057-011-106-حديد

« Back to Glossary Index
چه کسی است که به الله قرض نیکوئی بدهد تا الله برایش چند برابر حساب کند و مزد پر سودی برایش مقرر نماید؟ (۱۱)
مَن ذَا الَّذي يُقرِضُ اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجرٌ كَريمٌ

کیست آن‌که به خدا وامی نیکو دهد، تا خدا آن را برای او چند برابر کند، و برای او پاداشی بزرگوارانه است؟


مَن ذَا الَّذي يُقرِضُ اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا

کیست آن کسی که به خدا وامی نیکو می‌دهد؟

شرح واژه‌ها:

  • مَن: اسم استفهام؛ برای پرسش از شخص؛ مبنی.
  • ذَا: اسم اشاره یا زائدهٔ تأکیدی پس از «مَن»؛ برای تقویت استفهام.
  • الَّذي: اسم موصول؛ در محل صفت برای «ذَا».
  • يُقرِضُ: فعل مضارع؛ باب إفعال از ریشهٔ «ق ر ض»؛ به‌معنای وام دادن.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ مفعول‌به منصوب برای «يُقرِضُ».
  • قَرضًا: مصدر؛ مفعول مطلق منصوب؛ برای تأکید معنای فعل.
  • حَسَنًا: صفت برای «قرضًا»؛ منصوب؛ به‌معنای نیکو، خالص و پسندیده.

فَيُضاعِفَهُ لَهُ

پس آن را برای او چند برابر می‌کند

شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف عطف و تفریع؛ دلالت بر نتیجه.
  • يُضاعِفَهُ: فعل مضارع؛ باب مفاعله از ریشهٔ «ض ع ف»؛ «ـهُ» ضمیر مفعول‌به، اشاره به قرض.
  • لَهُ: جار و مجرور؛ متعلق به «يُضاعِفَ»؛ به‌نفع و سود او.

وَلَهُ أَجرٌ كَريمٌ

و برای او پاداشی بزرگوارانه است

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَهُ: جار و مجرور؛ خبر مقدّم.
  • أَجرٌ: اسم؛ مبتدا مؤخر؛ مرفوع؛ به‌معنای پاداش.
  • كَريمٌ: صفت برای «أجر»؛ مرفوع؛ به‌معنای گران‌قدر، بزرگ و شریف.
Nach oben scrollen