033-020-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
آنان تا مدتی تصور میکردند که لشگریان دشمنِ شما نرفته اند (چون عده ای از اینان سیاهی لشگر مسلمین و در عقبِ جبهه مسلمانان بودند تا مدتی نمی دانستند که دشمن روی معجزة الله باز گشته است) و اگر میدیدند که آن لشگرها بسوی مسلمانان حمله کرده و پیش آمده اند، دوست میداشتند کاش ایشان دور از لشگریان اسلام و در میان عربهای بیابانی بودند و خبر شکست شما را از دیگران میپرسیدند و اینان اگر در میان شما مسلمانان حقیقی قرار میگرفتند جز اندکی جنگ نمی کردند (۲۰)
يَحسَبونَ الأَحزابَ لَم يَذهَبوا ۖ وَإِن يَأتِ الأَحزابُ يَوَدّوا لَو أَنَّهُم بادونَ فِي الأَعرابِ يَسأَلونَ عَن أَنبائِكُم ۖ وَلَو كانوا فيكُم ما قاتَلوا إِلّا قَليلًا

گمان می‌کنند که گروه‌های هم‌پیمان هنوز نرفته‌اند، و اگر آن گروه‌ها بازگردند، آرزو می‌کنند که کاش در میان بادیه‌نشینان بودند و از دور خبرهای شما را می‌پرسیدند، و اگر هم در میان شما بودند، جز اندکی نمی‌جنگیدند.


يَحسَبونَ الأَحزابَ لَم يَذهَبوا

گمان می‌کنند که گروه‌های هم‌پیمان نرفته‌اند.
شرح واژه‌ها:

  • يَحسَبونَ: فعل مضارع، مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ح س ب»؛ به معنی گمان بردن، حساب کردن. واو: ضمیر جمع مذکر غایب (آن‌ها).
  • الأَحزابَ: اسم، جمع؛ مفعولٌ‌به منصوب؛ از ریشهٔ «ح ز ب»؛ به معنی گروه‌ها، دسته‌های هم‌پیمان.
  • لَم: حرف نفی و جزم؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند و به گذشتهٔ منفی دلالت دارد.
  • يَذهَبوا: فعل مضارع مجزوم به «لم» با حذف نون؛ از ریشهٔ «ذ ه ب»؛ به معنی رفتن. واو: ضمیر جمع.

وَإِن يَأتِ الأَحزابُ يَوَدّوا

و اگر گروه‌ها بیایند، آرزو می‌کنند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِن: حرف شرط جازم.
  • يَأتِ: فعل مضارع مجزوم به «إن» با حذف حرف علت؛ از ریشهٔ «أ ت ي»؛ به معنی آمدن.
  • الأَحزابُ: اسم، فاعل مرفوع؛ جمع از «حزب».
  • يَوَدّوا: فعل مضارع مجزوم به عنوان جواب شرط با حذف نون؛ از ریشهٔ «و د د»؛ به معنی دوست داشتن، آرزو کردن. واو: ضمیر جمع.

لَو أَنَّهُم بادونَ فِي الأَعرابِ

که کاش آنان در میان بادیه‌نشینان بودند.
شرح واژه‌ها:

  • لَو: حرف تمنّی؛ برای بیان آرزو.
  • أَنَّهُم: «أنَّ» حرف مشبه بالفعل برای تأکید + «هم» ضمیر جمع؛ معنی: اینکه آنان.
  • بادونَ: اسم فاعل جمع، خبر «أنّ»؛ از ریشهٔ «ب د و»؛ به معنی ساکنان بادیه، بیابان‌نشینان.
  • فِي: حرف جر.
  • الأَعرابِ: اسم مجرور؛ جمع «أعرابي»؛ به معنی بادیه‌نشینان (نه عرب به معنای قومی).

يَسأَلونَ عَن أَنبائِكُم

از خبرهای شما می‌پرسند.
شرح واژه‌ها:

  • يَسأَلونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «س أ ل»؛ به معنی پرسیدن. واو: ضمیر جمع.
  • عَن: حرف جر.
  • أَنبائِكُم: اسم مجرور به «عن» و مضاف؛ جمع «نَبَأ» از ریشهٔ «ن ب أ»؛ به معنی خبرهای مهم. «كم»: ضمیر مخاطب جمع (شما).

وَلَو كانوا فيكُم ما قاتَلوا إِلّا قَليلًا

و اگر هم در میان شما بودند، جز اندکی نمی‌جنگیدند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَو: حرف شرط غیر جازم؛ برای فرض محال یا بعید.
  • كانوا: فعل ماضی ناقص؛ از ریشهٔ «ك و ن»؛ به معنی بودند. واو: اسم «كان» (ضمیر جمع).
  • فيكُم: «في» حرف جر + «كم» ضمیر مخاطب جمع؛ به معنی در میان شما.
  • ما: حرف نفی.
  • قاتَلوا: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «ق ت ل» باب مفاعله؛ به معنی جنگیدن. واو: ضمیر جمع.
  • إِلّا: ادات استثناء.
  • قَليلًا: اسم منصوب؛ مستثنی؛ از ریشهٔ «ق ل ل»؛ به معنی اندک.
Nach oben scrollen