| آیه: وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ترجمهٔ تحتاللفظی به فارسی: و هنگامیکه تذکّر داده میشوند، یاد نمیکنند. تحلیل واژگانی و صرفی (صرف و ریشهها): - وَ: حرف عطف، «و».
- إِذَا: ظرف شرط غیر جازم، دلالت بر زمان آینده/وقوع عادی هنگام تحقق شرط دارد؛ «هرگاه/وقتی که».
- ذُكِّرُوا: فعل ماضی مجهول، باب تفعیل (صِیغۀ مجهول)، سومشخص جمع مذکر. ریشه: ذ-ك-ر (ذَكَرَ/یَذْكُرُ). اصل معلوم: ذَكَّرَ (باب تفعیل: تذکّر دادن/یادآوری کردن) → مجهول: ذُكِّرَ (به آنان تذکّر داده شد)؛ با واو جمع: ذُكِّرُوا = «آنان تذکّر داده شدند/به آنان یادآوری شد».
- نوع باب: تفعیل (شدت/تعدیه).
- صیغه: ماضی، مجهول، جمع.
- لَا: حرف نفی جازم معنایی برای مضارع (در اینجا نفی خبری)، «نمی».
- يَذْكُرُونَ: فعل مضارع معلوم، سومشخص جمع مذکر، ریشه: ذ-ك-ر. معنا: «یاد میکنند/به یاد میآورند/متذکّر میشوند/یادآوری میکنند».
- وزن: يَفْعُلُونَ (مضارع مرفوع با ثبوت نون).
- علامت رفع: ثبوت نون، چون از افعال خمسۀ مضارع است.
ساختار نحوی و نکات دستوری: - جملهٔ شرطیهٔ غیرجازمه: «إِذَا» جملهٔ شرط را میآورد و فعل شرط در اینجا «ذُكِّرُوا» (ماضی مجهول) است. «لَا يَذْكُرُونَ» جواب شرط است.
- کاربرد ماضی پس از «إِذَا»: ماضی در اینجا برای تحقق عادی/تکرارشونده به کار رفته و در فارسی بهصورت حالِ تکراری یا آیندهٔ عادی ترجمه میشود: «هرگاه به آنان تذکّر داده میشود، یاد نمیکنند».
- تقابل معلوم/مجهول: بخش اول مجهول (تذکّر از سوی دیگران به ایشان) و بخش دوم معلوم (خودشان یاد نمیکنند)؛ این تقابل تأکید بر تقصیر و بیاعتنایی مخاطبان دارد.
- حذف فاعل در مجهول: فاعلِ «ذُكِّرُوا» ذکر نشده (مجهول)؛ مفهوم آن «هرکه باشد که تذکّر میدهد».
ریشهها و اشتقاقات: - ذ-ك-ر: معناهای اصلی یاد، ذکر، یادآوری. مشتقات: ذِكر، ذَكَرَ، تَذْكِرَة، مُذَكِّر، ذُكِّرَ، يَذْكُرُ، تَذَكَّرَ (باب تفعّل: به یاد آوردن برای خود)، ذَكِّر (امر).
- باب تفعیل در «ذَكَّرَ»: تعدیه و کثرت؛ «یادآوری کردن به دیگری».
- «ذُكِّرُوا»: مجهولِ همان باب → «به ایشان یادآوری شد».
- «يَذْكُرُونَ»: فعل مجرد ثلاثی (فعل لازم/متعدی بسته به مفعول) در معنای «یاد کردن/یادآوری کردن/متذکر شدن».
نوع جمله و معنای کلی: - نوع: جملهٔ خبری شرطی (شرط غیرجازم با «إِذَا»)، بیان عادت/سنت رفتاری.
- معنا: هر وقت برایشان تذکّر و یادآوری صورت میگیرد، آنان از یاد کردن و عبرتگیری سر باز میزنند؛ نشاندهندهٔ بیاعتنایی مستمر به نصیحت و پند.
|