047-034-093-محمد

« Back to Glossary Index
و یقین بدانید آنانکه این راهنمائیها را کفران کردند و مردم را از راه الله بازداشتند و هنگامیکه مردند کافر مردند، هرگز الله گناهی از ایشان را چشم پوشی نخواهد کرد (۳4)

آیه: إِنَّ الَّذينَ كَفَروا وَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتوا وَهُم كُفّارٌ فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم

ترجمهٔ فارسیِ: قطعاً کسانی که کفر ورزیدند و مردم را از راه خدا بازداشتند، سپس در حالی مردند که کافر بودند، خدا هرگز ایشان را نخواهد بخشید.


جملهٔ 1: إِنَّ الَّذينَ كَفَروا

ترجمهٔ فارسی: بی‌گمان کسانی که کفر ورزیدند

تحلیل و واژگان:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنی: بی‌گمان، قطعاً. نقش: می‌گذارد اسمش منصوب و خبرش مرفوع شود.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ نقش: اسم «إِنَّ» (منصوب). معنی: کسانی که.
  • كَفَروا: فعل ماضی، فعل + واو جمع؛ ریشه: ك-ف-ر؛ معنی: کفر ورزیدند. نقش: صلهٔ اسم موصول؛ فاعل: واو جمع (آنها).

جملهٔ 2: وَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ

ترجمهٔ فارسی: و (دیگران را) از راه خدا بازداشتند

تحلیل و واژگان:

  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • صَدّوا: فعل ماضی، باب فَعَّل/تضعیف (صدّ)، جمع مذکر؛ ریشه: ص-د-د؛ معنی: بازداشتند، مانع شدند. فاعل: واو جمع.
  • عَن: حرف جر؛ معنی: از.
  • سَبيلِ: اسم مجرور به «عن»؛ ریشه: س-ب-ل؛ معنی: راه، طریق.
  • اللَّهِ: لفظ جلاله، مضافٌ‌إلیه مجرور؛ معنی: خدا.

جملهٔ 3: ثُمَّ ماتوا

ترجمهٔ فارسی: سپس مردند

تحلیل و واژگان:

  • ثُمَّ: حرف عطف تراخی؛ معنی: سپس، آنگاه (فاصلهٔ زمانی).
  • ماتوا: فعل ماضی؛ ریشه: م-و-ت؛ معنی: مردند. فاعل: واو جمع.

جملهٔ 4: وَهُم كُفّارٌ

ترجمهٔ فارسی: در حالی که آنان کافر بودند

تحلیل و واژگان:

  • وَ: حرف عطف/حال؛ این «واو» غالباً واوِ حالیه است؛ معنی: در حالی که.
  • هُم: ضمیر منفصل، جمع مذکر؛ نقش: مبتدا. معنی: آنان.
  • كُفّارٌ: خبر مبتدا، جمع مکسر؛ ریشه: ك-ف-ر؛ معنی: کافران، در حالت کفر.

جملهٔ 5: فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم

ترجمهٔ فارسی: پس هرگز خدا آنان را نخواهد بخشید

تحلیل و واژگان:

  • فَ: فاء تفریع/نتیجه؛ معنی: پس، بنابراین.
  • لَن: حرف نفی و تأکیدِ استقبال؛ معنی: هرگز (در آینده نه).
  • يَغفِرَ: فعل مضارع منصوب به «لن»؛ ریشه: غ-ف-ر؛ معنی: ببخشد/بیامرزد.
  • اللَّهُ: لفظ جلاله، فاعل مرفوعِ «يَغفِرَ»؛ معنی: خدا.
  • لَهُم: جار و مجرور؛ «لـ» حرف جر + «هم» ضمیر متصل؛ نقش: مفعولٌ‌له/متعلّق به فعل؛ معنی: برای ایشان / آنان را.
Nach oben scrollen