033-025-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
آری عاقبت، الله کفران کنندگانی را که به جنگ با مسلمانان آمده بودند، با کمالِ خشمشان باز گرداند، بطوریکه به چیز مفیدی نرسیدند و الله در جنگ احزاب مؤمنان را کافی بود و الله پرقدرت و غلبه کننده ای میباشد (۲۵)
وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا ۚ وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا

و خداوند کافران را در حالی که سرشار از خشم بودند بازگرداند، بی‌آنکه به هیچ خیری دست یابند؛ و خداوند مؤمنان را از جنگ بی‌نیاز ساخت؛ و خداوند همواره نیرومند و شکست‌ناپذیر است.


وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ

و خداوند کسانی را که کفر ورزیدند، در حالی که خشمگین بودند، بازگرداند.

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند جمله‌ها
  • رَدَّ: فعل ماضی، باب ردّ، ریشه «ر د د»، به معنای بازگرداند، دفع کرد
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ مرفوع
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، در محل مفعول‌به
  • كَفَرُوا: فعل ماضی جمع، ریشه «ك ف ر»، به معنای انکار کردند، کافر شدند
  • بِ: حرف جر
  • غَيْظِ: اسم مجرور، ریشه «غ ي ظ»، به معنای خشم شدید
  • هِمْ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه، به معنای «آنان»

لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا

هیچ خیری به دست نیاوردند.

  • لَمْ: حرف نفی و جزم، نفی گذشته
  • يَنَالُوا: فعل مضارع مجزوم به «لم»، ریشه «ن ي ل»، به معنای رسیدن، دست یافتن
  • خَيْرًا: اسم منصوب، مفعول‌به، به معنای نیکی، سود، فایده

وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ

و خداوند مؤمنان را از جنگ کفایت کرد.

  • وَ: حرف عطف
  • كَفَى: فعل ماضی جامد، ریشه «ك ف ي»، به معنای بس بود، کفایت کرد
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع
  • الْمُؤْمِنِينَ: اسم جمع، منصوب، مفعول‌به اول، ریشه «أ م ن»، به معنای ایمان‌آورندگان
  • الْقِتَالَ: اسم منصوب، مفعول‌به دوم، ریشه «ق ت ل»، به معنای جنگ، نبرد

وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا

و خداوند همواره نیرومند و شکست‌ناپذیر بوده است.

  • وَ: حرف عطف
  • كَانَ: فعل ناقص ماضی، برای بیان ثبوت و دوام
  • اللَّهُ: اسم «کان»، مرفوع
  • قَوِيًّا: خبر اول «کان»، منصوب، ریشه «ق و ي»، به معنای نیرومند
  • عَزِيزًا: خبر دوم «کان»، منصوب، ریشه «ع ز ز»، به معنای غالب، شکست‌ناپذیر
Nach oben scrollen