047-004-093-محمد

« Back to Glossary Index
و شما مؤمنان اگر به آن کافران رسیدید، گردن های ایشانرا هر چه بیشتر بزنید تا هر چه بیشتر از آنان كشته باشید و اسیران را سخت دربند کنید تا بعدا بتوانید یا بر ایشان منّت گذارید و آزادشان کنید و یا به ازاء مالی، ایشان را رها سازید تا اینکه، به این کارها، جنگ بارهای سنگین خود را فرو گذارد (بر این دستور باید در انتخاب یکی از دو راه نسبت به اسیران مصلحت های عالیه را در نظر گرفت و به فکر این بود مبادا آزاد شدگان دوباره بتوانند آتش جنگ دیگری را برافروزند) و اگر الله میخواست خودش از ایشان انتقام میگرفت ولی خواست بعضی از شما را بوسیله بعضی دیگر بیازماید (یعنی ببیند کدام شما در راه الله با فداکاری کامل با دشمنان دین میجنگید) و کسانیکه در راه الله کشته شدند هرگز او اعمال آنان را به سرگردانی نمی کشاند (4)
متن عربی (یک‌بار نوشتن): فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَروا فَضَربَ الرِّقابِ حَتّىٰ إِذا أَثخَنتُموهُم فَشُدُّوا الوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعدُ وَإِمّا فِداءً حَتّىٰ تَضَعَ الحَربُ أَوزارَها ۚ ذٰلِكَ وَلَو يَشاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنهُم وَلٰكِن لِيَبلُوَ بَعضَكُم بِبَعضٍ ۗ وَالَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعمالَهُم

ترجمهٔ فارسی (کلی): پس هرگاه با کافران روبه‌رو شدید، گردن‌ها را بزنید؛ تا آن‌گاه که آن‌ها را درهم شکستید، بند را محکم کنید؛ سپس یا پس از آن با بخشش آزاد کنید یا با فدیه، تا جنگ بارهای خود را بر زمین نهد. این است حکم. و اگر خدا می‌خواست، از آنان انتقام می‌گرفت؛ ولی تا برخی از شما را به وسیلهٔ برخی دیگر بیازماید. و کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز خدا اعمالشان را تباه نخواهد کرد.


  1. فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَروا فَضَربَ الرِّقابِ
  • ترجمه: پس چون با کسانی که کافر شدند روبه‌رو شدید، آنگاه زدنِ گردن‌ها [را آغاز کنید].
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • فَ: حرف عطف/تفریع.
    • إِذا: ظرف زمان شرطی (غیرجازم).
    • لَقيتُم: فعل ماضی + ضمیر فاعل جمع مخاطب؛ ریشه: ل-ق-ي (لقی).
    • الَّذينَ: اسم موصول، مفعول بهِ «لقيتم» (به اعتبار ملاقات شما آنان را).
    • كَفَروا: فعل ماضی، واو فاعل؛ صله موصول؛ ریشه: ك-ف-ر.
    • فَ: حرف تفریع/عطف.
    • ضَربَ: مصدر منصوب (مفعول مطلق به تقدیر «فاضربوا ضربَ الرقاب» یا مفعول به برای فعل محذوف). ریشه: ض-ر-ب.
    • الرِّقابِ: مضافٌ‌الیهِ «ضرب» (جمع «رقبة» گردن). ریشه: ر-ق-ب.

  1. حَتّىٰ إِذا أَثخَنتُموهُم فَشُدُّوا الوَثاقَ
  • ترجمه: تا آن‌گاه که آنان را به شدّت در هم کوبیدید، پس بند را محکم ببندید.
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • حَتّى: حرف غایت/انتهاء.
    • إِذا: ظرف زمان.
    • أَثخَنتُموهُم: فعل ماضی + ضمیر فاعل «تم» + مفعول «هم»؛ ریشه: ث-خ-ن (إثخان = سخت در هم شکستن/ناتوان کردن).
    • فَ: حرف تفریع.
    • شُدُّوا: فعل امر جمع؛ ریشه: ش-د-د (شدّ).
    • الوَثاقَ: مفعولٌ‌به (بند، زنجیر، اسارت). ریشه: و-ث-ق.

