048-018-110-فتح

« Back to Glossary Index
الله به يقين از آن مؤمنان حقیقی خوشنود شد که با تو در زیر آن درخت بیعت کردند و این خوشنودی از آنرو بود که دانست در دلهای ایشان چه بود  (یعنی آن هزار و پانصد نفری که در حدیبیه از روی فداکاری قلبی و ایمان صحیح به تو دست تعهد فداکاری برای جنگ با کافران مکه دادند) پس الله بر ایشان آن آرامش باطنی را فرو فرستاد (یعنی بوسیله ارواحی غیبی روح ایشان را تقویت کرد تا از هیچ پیش آمد جنگی نهراسند) و به ایشان پیروزی را که بزودی به ایشان خواهد رسید پاداش داد. (۱۸)
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا

به‌راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد، آن‌گاه که زیر درخت با تو بیعت می‌کردند؛ پس آنچه را در دل‌هایشان بود دانست، و آرامش را بر آنان فرو فرستاد، و آنان را به گشایشی نزدیک پاداش داد.


لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ

به‌راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد.
شرح واژه‌ها:

  • لَـ: لام تأکید، برای قطعیت و تأکید معنا
  • قَدْ: حرف تحقیق، دلالت بر تحقق فعل
  • رَضِيَ: فعل ماضی، ریشه «ر ض و / ر ض ي»، به معنای خشنود شد
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع
  • عَنِ: حرف جر، دلالت بر جهت خشنودی
  • الْمُؤْمِنِينَ: اسم جمع، ریشه «أ م ن»، مجرور به «عن»، به معنای ایمان‌آورندگان

إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ

آن‌گاه که زیر درخت با تو بیعت می‌کردند.
شرح واژه‌ها:

  • إِذْ: ظرف زمان، اشاره به زمان وقوع رویداد
  • يُبَايِعُونَكَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ب ي ع»، به معنای بیعت می‌کنند؛ «كَ» ضمیر مفعولی، خطاب به پیامبر
  • تَحْتَ: ظرف مکان، به معنای زیر
  • الشَّجَرَةِ: اسم، ریشه «ش ج ر»، مجرور، به معنای درخت

فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ

پس آنچه را در دل‌هایشان بود دانست.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب و نتیجه
  • عَلِمَ: فعل ماضی، ریشه «ع ل م»، به معنای دانست
  • مَا: اسم موصول یا موصوله، به معنای آنچه
  • فِي: حرف جر، به معنای در
  • قُلُوبِهِمْ: «قُلُوب» جمع «قلب»، ریشه «ق ل ب»؛ «هِم» ضمیر مضاف‌الیه، به معنای دل‌هایشان

فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ

و آرامش را بر آنان فرو فرستاد.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف عطف
  • أَنْزَلَ: فعل ماضی، باب افعال، ریشه «ن ز ل»، به معنای فرو فرستاد
  • السَّكِينَةَ: اسم، ریشه «س ك ن»، مفعول‌به، به معنای آرامش و اطمینان
  • عَلَيْهِمْ: «على» حرف جر + «هم» ضمیر، به معنای بر آنان

وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا

و آنان را به گشایشی نزدیک پاداش داد.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • أَثَابَهُمْ: فعل ماضی، ریشه «ث و ب»، به معنای پاداش داد؛ «هم» مفعول
  • فَتْحًا: اسم، ریشه «ف ت ح»، مفعول دوم، به معنای گشایش یا پیروزی
  • قَرِيبًا: صفت، ریشه «ق ر ب»، به معنای نزدیک
Nach oben scrollen