033-016-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
بگو اگر از مرگ یا کشته شدن، فرار میکردید، آن فرار برای شما فایده ای نمی داشت، زیرا جز اندک بهره ای از این فرار نمی بردید (اگر فرار میکردند، چون خواست الله بود که جنگی نشود و دشمن مراجعت نماید، جز بدنامی برای فراریان چیزی نمی ماند) (16)
قُل لَن يَنفَعَكُمُ الفِرارُ إِن فَرَرتُم مِنَ المَوتِ أَوِ القَتلِ وَإِذًا لا تُمَتَّعونَ إِلّا قَليلًا

بگو: اگر از مرگ یا کشته‌شدن بگریزید، این گریز هرگز برای شما سودی نخواهد داشت، و در آن صورت جز بهره‌ای اندک بهره‌مند نخواهید شد.


قُل لَن يَنفَعَكُمُ الفِرارُ

بگو: گریز هرگز به سود شما نخواهد بود.
قُل: فعل امر، ریشه «ق و ل»، به‌معنای گفتن؛ خطاب به پیامبر.
لَن: حرف نفی ابد یا تأکید بر نفی آینده.
يَنفَعَكُم: فعل مضارع، ریشه «ن ف ع»، به‌معنای سود رساندن؛ «کم» ضمیر متصل، مفعول‌به به‌معنای شما.
الفِرارُ: اسم، ریشه «ف ر ر»، به‌معنای گریختن؛ فاعل فعل «ينفع».


إِن فَرَرتُم مِنَ المَوتِ أَوِ القَتلِ

اگر از مرگ یا کشته‌شدن بگریزید،
إِن: حرف شرط.
فَرَرتُم: فعل ماضی، ریشه «ف ر ر»، به‌معنای گریختید؛ «تم» ضمیر فاعلی جمع.
مِنَ: حرف جر، به‌معنای از.
المَوتِ: اسم، ریشه «م و ت»، به‌معنای مرگ؛ مجرور به «من».
أَوِ: حرف عطف، به‌معنای یا.
القَتلِ: اسم، ریشه «ق ت ل»، به‌معنای کشتن یا کشته‌شدن؛ معطوف بر «الموت».


وَإِذًا لا تُمَتَّعونَ إِلّا قَليلًا

و در آن صورت جز اندکی بهره‌مند نخواهید شد.
وَ: حرف عطف.
إِذًا: حرف جواب و نتیجه، دلالت بر پیامد شرط.
لا: حرف نفی.
تُمَتَّعونَ: فعل مضارع مجهول، ریشه «م ت ع»، به‌معنای بهره‌مند گردانده می‌شوید؛ «ون» علامت جمع.
إِلّا: ادات استثنا.
قَليلًا: اسم، ریشه «ق ل ل»، به‌معنای اندک؛ منصوب به‌عنوان مستثنا.

Nach oben scrollen