033-066-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
این کفران کنندگان در زمانیکه با صورتهاشان در آتش سرنگون میشوند خواهند گفت، کاش ما، از الله و از چنین پیغمبری اطاعت می کردیم (66)
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا

روزی که چهره‌هایشان در آتش دگرگون و زیرورو می‌شود، می‌گویند: ای کاش خدا را فرمان برده بودیم و پیامبر را اطاعت کرده بودیم.


يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ

روزی که چهره‌هایشان در آتش پیوسته دگرگون می‌شود.

شرح واژه‌ها:

  • يَوْمَ: اسم زمان، منصوب؛ ریشه: ي و م؛ به معنای «روز».
  • تُقَلَّبُ: فعل مضارع مجهول، مؤنث مفرد؛ ریشه: ق ل ب؛ به معنای «زیر و رو می‌شود، دگرگون می‌گردد».
  • وُجُوهُهُمْ: «وُجُوهُ» جمع «وَجْه»، اسم مرفوع به عنوان نائب فاعل؛ ریشه: و ج ه؛ «هُمْ» ضمیر متصل، مضاف‌الیه؛ به معنای «چهره‌هایشان».
  • فِي: حرف جر؛ به معنای «در».
  • النَّارِ: اسم مجرور با «في»؛ ریشه: ن و ر؛ به معنای «آتش».

يَقُولُونَ

می‌گویند.

شرح واژه‌ها:

  • يَقُولُونَ: فعل مضارع معلوم، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ق و ل؛ به معنای «می‌گویند».

يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ

ای کاش خدا را اطاعت کرده بودیم.

شرح واژه‌ها:

  • يَا: حرف ندا.
  • لَيْتَ: حرف تمنّی؛ برای بیان آرزو و حسرت.
  • نَا: ضمیر متصل، اسم «ليت»؛ به معنای «ما».
  • أَطَعْنَا: فعل ماضی، متکلم جمع؛ ریشه: ط و ع؛ به معنای «اطاعت کردیم».
  • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب؛ به معنای «خدا».

وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا

و پیامبر را اطاعت کرده بودیم.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
  • أَطَعْنَا: فعل ماضی، متکلم جمع؛ ریشه: ط و ع؛ به معنای «اطاعت کردیم».
  • الرَّسُولَا: اسم منصوب، مفعول‌به؛ ریشه: ر س ل؛ به معنای «فرستاده، پیامبر».

تُقَلَّبُ

معناهای دقیق و گسترده

تُقَلَّبُ فعل مضارع مجهول است و به‌طور کلی به معنای «گردانده می‌شود»، «دگرگون می‌شود»، «زیر و رو می‌شود» یا «در حالت‌های مختلف قرار داده می‌شود» به‌کار می‌رود. این واژه بر انجام شدن عمل تغییر یا چرخش بر روی یک چیز، بدون تصریح فاعل، دلالت دارد.
در متون ادبی و دینی، این فعل می‌تواند به تغییر حالت‌های درونی، احوال انسانی یا دگرگونی‌های پی‌درپی نیز اشاره داشته باشد.


ریشه و ساخت واژه

  • ریشه ثلاثی: ق ل ب
  • مصدر اصلی: تَقْلِيب
  • باب صرفی: باب تفعیل
  • صیغه: مضارع مجهول
  • شخص و شمار: مفرد، غایب

    ریشه «ق ل ب» در زبان عربی مفهوم چرخش، بازگشت، دگرگونی و تبدیل را در بر دارد. از همین ریشه، واژگانی مانند «قلب» (دل) نیز ساخته شده که به سبب دگرگونی سریع حالات درونی چنین نام‌گذاری شده است.


کاربرد در زبان عربی

  • در زبان روزمره برای بیان چرخاندن یا برگرداندن اشیاء به‌کار می‌رود.
  • در متون ادبی برای بیان دگرگونی‌های پی‌درپی حالات، زمان یا سرنوشت استفاده می‌شود.
  • در متون دینی برای اشاره به تغییر حالات دل‌ها، شب و روز یا احوال انسان‌ها دیده می‌شود.

نمونه کاربرد مفهومی:

  • دل‌ها دگرگون می‌شوند.
  • احوال انسان‌ها پیوسته تغییر می‌کند.

اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)

ریشه «ق ل ب» از کهن‌ترین ریشه‌های زبان عربی است و در زبان‌های سامی دیگر نیز مفاهیمی نزدیک به «چرخش» و «بازگشت» دارد. تحول معنایی آن از حرکت فیزیکی (برگرداندن چیزی) به مفاهیم انتزاعی‌تر مانند دگرگونی احوال، تغییر سرنوشت و تحول درونی گسترش یافته است.


مترادف‌ها (Synonyme)

  • تُغَيَّرُ (دگرگون می‌شود)
  • تُبَدَّلُ (تبدیل می‌شود)
  • تُحَوَّلُ (تغییر داده می‌شود)
  • تُدارُ (گردانده می‌شود)

متضادها (Antonyme)

  • تُثَبَّتُ (ثابت می‌شود)
  • تُقَرَّرُ (تعیین و پایدار می‌شود)
  • تَبْقَى عَلَى حَالِهَا (بر حال خود باقی می‌ماند)
Nach oben scrollen