033-058-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و کسانی که مردان و زنان مؤمن را که کار بدی نکرده اند، با سخنانی بد می رنجانند، در پرونده خود نسبتِ دروغ دادن و گناهِ روشنی را گذاشته اند (۵۸)
وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

و کسانی که مردان و زنان باایمان را بی‌آنکه کاری مرتکب شده باشند آزار می‌دهند، قطعاً تهمتی بزرگ و گناهی آشکار را بر دوش گرفته‌اند.

 

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ

و کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را آزار می‌دهند
شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف.
الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، مبنی، به معنای «کسانی که».
يُؤْذُونَ: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «أذى»، باب إفعال، به معنای آزار دادن؛ واو، فاعل جمع.
الْمُؤْمِنِينَ: اسم جمع مذکر، منصوب به عنوان مفعول‌به، از ریشهٔ «أمن»، به معنای ایمان‌آورندگان.
وَ: حرف عطف.
الْمُؤْمِنَاتِ: اسم جمع مؤنث سالم، معطوف بر «المؤمنين»، از همان ریشهٔ «أمن»، به معنای زنان ایمان‌آورنده.


بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا

بی‌آنکه چیزی را به دست آورده یا مرتکب شده باشند
شرح واژه‌ها:
بِ: حرف جر.
غَيْرِ: اسم مجرور به سبب حرف جر، به معنای «غیر، بدون».
مَا: اسم موصول یا مصدری، به معنای «آنچه».
اكْتَسَبُوا: فعل ماضی، از ریشهٔ «كسب»، باب افتعال، به معنای به دست آوردن یا مرتکب شدن؛ واو، فاعل جمع.


فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

پس به‌راستی تهمتی بزرگ و گناهی آشکار را بر دوش گرفته‌اند
شرح واژه‌ها:
فَ: حرف نتیجه و تفریع.
قَدْ: حرف تحقیق، برای تأکید وقوع فعل.
احْتَمَلُوا: فعل ماضی، از ریشهٔ «حمل»، باب افتعال، به معنای بر دوش گرفتن و متحمل شدن؛ واو، فاعل جمع.
بُهْتَانًا: اسم منصوب به عنوان مفعول‌به، از ریشهٔ «بهت»، به معنای تهمت بزرگ و دروغ سنگین.
وَ: حرف عطف.
إِثْمًا: اسم منصوب، به معنای گناه.
مُبِينًا: صفت برای «إثم»، از ریشهٔ «بان»، به معنای آشکار و روشن.

Nach oben scrollen