  1. فَإِمّا مَنًّا بَعدُ وَإِمّا فِداءً
  • ترجمه: سپس یا [با] منّت [آزاد کنید] پس از آن، یا [در برابر] فدیه.
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • فَ: حرف تفریع.
    • إِمّا … وَإِمّا: تفصیل و تخییر میان دو گزینه.
    • مَنًّا: مصدر منصوب، مفعول مطلق/حال مقدّر (آزاد کردن بدون عوض). ریشه: م-ن-ن.
    • بَعدُ: ظرف زمان مبنی بر الضم (پس از آن).
    • فِداءً: مصدر منصوب (آزادسازی در برابر عوض). ریشه: ف-د-ي.

  1. حَتّىٰ تَضَعَ الحَربُ أَوزارَها
  • ترجمه: تا وقتی که جنگ بارهای خود را بر زمین نهد [و پایان پذیرد].
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • حَتّى: حرف غایت.
    • تَضَعَ: فعل مضارع منصوب به «حتى»؛ ریشه: و-ض-ع.
    • الحَربُ: فاعل مرفوع؛ ریشه: ح-ر-ب.
    • أَوزارَها: مفعولٌ‌به + ضمیر مضافٌ‌الیه (اوزار = ابزار/بارهای جنگ). ریشه: و-ز-ر.

  1. ذٰلِكَ
  • ترجمه: این است [حکم/شیوه].
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره برای دور، مبتدا یا خبر محذوف به تقدیر «الأمرُ ذلك» یا «ذلك حكمُ الله».

  1. وَلَو يَشاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنهُم
  • ترجمه: و اگر خدا بخواهد، از آنان انتقام می‌گیرد [یا: می‌گرفت].
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • لَو: حرف شرط امتناع لامتناع (شرط غیرواقع).
    • يَشاءُ: فعل مضارع؛ ریشه: ش-ي-ء (شاء).
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
    • لَانتَصَرَ: لام موطئه قسم/جواب شرط + فعل ماضی (جواب شرط)؛ ریشه: ن-ص-ر (انتصر = پیروز/انتقام گرفتن).
    • مِنهُم: جار و مجرور (از آنان).

  1. وَلٰكِن لِيَبلُوَ بَعضَكُم بِبَعضٍ
  • ترجمه: ولی [چنین شد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید.
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • وَلٰكِن: حرف استدراک.
    • لِ: لام تعلیل.
    • يَبلُوَ: فعل مضارع منصوب (به لام تعلیل)؛ ریشه: ب-ل-و (ابتلاء/آزمودن).
    • بَعضَكُم: مفعولٌ‌به + ضمیر مضافٌ‌الیه.
    • بِبَعضٍ: جار و مجرور (وسیله/اسباب).

  1. وَالَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعمالَهُم
  • ترجمه: و کسانی که در راه خدا کشته شدند، هرگز خدا اعمالشان را تباه نخواهد کرد.
  • نقش‌ها و ریشه‌ها:
    • وَ: حرف عطف/استئناف.
    • الَّذينَ: اسم موصول (مبتدا).
    • قُتِلوا: فعل ماضی مجهول + واو نائب فاعل؛ ریشه: ق-ت-ل.
    • في سَبيلِ اللَّهِ: جار و مجرور + مضافٌ‌الیه (در راه خدا).
    • فَ: فاء تفریع/استئنافیه.
    • لَن: حرف نفی و تأکید برای آینده.
    • يُضِلَّ: فعل مضارع منصوب به «لن»؛ ریشه: ض-ل-ل (أضلّ = گم/تباه کردن). در اینجا به معنای «تباه نخواهد کرد/بی‌اثر نخواهد گذاشت».
    • أَعمالَهُم: مفعولٌ‌به + ضمیر مضافٌ‌الیه؛ ریشه: ع-م-ل.

یادداشت نحوی-تفسیری کوتاه:

  • «فَضَربَ الرِّقابِ» در نحو، به تقدیر «فاضربوا ضربَ الرقاب» است؛ مصدرِ «ضرب» برای تأکید فرمان به کار رفته است.
  • «إِمّا مَنًّا … وَإِمّا فِداءً» دو راه‌کار درباره اسیران جنگی هستند، بسته به مصلحت.
  • «حَتّى تَضَعَ الحَربُ أَوزارَها» کنایه از پایان جنگ است.
Nach oben scrollen