُؤمِناتِ: اسم جمع مؤنث سالم، منصوب؛ ریشه: أ م ن؛ زنان ایمان‌آورنده

يَسعىٰ نورُهُم بَينَ أَيديهِم وَبِأَيمانِهِم

نورشان پیش رویشان و از سمت راستشان در حرکت است
شرح واژه‌ها:

  • يَسعىٰ: فعل مضارع؛ ریشه: س ع ي؛ حرکت کردن، روان بودن
  • نورُهُم: اسم مرفوع به‌عنوان فاعل + ضمیر جمع؛ ریشه: ن و ر؛ روشنایی
  • بَينَ: ظرف مکان، منصوب؛ میان
  • أَيديهِم: جمع «يد» + ضمیر؛ ریشه: ي د ي؛ دست‌ها
  • وَ: حرف عطف
  • بِ: حرف جر
  • أَيمانِهِم: جمع «يمين» + ضمیر؛ ریشه: ي م ن؛ دست راست، سمت راست

بُشراكُمُ اليَومَ

امروز مژدهٔ شما
شرح واژه‌ها:

  • بُشراكُم: اسم مرفوع + ضمیر؛ ریشه: ب ش ر؛ خبر خوش
  • اليَومَ: ظرف زمان، منصوب؛ ریشه: ي و م؛ امروز

جَنّاتٌ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ

باغ‌هایی که از زیر آنها نهرها جاری است
شرح واژه‌ها:

  • جَنّاتٌ: جمع «جنة»، مرفوع؛ ریشه: ج ن ن؛ باغ
  • تَجري: فعل مضارع؛ ریشه: ج ر ي؛ جاری شدن
  • مِن: حرف جر
  • تَحتِها: ظرف مکان + ضمیر؛ ریشه: ت ح ت؛ زیرِ آن
  • الأَنهارُ: جمع «نهر»، مرفوع؛ ریشه: ن ه ر؛ رودها

خالِدينَ فيها

در آن جاودانه‌اند
شرح واژه‌ها:

  • خالِدينَ: اسم فاعل جمع، منصوب (حال)؛ ریشه: خ ل د؛ ماندگار
  • فيها: حرف جر + ضمیر؛ در آن

ذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ

این است همان رستگاری بزرگ
شرح واژه‌ها:

  • ذٰلِكَ: اسم اشاره مفرد؛ آن
  • هُوَ: ضمیر فصل؛ برای تأکید
  • الفَوزُ: اسم مرفوع؛ ریشه: ف و ز؛ کامیابی
  • العَظيمُ: صفت مرفوع؛ ریشه: ع ظ م؛ بزرگ
Nach oben scrollen