037-012-059-صافات

« Back to Glossary Index
راستی تو را میبینم که از این سخنان در عجب شده ای و مخالفین تو مسخره میکنند (این مطالب دلیل بر آن است که اینها را محمد نساخته، بلکه برای خود او عجیب میآمد) (۱۲)
آیه: «بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ»

ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی: «بلکه تو شگفت زده شدی، و آنان تمسخر می‌کنند.»

تحلیل جمله و بررسی نحوی–صرفی واژه‌ها:

  1. بَلْ
  • نوع: حرف عطف/اضراب.
  • کارکرد: اعراض از مضمون پیشین و انتقال به معنی مقابل یا تصحیح. در اینجا «نه چنین، بلکه…» را می‌رساند.
  • ریشه: حرفی است و ریشهٔ فعلی ندارد.
  1. عَجِبْتَ
  • ساخت: فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص مفرد (تو).
  • وزن: عَجِبَ (فعل لازم، باب فَعِلَ). «تَ» ضمیر فاعلی متصل برای «تو».
  • ریشهٔ ثلاثی: ع-ج-ب (عجب: شگفتی).
  • معنا: «شگفت‌زده شدی / در شگفت آمدی».
  • نکتهٔ نحوی: فعل تام لازم؛ مفعول نمی‌گیرد. فاعل همان «تَ» متصل است.
  • نکتهٔ قرائی: در برخی قرائات، «عَجِبْتُ» (من شگفت‌زده شدم) نیز نقل شده؛ قرائت غالب در مصاحف رایج «عَجِبْتَ» است که خطاب به پیامبر است.
  1. وَ
  • نوع: حرف عطف.
  • کارکرد: عطف جملهٔ دوم بر اول؛ جمع دو گزاره.
  1. يَسْخَرُونَ
  • ساخت: فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص جمع (آنان).
  • باب/وزن: سَخِرَ–يَسْخَرُ (لازم).
  • ریشهٔ ثلاثی: س-خ-ر (سُخرية/مسخره‌کردن).
  • علامت رفع: نون ثبوت (واو جمع + نون).
  • معنا: «تمسخر می‌کنند / به ریشخند می‌گیرند».
  • فاعل: ضمیر مستتر «هُم» که در واو جمع ظهور دارد (واو جماعت نشان‌دهندهٔ جمع است).

ساختار جمله:

  • نوع جمله: خبریه مرکب از دو جملهٔ فعلیه که با «بل» و «واو عطف» پیوسته‌اند.
  • جملهٔ اول: «عَجِبْتَ» (فعل ماضی + فاعل ضمیر متصل).
  • جملهٔ دوم: «يَسْخَرُونَ» (فعل مضارع + فاعل ضمیر مستتر دالّ بر «آن‌ها»).
  • پیوند معانی: «بل» نشان می‌دهد که حقیقت امر این است: تو در شگفتی هستی از حال آنان/از تکذیبشان، و در مقابل، آنان به جای درنگ و اندیشه، مسخره می‌کنند.

کارکرد بلاغی و دلالت معنایی:

  • تقابل «عَجِبْتَ» با «يَسْخَرُونَ» تضادی هدایتی–انکاری می‌سازد: شگفتیِ فرستاده در برابر رفتار سبک‌سرانهٔ منکران.
  • «ماضی» در «عَجِبْتَ» ثبوت و تحقق را می‌رساند؛ «مضارع» در «يَسْخَرُونَ» استمرار و تداوم استهزا را نشان می‌دهد.
  • ایجاز: با کمترین الفاظ، وضعیت روانی مخاطَبِ الهی و واکنش کافران تصویر می‌شود.

ریشه‌ها و مشتقات اصلی:

  • ع-ج-ب: عَجِبَ (شگفت‌زده شد)، عَجَب (شگفتی)، عَجيب (شگفت‌انگیز)، تَعَجُّب (شگفتی کردن).
  • س-خ-ر: سَخِرَ (مسخره کرد)، سُخرية/سِخرية (مسخره)، ساخر (مسخره‌کننده)، استِهزاء هم‌معنی در ریشهٔ دیگر ه-ز-أ.

نوع جمله و معنای کلی:

  • نوع: خبری، توصیفی–انکاری با لحن توبیخی نسبت به منکران.
  • معنای کلی: «نه آن‌گونه که آنان می‌پندارند؛ بلکه تو از رفتار و تکذیبشان در شگفتی، و آنان پیوسته به جای پذیرش حقیقت، تمسخر می‌کنند.»
  • نکتهٔ تفسیری کوتاه: «تو» در عرف رایج به پیامبر خطاب است؛ شگفتی از شدت لجاجت و کوردلی منکران است، و «تمسخر» رفتار مستمر ایشان در برابر آیات و هشدارها.
Nach oben scrollen