033-030-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
ای زنانِ مردی که موردِ پیامِ الله است، هر یک از شما که عمل زشتی انجام داد که حقیقتا معلوم شد، زشت است برایش دوبرابر عذابی خواهد بود که برای زنان غیر پیغمبر است و این استثنا بر الله آسان است (۳۰)
يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا

ای همسران پیامبر، هر یک از شما که مرتکب کار زشت آشکار شود، عذاب او دو برابر خواهد شد، و این کار برای خدا آسان است.


يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ

ای همسران پیامبر
شرح واژه‌ها:

  • يَا: حرف ندا، برای خطاب مستقیم.
  • نِسَاءَ: جمع «امرأة»، منصوب به سبب ندا، مضاف.
  • النَّبِيِّ: اسم، مفرد، مضاف‌الیه مجرور، از ریشه «ن ب أ» به معنای خبر دهنده و پیام‌آور.


مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ

هر یک از شما که کار زشت آشکاری انجام دهد
شرح واژه‌ها:

  • مَن: اسم شرط جازم، به معنای «هر کس».
  • يَأْتِ: فعل مضارع مجزوم به شرط، از ریشه «أ ت ي»، به معنای آمدن یا انجام دادن.
  • مِنكُنَّ: «مِن» حرف جر + «كُنَّ» ضمیر متصل جمع مؤنث، مجرور.
  • بِفَاحِشَةٍ: «بِ» حرف جر + «فاحشة» اسم مجرور، از ریشه «ف ح ش»، به معنای کار بسیار زشت.
  • مُّبَيِّنَةٍ: صفت برای «فاحشة»، اسم فاعل از ریشه «ب ي ن»، به معنای آشکار و روشن.


يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ

عذاب برای او دو برابر خواهد شد
شرح واژه‌ها:

  • يُضَاعَفْ: فعل مضارع مجهول مجزوم (جواب شرط)، از ریشه «ض ع ف»، به معنای چند برابر شدن.
  • لَهَا: «لِ» حرف جر + «ها» ضمیر مؤنث مفرد، به معنای «برای او».
  • الْعَذَابُ: اسم مرفوع، فاعل در ساخت مجهول، از ریشه «ع ذ ب»، به معنای کیفر و مجازات.
  • ضِعْفَيْنِ: مثنای «ضعف»، منصوب، به معنای دو برابر.


وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا

و این کار برای خدا آسان است
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كَانَ: فعل ماضی ناقص، برای بیان دوام یا تحقق.
  • ذَٰلِكَ: اسم اشاره مفرد، اسم «كان».
  • عَلَى: حرف جر، برای بیان توان و تسلط.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به حرف جر.
  • يَسِيرًا: خبر «كان» منصوب، از ریشه «ي س ر»، به معنای آسان و سبک.
Nach oben scrollen