033-073-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و برای وجود چنین امانتی در انسان و پشت گوش انداختن آن است که الله هر مرد و زن دورو، یا هر مرد و زن مشرک را در آخرت عذاب خواهد کرد و توبه هر مرد و زن مؤمن را میپذیرد، آری، الله نسبت به هر کس که حقیقتا به انسانیت و امانتش عمل کند چشم پوش و مهربان خواهد بود (آسمانها و زمین و کوهها اشاره به تمام جمادات مختلف کوچک و بزرگند و میدانیم، در میان جمادات و انسان که اولی ها هیچ عقل و قوه تمیز خوب و بد ندارند و دومی ها چنین قوه ای را بطور کامل دارند، نباتات و حیوانات مختلف قرار گرفته اند که به نسبتهای کمتری چنین قوه ای را دارند و مثل انسان نیستند که خلاف آنچه را دارند، نشان دهند و دورو باشند و لذا خالق عالم از این موجودات میانی سخنی نفرموده. اینگونه آیات آموزنده فلسفی و اجتماعی است که بلند پایگی و از الله بودن قرآن و اسلام را میرساند و افسوس که مفسران دیگر قرآن، در اغلب فرقه های مختلف اسلام بجای این توضیحات ساده و روشن تا توانسته اند موهوماتی را نوشته اند و لذا بر مسلمانان فهيم واجب است که با تبلیغات وسیعِ خود موهومات را از دامن اسلام و قرآن پاک سازند)

تبصره: پس از اینکه در ذیقعده سال پنجم هجری از یک طرف کافران مکه در جنگ احزاب فراری شدند و از طرف دیگر یهودیان بنی قریضه که به مسلمانان خیانت کرده بودند، نابود گردیدند، حکومت مسلمانان در مدینه چنان قدرتی بدست آورد که ملجاء محکمی برای کلیه حق خواهان گردید و لذا می بینیم از این پس، هجرتِ حق جویان چه مرد باشند و چه زن، از مکانهای اطراف بسوی مسلمانان مدينه شروع میشود و آن در سوره ممتحنه یاد آوری شده است. (۷۳)

لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

تا خدا مردان و زنانِ منافق و مردان و زنانِ مشرک را عذاب کند، و خدا توبهٔ مردان و زنانِ مؤمن را بپذیرد؛ و خدا همواره آمرزنده و مهربان است.

لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ

ترجمه: تا خدا مردان و زنانِ منافق را عذاب کند. شرح واژه‌ها:

  • لِيُعَذِّبَ: لِ (حرف تعلیل/غایت) + يُعَذِّبَ (فعل مضارع منصوب از ریشهٔ ع-ذ-ب، باب تفعیل «عذّبَ»، معنا: عذاب دهد).
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع.
  • الْمُنَافِقِينَ: جمع مذکر سالم منصوب به‌عنوان مفعول‌به، از ریشهٔ ن-ف-ق (نِفاق: دوگانه‌روی/پنهان‌کردن کفر).
  • وَالْمُنَافِقَاتِ: جمع مؤنث سالم منصوب، عطف بر «الْمُنَافِقِينَ».

وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ

ترجمه: و مردان و زنانِ مشرک را. شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • الْمُشْرِكِينَ: جمع مذکر سالم منصوب، از ریشهٔ ش-ر-ك (شرک: شریک‌گرفتن برای خدا). اسم فاعل باب إفعال «أشرک».
  • وَالْمُشْرِكَاتِ: جمع مؤنث سالم منصوب، عطف بر «الْمُشْرِكِينَ».

وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ

ترجمه: و خدا توبهٔ مردان و زنانِ مؤمن را بپذیرد. شرح واژه‌ها:

  • وَيَتُوبَ: وَ (عطف) + يَتُوبَ (مضارع منصوب به‌سبب عطف بر «يُعَذِّبَ»، از ریشهٔ ت-و-ب، معنا: بازگردد/بپذیردِ توبه).
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
  • عَلَى: حرف جر (مصاحبت/تعدیه در «تابَ اللهُ على فلانٍ» به‌معنای «توبه‌اش را پذیرفت/به او بازگشت به رحمت»).
  • الْمُؤْمِنِينَ: جمع مذکر سالم مجرور به «على»، از ریشهٔ أ-م-ن (ایمان/ایمنی).
  • وَالْمُؤْمِنَاتِ: جمع مؤنث سالم مجرور، عطف بر «الْمُؤْمِنِينَ».

وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

ترجمه: و خدا همواره آمرزنده و مهربان بوده است. شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كَانَ: فعل ماضی ناقص (دلالت بر ثبوت و دوام).
  • اللَّهُ: اسم كان مرفوع.
  • غَفُورًا: خبر كان اول، منصوب؛ صیغهٔ مبالغه از ریشهٔ غ-ف-ر (پوشاندن/آمرزیدن).
  • رَحِيمًا: خبر كان دوم، منصوب؛ صیغهٔ مبالغه از ریشهٔ ر-ح-م (مهربانی/رحمتِ پیوسته).
Nach oben scrollen