033-026-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و کسانی از اهل کتاب را که به آنان کمک کردند، از قلعه های محکم ایشان فرو آورد و آن ترس عجیب را در دلهای ایشان افکند و کارشان بجائی رسید که قسمتی از ایشان را شما مسلمانان کشتید و قسمت دیگر را اسیر گرفتید (26)
وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا

و آنان از اهل کتاب را که با ایشان هم‌پیمان شده بودند، از دژهایشان فرود آورد، و در دل‌هایشان ترس افکند؛ گروهی را می‌کشتید و گروهی را اسیر می‌گرفتید.


وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ

و کسانی از اهل کتاب را که آنان را پشتیبانی کرده بودند، از دژهایشان فرود آورد.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله به قبل.
  • أَنزَلَ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «ن ز ل»، به معنای فرود آورد، پایین کشید.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، به معنای «کسانی که».
  • ظَاهَرُوهُم: فعل ماضی، باب مفاعله، ریشه «ظ هـ ر»، «پشتیبانی کردند»؛ «هم» ضمیر مفعولی به معنای «ایشان».
  • مِّنْ: حرف جر، برای بیان تبعیض یا منشأ.
  • أَهْلِ: اسم، ریشه «أ هـ ل»، به معنای اهل، وابستگان.
  • الْكِتَابِ: اسم، معرفه، ریشه «ك ت ب»، اشاره به اهل کتاب.
  • مِنْ: حرف جر، به معنای «از».
  • صَيَاصِيهِمْ: اسم جمع، ریشه «ص ي ص»، به معنای دژها و قلعه‌ها؛ «هم» ضمیر ملکی.

وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ

و در دل‌هایشان ترس افکند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • قَذَفَ: فعل ماضی، ریشه «ق ذ ف»، به معنای افکندن، انداختن.
  • فِي: حرف جر، به معنای «در».
  • قُلُوبِهِمْ: اسم جمع «قلب»، ریشه «ق ل ب»، دل‌ها؛ «هم» ضمیر ملکی.
  • الرُّعْبَ: اسم، ریشه «ر ع ب»، به معنای ترس شدید؛ مفعول‌به.

فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا

پس گروهی را می‌کشتید و گروهی را اسیر می‌گرفتید.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع، بیان نتیجه.
  • فَرِيقًا: اسم، ریشه «ف ر ق»، به معنای گروه؛ مفعول‌به.
  • تَقْتُلُونَ: فعل مضارع، باب فعل، ریشه «ق ت ل»، می‌کشید؛ واو، علامت جمع مخاطب.
  • وَ: حرف عطف.
  • تَأْسِرُونَ: فعل مضارع، باب إفعال، ریشه «أ س ر»، اسیر می‌گرفتید.
  • فَرِيقًا: اسم، ریشه «ف ر ق»، گروهی دیگر؛ مفعول‌به دوم.
Nach oben scrollen